مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه با فرمت word : دانلود پایان نامه با موضوع پایان نامه_۳- فایل ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

٢-۲- ۶ـ حق داشتن حریم خصوصی
در آیات متعددی از قرآن و روایات از ائمه بر لزوم رعایت حریم خصوصی تأکید شده است. تحقیق در منابع حقوق اسلام نشان می‌دهد که قدمت حمایت از این حق در حقوق اسلام بسیار بیشتر از سایر نظامهای حقوقی است. به عبارتی حریم خصوصی که در بیش از ۱۴۰۰ سال پیش در اسلام مورد تأکید قرار گرفته ، تاریخچه توجه جدی در غرب به آن به قرون ١٧ و ١٨ میلادی برمی‌گردد. [۳۷]
نکته مهم در تفسیر آیات در روایات اسلامی مربوط به حریم خصوصی این است که آیات و روایات مذکور بیشتر در قالب احکام تکلیفی از مصادیق حریم خصوصی حمایت کرده‌اند. لذا مسئولیت ناقض این حریم را که در زمره احکام وضعی است باید از دل احکام تکلیفی استنباط کرد. [۳۸]
به عنوان مثال در این زمینه می‌توان آیات ۲۷ و ٢٨ سوره نور و همچنین آیه ١٢ سوره حجرات در ارتباط با حفظ حرمت مسکن و همچنین ممنوعیت تجسس در امور مردم می‌باشد. با توجه به توضیح کامل در زمینه حریم خصوصی در فصل دوم به همین مختصر اکتفا می‌شود.
۲-٢ـ٧ـ موقعیت بازداشت موقت در نظام دادرسی اسلامی
در حقوق اسلام در ارتباط با اینکه در چه جرائمی بازداشت موقت جایز است، اختلاف نظر وجود دارد. از نظر فقهای عامه بازداشت در کلیه جرائم چنانچه مصلحت جامعه اسلامی ایجاب کند بلااشکال است. منتها برخی از فقهای مذکور این نوع بازداشت را از جنس تعزیر دانسته‌اند و برخی دیگر آن را زندان احتیاطی نامیده‌اند. [۳۹] به نظر می‌رسد اگر قبل از صدور حکم این نوع بازداشت تعزیر نامیده شود، با مبانی حقوقی،همخوانی نداشته باشد .
در میان فقهای امامیه برخی آن را جایز اعلام نموده‌اند. در توجیه این نظر دلایلی از آیات قرآن و سنت می‌آورند: در آیات قرآن ، آیه ١۶ سوره مبارکه مائده استناد می‌کنند. با مراجعه به شأن نزول آیه و توجه به معنای آن (که در ارتباط با فردی است که به جرمی متهم شود ، اتهام از ناحیه ورثه میت بر گواهان نیز وارد شده از این جهت که ورثه هر دو شاهد را نیز به جرم اختلاس متهم نموده‌اند و در این آیه به حبس آندو حکم داده شده است) می‌توان فهمید که مراد از حبس در این آیه، زندان احتیاطی است که در جهت جلوگیری از پایمال شدن حق زیاندیده اعمال شده است و بسیاری از مفسران خطاب «تحبسونهما» را متوجه قضات می‌دانند.[۴۰]
علاوه بر این آیه، به روایتی از کتاب وسایل الشیعه استناد شده که امام صادق (ع) از پیامبر نقل نموده‌اند که در اتهام خون، متهم را تا ۶ روز حبس می‌نمود ودر این مدت اگر اولیاء مقتول نمی‌توانستند برای اثبات قتل دلیل بیاورند او را آزاد می‌کردند.[۴۱]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

این روایت و عقیده حاکم بر آن در قانون آیین دادرسی کیفری ما مورد پذیرش قرار گرفته است و در ماده ٣٢ به آن تصریح شده است.
در مورد مدت بازداشت موقت نیز بین فقها اختلاف نظر وجود دارد. شیخ طوسی و گروهی دیگر از فقها مدت حبس را حداکثر ۶ روز دانسته‌اند. صاحب جواهر با نقل قولی از اسکافی که مدت را سه روز دانسته‌، خود نیز این مدت را ۶ روز صحیح می‌داند و این سه روز را ناشی از اشتباه می‌داند.[۴۲] با توجه و تعمق در این اختلاف، نگرانی و توجه فقها به محدودیت داشتن زمان بازداشت کاملاً به چشم می‌خورد، سلب آزادی از متهمی که هنوز جرم او به اثبات نرسیده است، آثار ناگواری دارد که حتی جامعه نیز از آن متضرر می‌شود. به هر حال از کلام تمام فقها احتیاط در بازداشت استنباط می‌‌شود و همه جواز آن را در صورتی می‌دانند که مصلحتی مهم‌تر از حق آزادی متهم بر بازداشت مترتب باشد.
٢-۲- ٨ـ حق داشتن مترجم:
مترجم یا گزارشگر در دادگاه‌های اسلامی وجود داشته است. مترجم یکی از کارمندان دفتری دادگاه به شمار می‌آمده است. هرگاه یکی از طرفین دعوا پیش قاضی می‌آمد و به زبانی جز زبان قاضی سخن می‌گفته، مرد یا زن مسلمان که عادل و آزاد بود می‌توانست به عنوان مترجم قاضی را در گفت و شنود با طرفین یاری نماید.[۴۳]
به طور مسلم اگر یک فرد نتواند صحبت‌های دادگاه را بفهمد، نخواهد توانست از اتهامی که علیه او اقامه شده دفاع کند که عدم توجه به این موضوع ناقض حق دفاع متهم می‌باشد.
۲-٢ـ٩ـ منع اکراه و شکنجه در حقوق اسلام
در فقه امامیه واز نظر جمهور فقها، در شرایط اقرار به این امر تصریح شده که اقرار کننده باید عاقل، قاصد و مختار باشد. پس اقرار مجنون و مکره به واسطه التزام به حدیث رفع فاقد اعتبار شرعی است.[۴۴]
در خصوص منع اکراه و شکنجه جسمی و روحی متهمین، آیات و احادیث زیادی در فقه اسلامی آمده است که نشانگر دیدگاه‌های مترقی دین اسلام در آن زمان بوده است و در حالی که در قرون گذشته و قبل از الغای شکنجه در سایر مکاتب بشری، متهمان رسماً و قانوناً برای اخذ اقرار تحت فشار و آزادی قرار می‌گرفتند، در نظام عدالت کیفری اسلام برای رعایت حقوق متهم، نه تنهااخذ اقرار و گرفتن اطلاعات بوسیله آزار و شکنجه متهمان ممنوع شده است، بلکه اگرچنین اطلاعاتی نیز گرفته شود فاقد اعتبار شمرده شده و اثری بر آن مترتب نیست. در این زمینه روایات بسیاری وجود دارد اما به دلیل کوتاهی کلام به ذکر یکی از آنها اکتفا می‌شود. در روایتی از امام علی (ع) آمده است که ایشان زمانی که احساس نمودند که متهم دچار ترس و تشویش شده و. ممکن است به خاطر این ترس اقراری خلاف واقع بنماید و بی‌جهت گرفتار و مجازات شود، بلافاصله پس از سوال از اتهامش می‌گوید: «اگر می‌خواهی بگو «نه» ». بدین وسیله متهم متوجه می‌شود که تحت هیچ گونه فشار و اجباری قرار ندارد و می‌گوید: «نه مرتکب سرقت نشدم». در آن واقعه چون شاهد ودلیل دیگری هم نبوده است ، امام (ع) بلافاصله وی را آزاد می‌کند. [۴۵] چنین قضاوت و تصمیمی نشان دهنده عدم اعتبار چنین اقراری نزد حاکم است. زیرا شرایط یک اقرار صحیح وجود نداشته است.
در نهایت مشخص شد که بسیاری از حقوق متهم که امروزه به عنوان اصول غیرقابل انکار شناخته می‌شود از همان بدو اسلام از امور بدیهی و الزامی برای دادرسی شناخته شده بود و عدم توجه به این مبانی می‌توانسته صحت و اعتبار امر قضاوت شده را به خطر بیاندازد که نشانگر اهمیت و فایده رعایت این حقوق می‌باشد. لازم به ذکر است حقوق دیگری برای متهم در نظام اسلامی قابل بررسی است اما به جهت محدودیت تنها به موارد مهم آن در این فصل اشاره شد. رعایت کامل همین حقوق نیز در یک فرایند دادرسی کیفری می‌تواند نویدبخش یک دادرسی عادلانه و مطلوب باشد. اگرچه در زمان حکومت پیامبر (ص) و امام علی(ع) با انتصاب قضات شایسته و صالح در حکومت اسلامی امکان اجرای عدالت وجود داشته است و قضات بر اساس رهنمودهای آن بزرگواران سعی در برقراری یک دادرسی عادلانه می‌نمودند، اما با ورود سایر خلفا به دستگاه حکومتی و عدم توجه و تخصص لازم در این زمینه علی‌رغم وجود قواعد و روایات کافی در جهت ایجاد یک دادرسی عادلانه و همچنین برای حفظ مقام خود در بسیاری موارد این حقوق نادیده گرفته میشد. استقلال قضایی که یکی از پایه‌های یک دادرسی عادلانه است با انتخاب قضات ناصالح و اعمال نظر در عملکرد آنها خدشه‌دار میشد و نقض حقوق متهم در ادوار مختلف خلافت اموی و عباسی نتیجه آن بوده است.
گفتار دوم: پیشینه حقوق متهم در حقوق موضوعه
اگر چه بخش اعظم نظام حقوقی فعلی ما برگرفته از شرع مقدش اسلام می باشد ،اما نمی توان تاثیر حقوق غرب و کشور های اروپایی را در آن نادیده گرفت .آنچه امروزه به عنوان نظام دادرسی اتهامی و یا مختلط شناخته می شود ملهم از قاون دادرسی کیفری زمان ناپلئون در فرانسه است .بنا براین لازم است در جهت رفع نقایص موجود در نحوه رسیدگی در عین توجه به اصول و قواعد اسلامی نگاهی به تحولات کشورهای پیشگام در این زمینه داشت . بنابراین در این قسمت ابتدا پیشینه حقوق متهم و تحولات آن در اروپا وسپس همین موضوع در ایران مد نظر قرار می گیرد.
۱- پیشینه حقوق متهم در اروپا
برخلاف آموزه هایی که درخصوص برابری افراد و سایر اصول دادرسی وجود داشت،در قرون وسطی در اروپا، رفتار برابر در حوزه های کیفری به شکل امروزی به عنوان یک ارزش در نیامده بود. به عبارتی« مساله قاضی ایجاد تناسب میان مجازات و موقعیت و در آمد مجرم بود ، نه میان جرم و مجازات ».[۴۶]به علاوه یکی از اساسی ترین اصول دادرسی عادلانه یعنی رعایت تساوی بین طرفین دعوا رعایت نمی شد و اگر چه گاهی رفتارهای بی رحمانه ای همچون شکنجه ها و مجازات های خشن در سخن ارباب کلیسا همچون سنت اگوستین تقبیح می شد اما هیچگاه ممنوع نشد. بر پایی دادگاه های تفتیش عقاید به اندازه کافی گویای نحوه محاکمه و عدم رعایت حقوق متهم در حین دادرسی در آن زمان بوده است ونیازی به توضیح بیشتر نیست .اما در اواخر قرون وسطی و بعد از ظهور دوره رونسانس جامعه اروپایی به سمت وسویی سوق داده شد که تاکید بیشتری بر حقوق فردی داشت . که بعد ها تلاشهای صورت گرفته، رفته رفته وارد قوانین دادرسی شدو حقوق بسیاری برای متهم تثبیت شد.آنچه که در کد ناپلئون مشاهده می شود نتیجه ی همین تلاش هاست .آزادی خواهان با تجربه تلخی که از دوران قبل داشته اند با تصریح به اصل برائت خواهان حقوقی اساسی برای متهم از جمله حق دفاع ، حق داشتن وکیل و محدودیت در بازداشت ها بوده اند .این تحولات به سرعت در سایر کشور های اروپایی نیز ادامه یافت و بر پایه همین اصل برائت و اصول دیگر حقوق بشری باعث ایجاد نهاد های مختلف حمایتی در قوانین دادرسی شد .با تشکیل نهاد های بین المللی و توجه جهانی به مسائل حقوق بشری توجه به حقوق متهم انسجام خاصی به خود گرفت ؛به نحوی که کشور های مختلف با توجه به آن دست به اصلاحات زیاد در قوانین دادرسی زدند .به عنوان مثال در کشور ایتالیا انتقادات زیادی بر قانون ۱۹۳۰ وارد شد .اصل تساوی سلاح ها موجب شد تا اختیارات دادستان در حد یک مقام تعقیب محدود شود ودر جهت ترافعی نمودن دادرسی بازپرس از نظام حقوقی آن کشور حذف شد . همچنین در جهت رعایت هر چه بیشتر حقوق متهم جانشین های زیادی برای بازداشت موقت ارائه و اختیار قضات در این زمینه بیشتر شد .در نهایت اینکه جهت تسریع در رسیدگی شیوه های نوینی از جمله دادرسی اختصاری پیش بینی شد. فراتر از تمام این اصلاحات باید گفت یک تحول بسیار بزرگ در حقوق اروپا تصویب کنوانسیون اروپایی حقوق بشر در سال ۱۹۵۰ و به دنبال آن نهادهای اجرایی آن یعنی کمیته و دیوان اروپایی حقوق بشر بوده است . این نهاد ها باتوجه به اختیارات خود نقش بسیا ر موثری در تکمیل و اجرای اصول حقوق بشری و رعایت کرامت انسانی در دادرسی های کیفری دارند.در فصول بعدی تاثیر این دونهاد بیشتر بررسی خواهد شد.
۲-پیشینه حقوق متهم در ایران
با توجه به عنوان پایان نامه که در نظر دارد حقوق متهم در نظم دادرسی فعلی را مد نظر قرار دهد ،توجه به سابقه ی این حقوق در تاریخ دادرسی ایران حائز اهمیت است.در سطور ذیل در نظر است تا از یک سو وضع متهمان در ایران باستان و از سوی دیگر نظام دادرسی ایران در ارتباط با حقوق متهم در عصر معاصر را به تصویر کشیده شود.
۲-۱- در ایران باستان
حسب بررسی مورخین و اسناد موجود در ایران باستان «حقوق دفاعی متهم» به معنای واقعی عبارت وجود نداشته است؛ زیرا در آن دوران کلیه شئون مملکتی از جمله حق و قانون وامر دادرسی متعلق به اراده پادشاه و قدرت قشون بوده است. هیچ حقی اعم از حق دفاع یا آزادی دفاع و امثال آن در مقابل آن، حق شمرده نشده است. تصمیمات و احکام پادشاه در نظر مردم وحی و الهام اهورامزدا به شخص پادشاه بوده است؛ قوه عالیه قضایی در اختیار شاه بوده و آن را به افراد سالخورده واگذار می‌کرده است. [۴۷]به علاوه در ایران باستان مانند روم و یونان قدیم، استفاده از روشی غیر معقول اوردالی یا (در) در صورت تردید در انتساب بزه انتسابی به متهم معمول بوده است. (در رابطه با این موضوع در توضیح عصر ساسانی مطالب بیشتری گفته می‌شود). در آن دوران مسئولیت جزایی جمعی و جنایت یک فرد مستلزم هلاکت تمام خویشاوندان او بوده است.
در امور جزایی در حین بازجویی و در صورت لزوم،بازپرس از طریق وعده و وعید و حتی تهدید، متوسل به اخذ اقرار از متهم می‌شده است. عدم حضور متهم در محکمه،ظرف سه روز متوالی و اصرار شاکی به صدور حکم به عنوان صحت ادعای شاکی تلقی می‌شده است و همین امر قرینه اثبات دعوا محسوب میشده و بر اساس آن ،قضات مبادرت به صدور رأی می‌کردند. به گفته ویل دورانت گروهی به نام سخن‌گویان قانون وجود داشته‌اند که مردم برای پیشرفت دعاوی خود در امور قضایی با آنها مشورت می‌کردند.[۴۸] جهت بررسی حقوق متهم دوره باستان را در دو قسمت بررسی می‌شود. قسمت اول دوره هخامنشیان و اشکانیان و در قسمت دوم ، دوره ساسانیان مدنظر قرار می‌گیرد.
۲-۱-۱-دوره هخامنشیان و اشکانیان
باید توجه کرد که در ارتباط با بررسی حقوق متهم لازم است که نحوه رسیدگی و تشریفات آن معلوم باشد تا از لابه‌لای آن بتوان حقوقی را که برای متهم لحاظ شده استنباط کرد. اما متأسفانه از شیوه دادرسی در این دو دوره مطالب زیادی در دست نیست. مرتضی راوندی در خصوص این موضوع می‌نویسد: «از سازمان قضایی اشکانیان که مدت ۵ قرن در منطقه وسیعی از آسیا حکومت می‌کردند، اطلاعات دقیقی نداریم» [۴۹] .
با توجه به اطلاعات موجود به نظر می‌رسد که قضات و دادرسی در دوره هخامنشی در دست دو گروه بوده است؛ از یک طرف دادرسانی در شهرها وجود داشته‌اند که به شکایات و تظلمات مردم رسیدگی می‌کردند، و علاوه بر آنها فرمانداران مستقر در شهرها نظارت در امور حقوقی و قضایی را برعهده داشتند و خود آنها می‌توانستند در تمام مراحل رسیدگی و اظهارنظر نمایند که این موضوع نشان دهنده عدم استقلال قضایی دادرسی بوده است و این خود نقض یکی از حقوق متهم در دسترسی به یک محکمه عادلانه و بی‌طرف محسوب می‌شود. [۵۰]
از طرف دیگرعلاوه بر این دو مقام گاهی شخص شاه در مرکز، دیوان عدالت تشکیل می‌داد و به اتفاق دادرسان مورد اعتماد خود، به دعاوی رسیدگی می‌کرد .همچنین به نظر می‌رسد که بحث احضار و توقیف متهم به اتهام خاص نیز وجود داشته است و برای متهمین جرائم خاص که بیشتر جرائم سیاسی بوده، دادگاه‌های مهمتری در نظر گرفته می‌شده و قضات آن را از افراد بزرگ و مورد اعتماد بیشتر انتخاب می‌شده‌اند؛ «کورش اردن تاس را احضار و توقیف کرد و بعد مجلس مشورتی از هفت نفر رجال درجه اول خود تشکیل داد و فرموده تا او را محاکمه کنند. بعد از محاکمه اردن تاس محکوم به اعدام گردید» [۵۱] .
به نظر می‌رسد در جرائم سیاسی اصل بی‌طرفی قضات رعایت نمی‌شده و تنها بر اساس رأی و نظر پادشاه اقدام به رسیدگی محاکمه و صدور حکم صورت می‌گرفته است ؛به علاوه برای اثبات جرائم به جای فرض بی‌گناهی متهم، از روش های خاص پیش خوراندن آب گوگرد، یا ریختن سرب داغ بر روی زبان و سینه استفاده می‌شده که با توجه به شباهت اجرای آن در بیشتر حکومت‌ها در ایران باستان در قسمت مربوط به ساسانیان توضیح داده می‌شود.
٢ـ١ـ ۲-دوره ساسانی:
قبل از شرح حقوق متهم در این دوره لازم است گفته شود به گواهی مورخان « نظم و ترتیب در قضا به منتهای کمال خود رسیده بود… . اوامری صادر شده بود که از نظر جریان دعوا به این صورت که هر یک از طرفین که بخواهند به پرگویی محاکمات را طول بدهند و کارها را معوق و مشکل نمایند، جلوگیری شود و ممکن بود بر هر قاضی که بنا بر منفعتی باطلی را حق یا حقی را باطل نماید، اقامه دعوا نمود.»[۵۲] به نظر می‌رسد در این دوران، بتوان به حضور و دخالت پلیس قضایی در دادرسی اشاره نمود. در این دوران پلیس به نام «کوی‌پان» وجود داشته که از خصوصیات و شرایط انتصاب این بود که بایستی با مراحل رسیدگی دادگاه در تعقیب پرونده‌ها و رسیدگی به اتهامات آشنا باشد. همچنین لازم بود که صلاحیت اموری راکه دادگاه به او دستور می‌دهد ،داشته باشد ودر تشخیص مسائلی که مربوط به اثبات گناهکاری متهم لازم است تسلط داشته باشد .این پلیس که نقش دادسرا را در تحقیقات مقدماتی ایفا می‌کرده یک نیروی کاملاً موثر و منظم در این دوره به شمار می‌آمده است.[۵۳]
از جمله حقوق متهم که در این دوران علاوه بر موارد بالا می‌توان برشمرد به شرح ذیل می‌باشد:
١ـ جلب یا توقیف متهم در مرحله اول انتساب اتهام به وی ممکن نبوده است؛ بلکه هرگاه دلایل کافی دال بر مجرمیت وی وجود داشت و قاضی توجه اتهام به وی را زیاد میدانست، آنگاه ممکن بود دستور جلب وی را صادر کند.
٢ـ در جهت حفظ حقوق افراد دیگر لازم بود که کوی‌پان، پس از حصول یقین نسبت به صحت نام و مشخصات شخص او را جلب یا توقیف نماید و در صورت جلب شخص دیگر کوی‌پان پاسخگو می‌بوده و مسئولیت داشته است.
٣ـ طرفین حق انتخاب وکیل داشته‌اند و حتی در صورتی که یکی از طرفین وکیل ارائه می‌نمود، قاضی می‌بایست از صحت انتصاب وی اطمینان حاصل کند.
۴ـ در صورت بی‌اساس بودن اتهام یا عدم انتساب آن به متهم، روند دادرسی به سرعت متوقف می‌شده است.
۵ـ در صورتی که بنا به دلایل واهی متهم زندانی می‌شد، و بعداً بی‌گناهی وی مشخص می‌شد بلافاصله بایستی آزاد می‌شد و شاکی (به دلیل ایراد اتهام واهی به او) وادار به جبران خسارت از وی می‌شد .
۶ـ، زمانی که دادگاه شاکی را محکوم به بی‌حقی می‌کند، برای جبران خسارت احتمالی که به متهم وارد می‌شده ، اخذ تأمین از شاکی پیش‌بینی شده بود.
٧ـ اخذ وثیقه یا بازداشت موقت متهم به عنوان تأمینهای کیفری تنها برای جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم و یا برای جلوگیری از جبران ضرر و زیان ناشی از جرم امکان‌پذیر بوده است.
٨ـ اگر بازداشت شاکی و متهم (هر دو ) لازم بوده نباید آن دو را در یک مکان بازداشت می‌نمودند.
٩ـ متهم حق انکار اتهام منتسب به خود را داشته است و در صورتی که برای اثبات بی‌گناهی خود وجمع‌آوری دلایل و مدارک نیازمند دلیل بوده، محکمه باید به او فرصت مناسب می‌داده است.
١٠ـ اگر فردی، متهم به دو جرم می‌شد، اثبات شدن جرم اول دلیل یا قرینه بر ارتکاب جرم دوم نبوده است و لازم بود قاضی با کمال دقت به اتهام ثانوی رسیدگی و اتخاذ تصمیم نماید.
١١ـ تنبیه متهم و به عبارتی اعمال شکنجه پیش از اثبات جرم و برای گرفتن اعتراف در مراحل بازجویی و رسیدگی ممنوع بوده است. به عبارتی در عصر ساسانی برای گرفتن اقرار هر نوع آزار و اذیت ولو زندانی کردن امکان‌پذیر نبوده است.
نکته‌ای که لازم است به آن توجه شود این است که ریشه دادرسی و قوانین ایران باستان را باید در هفت نسک از بیست و یک نسک اوستای کهن جستجو کرد که به داتیک (حقوق) شناخته می‌شده است. فشرده بخش حقوقی اوستا در کتاب «دینگرد» گردآوری شده است. به علاوه یکی دیگر از منابع حقوق دوران ساسانی کتابی است به نام «ماتیکان هزار داتستان»‌که مسائل مختلف دادرسی در آن نوشته شده است. این کتاب توسط جمشید جی بلسارا در سال ۱۹۱۴ به انگلیسی ترجمه شده و به عنوان مهمترین منبع برای مطالعه حقوقی این دوره استفاده می‌شود. نکات ذکر شده در بالا با توجه به جملات و متون قانونی حاصل از این ترجمه استخراج شده است.[۵۴]
علی‌رغم وجود نکات بالا در زمینه حق دفاع و سایر حقوق متهم مسائلی در دوره ساسانی وجود دارد که قابل تأمل است. علاوه بر دلایلی عمومی که برای اثبات جرم مورد استفاده قرار می‌گرفته دلایل و اماراتی هم وجود داشته است به عنوان مثال سوء سابقه و بدنامی مجرم در محل سکونت او از امارات ثبوت جرم بوده است. همچنین ایراد اتهام به ارتکاب جرم مشابه به متهم در محل‌های مختلف که او در تمام آنها اقامت داشته، دلیل بر ثبوت جرم بوده است. در نهایت اینکه اگر یکی از طرفین با سوء‌نیت بیانات قبلی خود را تغییر دهد، به دیده مجرم به او نگریسته می‌شده است.[۵۵]
تمام موارد بالا نشان دهنده نادیده گرفتن فرض برائت در مورد متهم است. حتی در مورد بزهکاران حرفه‌ای و مرتکبین جرم به عادت هم نمی‌توان به استناد بزهکاری قبلی آنها را مجرم شناخت. زیرا هر قدر هم فرد دارای سابقه کیفری باشد، باز هم امکان اینکه جرم جدید مورد اتهام را مرتکب نشده باشد وجود دارد در یک فرایند دادرسی عادلانه سوابق متهم می‌تواند از موارد اعمال کیفیات مشدده و افزایش میزان مجازات یا تبدیل نوع و درجه آن موثر باشد.
ایراد دوم در عدم رعایت فرض بر افت آزمایش ایزدی یا «ور» است. این امر به عنوان یکی از دلایل مهم و کاربردی در جهت اثبات جرم موضوعیت داشته است . این دلیل عبارت از آزمایشهای سختی بوده که خواهان (شاکی) یا خوانده (متهم) به آن برای اثبات ادعای خود استناد می‌کرده و این کار زمانی بوده که آنها نمی‌توانستند به طریق دیگر ادعای خود را اثبات کنند. علت موضوعیت این امر به خاطر اختلاط شدید اندیشه‌های دینی با مقررات جزایی در عصر ساسانیان بوده است.[۵۶]
به هر حال فردی که در مظان اتهام قرار می گرفته ،مجبور بوده علی‌رغم عدم وجوددلیل علیه خود به یکی از این آزمایش (که انواع آن را در دوره ساسانی تا ۳۳ نوع برشمرده‌اند) تن دهد و در صورت جان سالم به در بردن از آن حکم به برائت او صادر می‌شده است. در نهایت باید توجه کرد که در زمان ساسانی جامعه ایران بر پایه امتیازات طبقاتی استوار بوده است و ریشه این طبقه‌بندی نیز از دستورات اوستاست که از روزگار هخامنشیان و اشکانیان به این طرف در جامعه ایران وجود داشته است.
به علاوه روحانیان همواره در رسیدگی به پرونده‌ها مخصوصاً مسائل وابسته به امور مدنی و مذهبی نقش آفرینی می‌کرده‌اند و دادگاه‌ها به دو عنوان شخصی و روحانی تقسیم می‌شده است؛ به لحاظ همین نفوذ موبدان و روحانیان زرتشتی می‌توان گفت که موارد یاد شده تنها مسائلی است که در اسناد یافت می‌شده، اما وجود گروه‌های طبقاتی در دادرسی و زدوبندهای روحانیون درباری با حکومت همراه با برچسب‌های بی‌دینی که توسط مغان زردشتی زده می‌شد، نشان از بی‌ثباتی و کمبود امنیت قضایی در روزگار ساسانیان بوده است و این باعث شد که پژوهشگران به شیوه‌های دادرسی و اجرای عدالت در آن دوران به دیده تردید بنگرند.[۵۷]
اما به هر حال وجود همین حقوق در متون قانونی آن دوران با نگاهی به زندگی ایرانیان در آن زمان نشان دهنده توجه زیاد به مسائل کیفری و توجه به افراد در معرض مجازات و اتهام بوده است و شاید بتوان گفت چنین توجهی در آن زمان با مقایسه شرایط مشابه اعراب در دوران جاهلی که فاصله کمی از لحاظ مسافت با ایرانیان داشته‌اند، کم نظیر و حتی بی‌نظیر بوده است.
٢- ۲- در دوران معاصر
در این بند هدف این است که ابتدا به طور مختصر سابقه حقوق متهم در عصر مشروطیت و تحولات آن دوران بررسی شود. اما چون در فصل دوم در بررسی هر یک از حقوق متهم به تفکیک، لازم است مبانی هر یک در قوانین مختلف قبل از آن بیان شود، لذا پس از بررسی دوره مشروطه دوره جمهوری اسلامی مطالب کاملاً به صورت مختص بیان می‌شود تا در جای خود به شرح آن پرداخته شود.
٢-۲-١- دوره مشروطیت
استبداد بی‌حد و حصر و مطلق پادشاهان صفویه و قاجاریه و عدم محدودیت اختیارات آنها در رفتار با زیر دستان و عدم رعایت حقوق و آزادی‌های فردی در رسیدگی به جرائم ،موجب قیام عمومی با هدایت علماء دین و طبقات تحصیل کرده و روشنفکر شد. این قیام و نهضت مردمی منتج به تدوین و تصویب اولین سند رسمی به نام قانون اساسی مشروطیت در سال ۱۲۸۵ هـ . ش با فرمان مظفرالدین شاه شد. به دنبال آن متمم قانون اساسی مشروطیت در سال ۱۲۸۶ هـ . ش در دوره سلطنت محمدعلی شاه با فرمان وی تصویب شد.

نظر دهید »
منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود مطالب پژوهشی درباره شناسایی و رتبه بندی ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

V = N x Wnxn
- محاسبه ایده آل های مثبت و منفی برای هر شاخص

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

- محاسبه فاصله هر گزینه از ایده آل های مثبت و منفی هر شاخص
- تعیین میزان نزدیکی نسبی هر گزینه به راه‌حل ایده‌آل
برای اینکار از فرمول زیر سود می‌بریم:
CL*i = di- /( di- + di+ )
مقدار CL بین صفر و یک است. هرچه این مقدار به یک نزدیکتر باشد راه‌کار به جواب ایده‌آل نزدیکتر است و راه‌کار بهتری می‌باشد.
۳-۶-۲-۱ تکنیک TOPSIS فازی
در این بخش به توضیح تکنیک TOPSIS فازی معرفی شده توسط چن، جهت رتبه ­بندی می‌پدازیم. تکنیک TOPSIS فازی معرفی شده توسط چن با توجه به ماهیت این پژوهش، شامل مراحل زیر می باشد. (چن[۵۶]، ۱۹۹۷)
گام اول:
فرض کنید ماتریس تصمیم ­گیری ارزیابی تامین‌کنندگان در شاخص‌های منتخب، به شرح زیر باشد:

در این ماتریس:
i: تعداد تامین‌کننده مورد ارزیابی (m)
j: تعداد شاخص‌ها (n)
: میانگین امتیازات فازی iاّمین تامین‌کننده در شاخصjاّم که به صورت عدد فازی زیر محاسبه شده است.

: میزان اهمیت شاخص‌ها است که به صورت عدد فازی زیر بیان می شود:

لازم به ذکر است که در این پژوهش، اهمیت شاخص‌ها با بهره گرفتن از تکنیک AHP فازی تعیین گردیده است.
گام دوم: بی­مقیاس نمودن ماتریس تصمیم ­گیری
در این گام بایستی ماتریس تصمیم ­گیری فازی را به یک ماتریس بی مقیاس شده فازی (  ) تبدیل نمائیم. برای به­دست آوردن ماتریس  ، کافی است از یکی از روابط زیر استفاده نمایید:
رابطه ۳-۱:

به طوری­که در این رابطه مقدار  برای هر فرد برابر است با:

رابطه ۳-۲:

در این رابطه مقدار  از رابطه زیر برای هر فرد بدست می ­آید:

گام سوم:
ایجاد ماتریس بی مقیاس وزین فازی  با مفروض بودن بردار  به عنوان ورودی به الگوریتم. به­ طوری­که:

گام چهارم: مشخص نمودن ایده­آل مثبت فازی  و ایده­آل منفی فازی  ، برای مؤلفه­ ها.

در این پژوهش از مقدار ایده­آل مثبت فازی و ایده­آل منفی فازی معرفی شده توسط چن استفاده می­ شود. این مقادیر عبارتند از:

گام پنجم: محاسبه مجموع فواصل هر یک از مؤلفه ها از ایده­آل مثبت فازی و ایده­آل منفی فازی:
در صورتی که A و B دو عدد فازی به شرح زیر باشند، آنگاه فاصله بین این دو عدد فازی بواسطه رابطه ۳-۳ به دست می ­آید:

رابطه ۳-۳:

با توجه به توضیحات فوق در مورد نحوه محاسبه فاصله بین دوعدد فازی، فاصله هر یک از مؤلفه ها را از ایده­آل مثبت و ایده آل منفی به­دست می­آوریم:

گام ششم: محاسبه نزدیکی نسبی مؤلفه i اّم از ایده آل مثبت. این نزدیکی نسبی را به صورت زیر تعریف می­کنیم:

نظر دهید »
پایان نامه ارشد : دانلود مطالب پژوهشی در مورد : نقش سوء استفاده ی ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲-۲-۲-۲ دیدگاه ژنتیکی
۲۰
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
در تحقیقاتی که دوقلوهای یک تخمکی را با دوقلوهای دو تخمکی مقایسه کردند، میزان توارثپذیری ۴۸/۰ تا ۶۱ /۰ به دست آمد. این بدان معنی است که وراثت حداقل نیمی از تنوع در آسیبپذیری در برابر اختلالهای خوردن را توجیه میکند ( هالجین و ویتبورن، ۱۳۸۸). همینطور نشان داده شده است که بستگان فرد مبتلا به اختلالات خوردن در طول عمرشان ۱۰ برابر بستگان یک فرد عادی در معرض خطر ابتلا به اختلالات خوردن هستند (باکانو، بولیک، کلومپ، فیشر، هلمی، کیل، ۲۰۰۵)[۹۲]. اگر چه محققان مناطقی مرتبط بر روی کروموزمهای ۱، ۳، ۴ و بر روی بازوی کوتاه کروموزوم ۱۰ را به ترتیب در رابطه با بیاشتهایی عصبی و پراشتهایی عصبی شناسایی کردهاند، این نتایج نیاز به بررسیهای بیشتر دارد (دالی[۹۳]، ۲۰۱۱ ). جنس مؤنث مهمترین عامل خطرساز بالقوه برای ابتلا به اختلالات خوردن است. اما هنوز به طور دقیق مشخص نشده است که این ارتباط ناشی از عوامل زیستی یا عوامل اجتماعی است( دالی، ۲۰۱۱ ).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۲-۲-۳ عوامل محیطی
محیط نقش مهمی در پیدایش بعضی اختلالات خوردن دارد. به طور مثال نشان داده شده است که مادران کودکانی که بعدها مبتلا به اختلالات خوردن می شوند، طی بارداری در معرض استرس بیشتری بودهاند. اتفاقات حین زایمان (مثل هماتوم سفال) یا زایمان زودرس، شانس بروز اختلالات خوردن را افزایش می دهد. برخی از عوامل محیطی مرتبط با اختلالات خوردن عبارت از تجارب زیان بار عمومی مانند مورد بی توجهی قرار گرفتن از جانب دیگران، سوء استفاده فیزیکی یا جنسی و تجارب زیان بار مرتبط با غذا و وزن مانند رژیم گرفتن خانواده، چاقی کودکی یا والدین، نظرات انتقادی خانواده یا دیگران نسبت به غذا خوردن و شکل بدن فرد یا فشارهای شغلی برای لاغر بودن می باشند ( دالی، ۲۰۱۱ ).
۲-۲-۲-۴ دیدگاه روانشناختی
۲۱
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
از دیدگاه روانشناختی، اختلالهای خوردن در جوانانی ایجاد میشوند که از آشوب و عذاب درونی زیاد رنج میبرند و دل مشغول مسایل جسمانی میشوند و برای اینکه احساس آرامش و حمایت شدن کنند، به غذا روی میآورند. افراد مبتلا به اختلالات خوردن در درک کردن هیجانهای خود و نامیدن آنها مشکل دارند، و به مرور زمان یاد میگیرند که خوردن میتواند وسیلهای را برای حل و فصل کردن حالتهای هیجانی ناخوشایند و مبهم تأمین کند (لئون، فولکرسان، پری و ایرلی- زالد، ۱۹۹۵)[۹۴]. پژوهشگران برای آگاه شدن از ایجاد واکنش خوردن نابهنجار به عذاب درونی، مخصوصأ به این واقعیت توجه کردهاند که برخی از زنان مبتلا به پرخوری عصبی، سابقهی سوءاستفاده شدن جنسی و جسمی در کودکی داشتهاند (آندروز، والنتین و والنتین، ۱۹۹۵)[۹۵] .
پژوهشگرانی که روابط بین تجربیات صدمه دیدن در کودکی و وارد کردن آسیب جسمانی به خود در سنین بالاتر را بررسی میکنند، سعی دارند از ارتباط زیست- شیمیایی احتمالی بین سوءاستفاده شدن در دوران کودکی و اختلالهای خوردن آگاه شوند. به نظر میرسد هر دو، اختلالهایی را در سروتونین در بر داشته باشند، اما سوءاستفاده شدن با کاهش در کورتیزول-هورمون استرس- نیز ارتباط دارد (استیگر و همکاران، ۲۰۰۱)[۹۶].
نظریههای روانشناختی زیادی به منظور توضیح چگونگی ایجاد و تداوم اختلالات خوردن ارائه شده است. تبیینهای روانتحلیلگرانهی اولیه، بیاشتهایی را دفاعی در برابر تهدید تکانههای جنسی تلقی میکردند که در نتیجه بلوغ، بیدار میشوند. بعدها دو عامل برای شکلگیری و رشد اختلالات خوردن مورد تأیید قرار گرفت: ترسهای ناشی از بلوغ و کشمکشهای مربوط به استقلال. برای مثال آرتور کریسپ[۹۷] (۱۹۸۳) معتقد است که افراد مبتلا به بیاشتهایی عصبی به صورت ناخودآگاه بلوغ جسمی را با طرد و رها شدگی برابر میدانند. از طرف دیگر هیلدبروچ[۹۸] (۱۹۸۸) دختر مبتلا به بیاشتهایی عصبی را به عنوان فردی توصیف میکند که در یک خانواده سرکوبگر در تلاش برای اظهار وجود است. بر اساس دیدگاه وی، مادر دختری که در آینده به بیاشتهایی عصبی دچار میشود، نیازهای عاطفی کودک خود را به صورت همدلانه درک نمیکند. به این معنی که مادر بیش از آنکه پاسخگوی نیازهای اساسی کودک باشد، بر اساس نیازهای خود نسبت به کودک واکنش نشان میدهد. در نتیجه کودک از متمایز کردن ادراکات خود در خصوص احساسات بدنی و حالتهای هیجانی ناتوان میماند. همچنین مادر که به شدت به دلبستگی کودک وابسته است، او را از استقلال محروم میکند. در نهایت کودک احساسات خود را به شکلی ابراز میکند که معتقد است دیگران از او انتظار دارند، نه آنگونه که خود احساس میکند (میکوچی، ۱۳۸۴).
در دیدگاه روانشناختی، عوامل شناختی را با اختلالهای خوردن مرتبط میدانند. طبق نظریههای شناختی، افراد مبتلا به اختلالهای خوردن به مرور زمان، به علت مقاومت کردن در برابر تغییر دادن فرایندهای فکرشان، در دام الگوهای بیمارگون خود گرفتار میشوند (میزس[۹۹] و کریستانو[۱۰۰]، ۱۹۹۵). آنها به جای حل کردن مشکلات، از آنها اجتناب میکنند؛ به جای ارزیابی واقعگرایانه، به تفکر کامرواسازی متوسل میشوند و حتی زمانی که گرفتار مشکلی جدی هستند، در صدد حمایت اجتماعی برنمیآیند (تروپ[۱۰۱]، هولبری[۱۰۲]، ترولر[۱۰۳] و تریزور[۱۰۴]، ۱۹۹۴).
۲۲
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
دیدگاه سنتی نظریهپردازان سیستمهای خانواده این است که برخی از دخترها برای تأکید کردن بر استقلال خود از خانواده بیش از حد دخالت کننده، به بیاشتهایی عصبی مبتلا میشوند (مینوچین[۱۰۵]، روزمن[۱۰۶] و بیکر[۱۰۷]، ۱۹۷۸).
۲۳
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
مینوچین و همکاران (۱۹۷۸) مطرح کردند که خانواده های مبتلا به AN معمولأ چهار ویژگی مهم را به نمایش میگذارند: ۱) در هم تنیدگی: روابط موجود در این خانواده ها با نبود فاصله عاطفی مناسب و مداخله افراطی در زندگی یکدیگر ویژگی پیدا میکند. ۲) حمایتگری افراطی: اعضای خانوادهای که در آن AN وجود دارد، بیش از حد حامی و نگران یکدیگر هستند. آنها با وسواس مراقب هستند که به احساسات یکدیگر لطمه نزنند و در این زمینه، ممکن است دردسر زیادی تحمل کنند تا در بین آنها تضادی رخ ندهد. این خانواده ها نسبت به بروز هر نوع علامتی از تألم در یک عضو بسیار حساس هستند و به سرعت برای رفع تنش دست بکار میشوند. به این ترتیب، مانع از آن میشوند که عضو خانواده توانایی خود را بکار گیرد و روش غلبه بر استرس را بیاموزد.
۳) انعطافناپذیری: این خانواده ها شدیدأ به حفظ موقعیت خود تعهد دارند. تغییر را تهدیدکننده میدانند و اغلب آن را انکار میکنند. ۴) درگیر شدن نوجوانهای مشکلدار در تضادهای والدین: در این خانواده ها که به طور افراطی از تضاد با یکدیگر اجتناب میکنند، وقتی نوجوان دچار بیاشتهایی روانی میشود، والدین برای فرار از تضاد به نوجوان مشکلدار متوسل میشوند. به این ترتیب به جای توجه به تضادها سرپوش میگذارند. سایر نظریههای خانواده، بر این پایه استوارند که بیاشتهایی عصبی به عنوان راهی برای حفظ تعادل حیاتی خانواده بروز میکند ( میکوچی، ۱۳۸۴). از نظر خانوادگی گاهی مادر افسرده است و از نظر هیجانی پاسخگو نیست، یا اینکه والدین رفتار غیرقابل پیشبینی دارند که بر حس ایمنی کودک اثر میگذارد. گاهی عدم توجه پدر میتواند منجر شود که دختر نوجوان در تلاش برای جلب توجه پدر، بر ظاهرش تأکید بیمورد داشته باشد. گاهی نیز یکی یا هر دو والد، رشد فردی کودک را تشویق نمیکنند. بنابراین کودک هنگام رسیدن به سن مناسب تفرد، فاقد ظرفیت درونی برای مدیریت فرایند جدا شدن و فردیسازی است. گاهی والدین تأکید زیادی بر ظاهر دارند یا اینکه دارای ویژگیهایی هستند که به طور ناخواسته در رشد بیاشتهایی عصبی سهیم است. مثلأ حفظ ازدواج والدین وابسته به وجود کودک است و رشد کودک میتواند تهدیدی برای این ثبات باشد. کودک به صورت ناهشیار کودک باقی ماندن را انتخاب میکند چرا که بیاشتهایی میتواند توجه والدین را به یک مشکل مشترک (یعنی نجات فرزندشان) منحرف کند (رومنی،۲۰۰۹).
از دیدگاه اجتماعی- فرهنگی گستردهتر، عامل اصلی در ایجاد اختلالهای خوردن، نگرشهای جامعه نسبت به خوردن و رژیم گرفتن است. آرمانی کردن لاغری توسط جامعه، باعث میشود که خیلی از نوجوانان دختر، زیبایی را با هیکل ترکهای برابر بدانند. هنگامی که دختر نوجوان بزرگتر میشود، مجله ها را میخواند، با دوستانش صحبت میکند، تلویزیون میبیند و به سینما میرود و مکررأ با زیباتر نشان دادن لاغری روبهرو میشود. همهی اینها در دورهی رشدی اتفاق میافتند که افراد به نحوهای که دیگران آنها را برداشت میکنند، دل مشغول میشوند، مفهومی که (( خود اجتماعی)) نامیده میشود (استریگل- مور[۱۰۸]، سیلبراستین[۱۰۹] و رودین[۱۱۰]، ۱۹۹۳).
۲۴
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
در بین بسیاری از نظریههای روانشناختی، نظریه شناختی- رفتاری مؤثرترین نظریه در ایجاد درمانی مبتنی بر شواهد بوده است. بر اساس این نظریه، حساسیت بیش از حد روی غذا خوردن، شکل بدن و وزن، نقش محوری را در تداوم اختلالات خوردن بازی میکند (فیربورن[۱۱۱]، کوپر[۱۱۲]، شافرن[۱۱۳]، ۲۰۰۳). نظریههای شناختی- رفتاری اختلالات خوردن، بر نقش نگرشها و باورهای مربوط به وزن، شکل و خوردن در شکلگیری و تداوم اختلالات خوردن و علایم آن تأکید میکنند. این باورها عمومأ در افکار خودآیند راجع به وزن، شکل و خوردن منعکس میشود. مطالعات کوپر، کوهن-توی[۱۱۴]، تود[۱۱۵]، ولز[۱۱۶] و تووی (۱۹۹۷) و رز[۱۱۷]، کوپر و ترنر[۱۱۸] (۲۰۰۶) اهمیت این باورها را در بروز اختلالات خوردن تصدیق میکنند. به هر حال، وجود افکار خودآیند منفی و باورهای نامطلوب مربوط به شکل و وزن ممکن است توضیحات شناختی مناسبی برای اختلالات خوردن فراهم کنند (رز و همکاران، ۲۰۰۶). چند مدل شناختی- رفتاری برای رشد و تداوم ED که شاید مدل فیربورن (۱۹۹۷) معتبرترین آنها باشد، ارائه شده است. این مدل پیشنهاد میکند که محدودیت مصرف غذا که مشخصه شروع ED است، دو منبع اصلی دارد. ۱) نیاز به احساس تحت کنترل داشتن زندگی است که بر روی کنترل غذا خوردن منتقل میشود. این نیاز به کنترل در افرادی که مضطرب، کمالگرا یا فاقد عزت نفس هستند، بیشتر است.
۲۵
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
۲) اهمیت بیش از حد قائل شدن برای شکل و وزن در افرادی است که به دلیل تجربیات قبلی (یا به علت تغییرات ظاهری که در دوره بلوغ رخ میدهد) نسبت به ظاهرشان حساس هستند. هر دو مورد به کاهش مصرف غذا و کم کردن وزن منجر میشوند. پس از آن، دیگر فرآیندها در خدمت تداوم ED هستند (گوورز و گریین، ۲۰۰۹).
۲-۳ سوءاستفادهی دوران کودکی
۲۶
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
هرگونه رفتاری که آزار عمدی فیزیکی، هیجانی، جنسی و یا سهلانگاری و غفلت نسبت به کودک در پی داشته باشد، کودک آزاری محسوب میشود( سازمان بهداشت جهانی )[۱۱۹]. آثار روانشناختی طولانی مدت کودک آزاری بروز مشکلات رفتاری و روانشناختی عمده در دوران نوجوانی و بزرگسالی است (کریستوفرسون، پولسن و نیلسن، ۲۰۰۳ )[۱۲۰]. هر روزه هزاران کودک و نوجوان سوزانده شده، کتک میخورند، گرسنگی میکشند و مورد شکنجه و آزار جنسی قرا میگیرند و یا توسط مراقبین خود مورد بدرفتاری قرار میگیرند. برخی از کودکان آماج اشکال مختلف آزار جنسی یا جسمی قرار نمیگیرند اما از آزار روانشناختی مثل طرد شدن، مورد تمسخر قرار گرفتن و ترسانده شدن رنج میبرند( محمدخانی، محمدی، نظری و صلواتی، ۱۳۸۱ ). طبق سومین مطالعه ملی بروز کودک آزاری و غفلت ( محـمدخانی و همکاران، ۱۳۸۱ )، تقریبأ ۲ تا ۳۵ درصد وکودکان مورد بدرفتاری قرار گرفته اند و از یک صدمه جدی جسمانی یا روانی- عاطفی در اثر آزار، رنج میبرند. همهگیر بودن مشکل کودک آزاری و افزایش گزارشات مربوط به صدمات و آسیبهایی که متوجه کودکان است، دولتهای جهان را بر آن داشته است تا توجه جدیتری به حقوق کودکان داشته باشند. تصویب پیمان نامه جهانی حقوق کودک به عنوان یک توافق جهانی در سال ۱۹۸۹ میلادی شاهدی برای این تلاشها در جهت تضمین بقا و رشد، تحصیل و سلامتی و همچنین حمایت از کودکان در برابر انواع سوءرفتارهای جسمی، جنسی یا بهره کشی از آنها در کار و جنگها است (رحیمی و قاسم زاده، ۱۳۷۷ ).
هر چند پدیده کودک آزاری از اعصار دور در جوامع انسانی وجود داشته، لیکن تنها در سال های اخیر به صورت علمی مورد توجه قرار گرفته و مبارزه با آن به تدریج آغاز گشته است.آزار کودکان درسطوح و به اشکال مختلفی از جمله، آزار جسمی مانند کتک زدن یا انواع تنبیه های بدنی،آزار روانی و عاطفی مانند بیتوجهی، غفلت از برآوردن نیازهای اولیه کودکان، و آزار جنسی در بیشتر جوامع امروزی وجود دارد (بارکر، ۱۹۹۰). هیچ آمار دقیقی از بروز کودک آزاری در دست نیست. آمارهای فراوان وقوع کودک آزاری در خلال سالیان، دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. تخمینهای گوناگونی از چند هزار تا چندین میلیون در این مورد وجود دارد. به هر حال مسلم است که میزان وقوع کودک آزاری بسیار بالاست(واکر[۱۲۱]، ۱۹۸۸). تخمین زده شده که سالانه حدود ۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کودک بر اثر کودک آزاری جان خود را از دست می دهند. میانگین سن کودکانی که مورد بدرفتاری واقع می شوند ۱۴/۷ سال و میانگین سن کودکانی که بر اثر آزارگری میمیرند ۶۱/۲ سال است (کریتن[۱۲۲]، ۱۹۸۷).
۲۷
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
از آنجا که انجام پژوهشهای تجربی کنترلشده در مورد کودکآزاری غیرممکن است، لذا غالب پژوهشهایی که در این زمینه صورت گرفته، گذشتهنگر هستند. بعضی از تحقیقات نشان دادهاند که کودک آزاری و مخصوصاً سوء استفاده جنسی، به ویژه در سنین پایین میتواند موجب مسائلی چون مشکلات رفتاری، مسائل اجتماعی، اشتغال ذهنی با مسائل جنسی، کاهش توانایی های شناختی و پیشرفت تحصیلی، بیاعتمادی، کاهش کنترل تکانه ها، مکانیزم های دفاعی ضعیف یا ناپخته، تحول نایافتگی خود، وابستگی، افسردگی، خشم و احساس گناه گردد (اینبندر[۱۲۳] و همکاران، ۱۹۸۹).
یک باور تقریباً همگانی وجود دارد که تنبیه بدنی را شیوه ای مناسب برای تربیت بچه ها می دانند. تقریباً نصف والدین آمریکایی برای اصلاح بد رفتاری بچه های خود به تنبیه بدنی متوسل می شوند (صدیق سروستانی، ۱۳۸۵). بر طبق آمار موجود، سالانه حدود سه میلیون کودک (چهار درصد تمام کودکان زیر ۱۷ سال) به شدت مورد ضرب و جرح قرار می گیرند(لوین[۱۲۴] ،.(۱۹۹۵ طبق گزارش ادارۀ خدمات بهداشتی و انسانی آمریکا[۱۲۵]، در سال ۲۰۰۰ از هر ۱۰۰۰کودک آمریکایی ۳۰ نفر مورد غفلت و۱۸نفر مورد آزار جسمی، جنسی و روانی قرار گرفته اند.عوامل عمده خشونت خانوادگی را فشار روانی، فقر، ارزش های پدرسالارانه، بیماری روانی و اختلال شخصیتی ذکر کرده اند (وندنبرگ[۱۲۶]، ۲۰۰۴). انزوا، بیکاری، مشکلات خانوادگی، بی سوادی و فقدان مهارتهای سرپرستی نیز از جمله علل کودک آزاری مطرح شده اند (تیو[۱۲۷]، ۲۰۰۱). اگرچه هیچکدام از دو فرد آزارگر دقیقاً مانند هم نیستند اما، عوامل مشترکی جهت شناسایی آزارگران مستعد وجود دارد. بسیاری از مطالعات نشان می دهند که احتمال کودک آزاری در والدین با سابقه افسردگی، اضطراب، مشکلات سلامت روانی و عمومی بیشتر است ( از جمله: میلر و پرین[۱۲۸]، ۱۹۹۷ ؛ کوهی[۱۲۹]، ۲۰۰۶ ؛ پیتمن و باکلی[۱۳۰]، ۲۰۰۶ ).
۲۸
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
پژوهشهای بسیاری ( ازجمله: هیلدیارد و ولف[۱۳۱]، ۲۰۰۰) به بررسی ویژگیهای خاص کودکان آزاردیده پرداختهاند. در یک مطالعه معلوم شد که کودکان مورد غفلت قرار گرفته کمتر در تعاملات اجتماعی با سایر کودکان شرکت می کنند، سازگاری اجتماعی و تحصیلی این کودکان ضعیف بوده و به طور مداوم از تعاملات دوری میکنند. همچنین، پولاک و سیکچتی، هورنانگ و رید[۱۳۲] ( ۲۰۰۰ ) در تحقیقی بر روی کودکان مورد غفلت قرار گرفته متوجه شدند کودکانی که از لحاظ جسمی و روانی مورد غفلت واقع شده اند، نسبت به همسن و سالان خود، مشکلات قابل توجهی در سازگاری شخصی و هیجانی، رشد شخصیت و تعدیل و تنظیم هیجانات خود دارند. به علاوه، ایرلند، اسمیت وتورنبری [۱۳۳](۲۰۰۲) در مطالعه گروهی از نوجوانان دریافتند که آزارهای دوران کودکی با رفتارهای ناسازگارانه و ضداجتماعی و عدم سازش با همسالان در نوجوانی رابطه دارد. سرزنش خود، احساس گناه به خاطر حادثه رخ داده و مشکل درتنظیم هیجانات از دیگر مشکلات کودکان آزاردیده است. کودکانی که مورد آزار قرار میگیرند عزت نفس و اعتماد به نفس پائینی دارند و خود را کمتر از دیگران می دانند (مارگولین[۱۳۴]، ۲۰۰۰). متخصصان بالینی و محققان مطرح کردهاند که آسیب و سوءاستفادهی دوران کودکی به ویژه سوءاستفادهی جنسی می توانند به صورت نیرومندی اختلالات خوردن بعدی را تبیین نمایند (رورتی و یاگر ۱۹۹۶ )[۱۳۵] .
رشد کردن و بزرگ شدن در یک محیط سوء استفادهگر میتواند ارتباطات بالقوه متعددی با مدل تنظیم هیجان در ایجاد نشانگان ED داشته باشد( برلین و کسیدی، ۲۰۰۳ ؛ شیپمن، ۲۰۰۷ ؛ اسپینراد ، استیفتر ، دونلان مککال و ترنر، ۲۰۰۴ ). در بزرگسالان، سوءاستفادهی هیجانی دوران کودکی ( CEA ) گزارش شده توسط فرد با بازداری هیجانی و سبک اجتنابی فرد و عدم پذیرش هیجانی مرتبط است. به طور خلاصه، سوء استفاده هیجانی با الگوهای غیرانطباقی تنظیم هیجان در هر دو دورهی کودکی و بزرگسالی ارتباط دارد. همانگونه که آسیب شناسی خوردن به عنوان نتیجه تلاشهای ناکارآمد تنظیم هیجان مفهوم سازی شده است، بنظر میرسد که CEA تأثیر غیر مستقیمی در آسیب شناسی خوردن بعدی از طریق رشد این مهارتهای تنظیم هیجان ناکارآمد، داشته باشد. گیلبا- اسکچمن[۱۳۶] و همکاران (۲۰۰۶) دریافتند افراد کم اشتها در قیاس با افراد پراشتها از آگاهی هیجانی کمتری برخوردارند در مقابل، افراد پراشتها نسبت به کم اشتها در تنظیم هیجانات خود مشکلات بیشتری نشان دادهاند.
۲۹
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
۲-۴ تنظیم هیجان
۳۰
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
هیجان وضعیت پیچیده یی است در پاسخ به تجربه های دارای بار احساسات. هر هیجان شدید حداقل شش مؤلفه دارد ( فریجدا[۱۳۷]، ۱۹۸۶؛ لازاروس، ۱۹۹۱). مؤلفه های هیجان عبارتند از: ۱) تجربهی شخصی و ذهنی هیجان. ۲) پاسخهای جسمانی درونی، به ویژه آنهایی که با دستگاه عصبی خودمختار ارتباط دارند. ۳) شناختهای شخص در بارهی هیجان و موقعیتهای مرتبط با آن. ۴) جلوههای چهره. ۵) واکنشهای شخص به هیجان. ۶) گرایش به اعمال معین. هیچ یک از این مؤلفه ها به تنهایی گویای حالت هیجانی نیست، بلکه ترکیبی از همهی آنهاست که هیجان معینی را به وجود میآورد. علاوه بر این هریک از این مؤلفه ها ممکن است بر دیگر مؤلفه ها اثر بگذارد (زمینه روانشناسی هیلگارد، ترجمه محمدنقی براهنی و همکاران، ۱۳۸۵).
تنظیم هیجـان به عنوان یکی از متغیـرهای روانشناختی، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته اســت ( گلمن[۱۳۸]، ۱۹۹۵؛ شاته[۱۳۹] و همکاران، ۱۹۹۸؛ مایر، کاروسو و سالووی[۱۴۰]،۱۹۹۹ ).
شواهد زیادی نشان میدهند که تنظیم هیجانی با موفقیت یا عدم موفقیت در حوزه های مختلف زندگی مرتبط است (شاته، مالو[۱۴۱]، تورستنسون[۱۴۲]، بولار [۱۴۳]و روک[۱۴۴]، ۲۰۰۷؛ جاکوبس[۱۴۵] و همکاران، ۲۰۰۸). تنظیم هیجان نقش مهمی در سازگاری ما با وقایع استرسزای زندگی دارد. نتایج پژوهشها نشان داده اند که ظرفیت افراد در تنظیم مؤثر هیجان ها بر شادمانی روانشناختی، جسمانی و بینفردی تأثیر میگذارد (گروس[۱۴۶]، ۱۹۹۹؛ کلینگر[۱۴۷]، ۱۹۹۳؛ ریف و سینگر[۱۴۸]، ۱۹۹۶).
۳۱
فصل دوم: پیشــینه پژوهــش
تنظیم هیجان بعنوان فرایند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایندهای اجتماعی- روانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف میشود ( ویمز و پینا[۱۴۹]، ۲۰۱۰). در واقع تنظیم هیجانی تنها سرکوب هیجان ها نیست، بلکه شخص نباید همیشه در یک حالت آرام و ساکن از برانگیختگی هیجانی قرار داشته باشد. در عوض تنظیم هیجانی، شامل فرایندهای نظارت و تغییر تجربیات هیجانی شخص است (تامپسون، ۱۹۹۴ ). هیجانات دارای کیفیت بالایی هستند به این صورت که میتوانند باعث واکنش مثبت یا منفی در افراد شوند. اگر متناسب با موقعیت و شرایط باشند باعث واکنش مثبت و در غیر اینصورت باعث واکنش منفی میشود. بنابراین زمانی که هیجانات شدید میشوند یا طولانی میشوند و یا با شرایط سازگار نیستند آن زمان نیاز به تنظیم کردن آنها لازم است (گروس، ۱۹۹۸ ). تنظیم هیجان به معنای تلاش افراد برای تأثیر گذاشتن روی نوع، زمان و چگونگی تجربه و بیان، تغییر طول دوره یا شدت فرایندهای رفتاری، تجربی و یا جسمانی هیجانها است و به طور خودکار یا کنترل شده، هشیار یا ناهشیار و از طریق به کارگیری راهبردهای تنظیم هیجان انجام میگیرد، راهبردهایی مانند باز ارزیابی، نشخوار فکری، خود اظهاری، اجتناب و باز داری (سلون، کرینگ[۱۵۰]،۲۰۰۷ ؛ موس[۱۵۱]، اورز[۱۵۲]، ویلهلم[۱۵۳] و گروس[۱۵۴]، ۲۰۰۶ ).
شواهدی دال بر رابطه بین برخی از عوامل فردی و خانوادگی با عدم سلامت روان و مشکلات هیجانی وجود دارد (استاکر[۱۵۵] و همکاران، ۲۰۰۷ و شک، ۱۹۹۰، به نقل از شریفی، ۱۳۸۲). در واقع عوامل خانوادگی میتوانند میانجی رابطه بین مشکلات هیجانی و راهبردهای تنظیم هیجان باشند (صالحی و همکاران، ۱۳۹۰). همچنین، گارنفسکی[۱۵۶] و کراج[۱۵۷] و اسپینهاون[۱۵۸] (۲۰۰۰ و ۲۰۰۱) رابطه روشنی بین تجربه های حوادث منفی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیبهای روانی و مشکلات هیجانی بدست آوردند. آنان نشان دادند که استفاده از برخی راهبردهای تنظیم هیجان، روی تجربهی هر فرد از حوادث منفی زندگی تأثیر میگذارد. هیجانها در خدمت اهداف هستند و تنظیم هیجان از طریق مهار و مدیریت هیجانهای ناخوشایند و دردآور به دستیابی به اهداف کمک میکنند. طبق نظر کوپ، تنظیم هیجان شامل تعدیل کردن، مدارا کردن با هیجان و ثابت نگه داشتن هیجان میباشد. دنهام[۱۵۹] (۱۹۹۸) معتقد است هنگامی نیاز به هیجان احساس میشود که حضور مداوم یا عدم حضور هیجانها در دستیابی به اهداف خلل وارد کند. تنظیم هیجان نتیجه ترکیب فرایندهای رفتاری، شناختی و هیجانی است. جرمن[۱۶۰] و همکاران تنظیم هیجان را راهبردهای مورد استفاده در کاهش، افزایش، سرکوب و یا ابقای هیجان میدانند و معتقدند تنظیم هیجان از ویژگیهای ذاتی و فطری آدمی میباشد.که در نوزادان هم دیده میشود (بارون[۱۶۱]، پارکر[۱۶۲]، ۲۰۰۰) و در برخورد با محیط و بخصوص شیوه های فرزندپروری رشد مییابد یا سرکوب میشود(چانگ[۱۶۳]، شوارتز[۱۶۴]، دوگ[۱۶۵]، ۲۰۰۲).
۳۲

نظر دهید »
دانلود منابع پایان نامه درباره بازنمایی زن در آثار ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

نهال

در دوره‌ی قبل از انقلاب خشونت روانی علیه زنان نشان داده شده است. شخصیت زن‌مش‌حسن در فیلم گاو با نوعی تحقیر توسط همسر مواجه است. تحقیری که با تحکم و سلطه‌طلبی مرد همراه است. لحن مرد هنگامی که او را با خشونت خطاب قرار می‌دهد گواه این مطلب است. در فیلم آقای هالو، شخصیت مهری در معرض تحقیر و ناسزاگویی حبیب قرار می‌گیرد. تحقیر و کوچک نمایاندن زن با لحن سلطه‌طلبانه‌ی مرد و نیز هنگامی که او را مخاطب قرار می‌دهد مشخص است و در این راه از ناسزاهای کلامی در توصیف زن بهره می‌برد. در فیلم پستچی شخصیت منیر نیز از سوی همسر مورد خشونت کلامی قرار می‌گیرد. فریاد کشیدن مرد، تحقیر کردن زن با لحنی کنایه‌آمیز و گفتن ناسزا از موارد این نوع خشونت است که زن را هدف قرار می‌دهد. در فیلم دایره‌ی مینا، شخصیت زهرا در معرض این نوع خشونت قرار نداشته است. در فیلم‌های دهه شصت، شخصیت مادر در فیلم اجاره‌نشین‌ها با توجه به موقعیت و جایگاهش در ساختار خانواده در معرض خشونت قرار نمی‌گیرد. پس از آن در فیلم‌ هامون شخصیت مهشید بار دیگر در معرض خشونت مرد قرار می‌گیرد. فریاد کشیدن مرد، ناسزاگویی و نیز تهدید کردن زن به قتل یا ندادن طلاق به قصد انتقام‌جویی، از موارد خشونت روانی است. در فیلم بانو نیز، زن در معرض خشونت روانی مرد قرار می‌گیرد. مرد با تحقیر و ایرادجویی‌ و خرده‌گیری‌های پیاپی از زن و بی‌اعتنایی به او و نیز داشتن معشوقه‌ای دیگر، زن را در تنگنا قرار می‌دهد. در فیلم‌های نیمه‌ی اول دهه هفتاد شخصیت سارا در فیلم سارا نیز به کرار مورد خشونت روانی مرد قرار می‌گیرد. فریادکشیدن‌های مرد، ناسزاگویی‌ها و ایراد‌جویی و خرده‌گیری از زن بی‌اعتنایی و بی‌محلی کردن به زنی که خاطی قلمداد شده، بازنگشتن به خانه و منع زن از سرپرستی و تربیت فرزند از جمله‌ی موارد اعمال خشونت روانی علیه زن است. در فیلم پری شخصیت پری نیز مورد خشونت کلامی قرار می‌گیرد. داداشی هنگامی که سعی در متقاعد کردن پری دارد، از ناسزاگویی‌های پراکنده و تهدید به کتک زدن بهره می‌برد که البته چندان جدی نشان داده نشده است. در فیلم لیلا شخصیت لیلا نیز در معرض فریاد کشیدن مرد قرار می‌گیرد با این حال این فریاد‌ها در واقع صدای اعتراض بوده و نه اعلام سلطه‌جویی و بنابراین چندان به عنوان خشونت روانی مؤثر قلمداد نمی‌شود. اما خشونت روانی علیه لیلا غالباً از سوی مادر شوهر و عمه‌خانم اعمال شده که زن را در مخمصه قرار داده‌اند تا به ازدواج دوم همسرش رضایت دهد. در نیمه‌ی دوم دهه هفتاد، شخصیت‌های نقش اول زن در فیلم‌ها در معرض خشونت روانی نبوده‌اند. در دهه هشتاد شخصیت عفت در فیلم مهمان مامان با این‌که در ساختار سنتی قرار دارد، اما درمعرض خشونت مرد قرار نمی‌گیرد. با این حال در فیلم سنتوری شخصیت هانیه از سوی همسر مورد بازجویی و ناسزاگویی، تحقیر کلامی و فریاد کشیدن‌های سلطه‌جویانه قرار می‌گیرد. شخصیت سیمین در فیلم طهران: روزهای آشنایی، این خشونت را تجربه نکرده است. پس از آن، شخصیت نهال در فیلم نارنجی‌پوش، نوعی از تحقیر را از جانب مرد دریافت می‌دارد. ایرادجویی و خرده‌گیری از زن و این‌که مادر شایسته‌ای نبوده است از جمله‌ی این موارد است. فریاد کشیدن نیز اعمال شده که البته حالتی اعتراض‌آمیز داشته است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

خشونت روانی شکل شایع اعمال خشونت علیه زنان در فیلم‌های مهرجویی بوده است و تنها در نیمه‌ی دوم دهه هفتاد اعمال نشده است. در این میان، ناسزاگویی‌های مؤثر و کاربرد کلمات توهین‌آمیز غالباً پیش از نیمه‌ی دهه شصت بوده است. خشونت‌های روانی در غالب فیلم‌ها توسط مردان انجام شده است. اما در فیلم لیلا شخصیت لیلا در معرض خشونت روانی مادر شوهر قرار داشته که نوعی از خشونت زن علیه زن بوده است.

جدول ۵-۱۴- اعمال خشونت روانی توسط زنان نقش اول فیلم‌ها

شخصیت

گزاره‌ها

دوره

فریاد
کشیدن

تحقیر کردن

ناسزا گفتن

تهدید
کردن

زن مش حسن

پیش از انقلاب

مهری

نظر دهید »
دانلود پروژه های پژوهشی درباره سیمای مرگ در ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

پندش ده و گو که نرم نرمک می بیز مـغز سـر کیقباد و چشم پرویز
(خیام، رباعیات، ص۱۴۲)
نمی توان از اشعار او حکم کرد که او واقعاً مرگ را نابودی انسان می دانسته است یا نه. خیام سراسر زندگی اش در مرگ اندیشی و تفکّر به سرنوشت انسان سپری شده است. او از خاک شدن می گوید تا انسان را متوجه زندگی و فرصت های آن کند. تا به انسان بگوید که قدر زندگی را بدار! چون فردا خاک کوزه ها می شوی!
بـرگیـر پیـاله و سـبو ای دلجوی خوش خوش بخرام گرد باغ و لب جوی
کاین چرخ بسی سروقدان مهروی صـد بـار پـیاله کـرد و صـد بـار سـبوی
(همان، ص۱۶۴)
خود همین اندیشۀ استحاله و خاک را انسان پنداشتن، جلوه هایی از تداوم خواهی یا آرزوی همیشگی بودن انسان است. خیام وقتی از خاک، لب و روی و دست و مغز انسان را می بیند، بیانگر اندوه او از مرگ است. کسی که از مرگ اندوهناک باشد یعنی دوستدار زندگی و بیمرگی است. خیام که این همه از مرگ اندوهناک و ناراحت و متحیّر است، نشان دهندۀ ترس او از نابودی و نیستی است.خیام اگر چه از تبدیل شدن انسان به ذرّات خاک صحبت می کند اما این مطلب دالّ بر بی اعتقادی او به حیات پس از مرگ نیست. باید دید که خیام انسان و جوهرۀ انسان را چه چیز می داند و انسان را چگونه تعریف می کند؛ ماهیّت انسان در نظر او چیست و چگونه است؟ قطعاً او انسان را تنها جسم و تن نمی داند:
از تن چو برفت جان پاک من و تو خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
آنـگه ز بـرای خـشت گـور دگران در کـالبدی کشند خاک من و تو
(همان، ص۱۵۷)
خیام با فلسفه و آراء فیلسوفان مشایی، از جمله ارسطو و ابن سینا و فارابی آشنا است، از طرف دیگر از علوم اسلامی و مباحث کلامی آگاه است و خود صاحب رسالات فلسفی می باشد.[۶۷] فلاسفۀ یونان و به تبع آنان فیلسوفان مشایی ایران، ابن سینا، اصالت انسان را در نفس(روح) او می دانستند. آنها معتقد بودند که بعد از مرگ آنچه از انسان نابود می شود جسم اوست؛ نه نفس. «فلاسفه نفس را جاویدان می دانستند»[۶۸]. خیام نیز که متأثر از فیلسوفان مشایی است، انسان را حداقل جسم صرف نمی داند، تا با مرگ نیست و نابود شود. شاید بتوان گفت که او نفس و جسم را جدا از هم نمی دانسته است. همانطور که ارسطو، روح را از بدن جداپذیر نمی دانست.[۶۹]
خیام، سرنوشت انسان را خاک شدن می داند. به همین خاطر است که او از مرگ انسان اظهار تأسّف و ناراحتی می کند. وقتی انسان به این می اندیشد که سرانجام او خاک شدن است بیشتر احساس دردمندی می کند. اما هدف خیام از بیان خاک شدن انسان و بردمیدن سبزه از خاک او، انکار قیامت و حیات دوبارۀ انسان نیست. اگر توجه شود، او از خاک شدن انسان برای متوجه ساختن افراد به ارزش عمر و دعوت به خوش گذراندن اوقات عمر و دوری گزیدن از غم و اندوه استفاده می کند. خیام از بیان این مطلب می خواهد نکته ای را گوشزد کند و آنهم ارزش زندگی است. چراکه مردن برای او پایان خوشی ها و فرصت هایی است که فرد می توانست از آنها نهایت بهره را برگیرد:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

چـون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخیـز و به جام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه تست فردا همه از خاک تو بر خواهد رست
(خیام، رباعیات، ص۱۰۵)
اگر این سؤال مطرح شود که انسان از اینکه می داند نهایت او خاکی است که تبدیل به گل کوزه گری می شود، چه آگاهی هایی به دست می آورد؟ یا چه احساس هایی به او دست می دهد؟ اگر دقت کنیم خیام هرگاه از خاک شدن صحبت می کند در کنار آن به بهره گیری از اوقات زندگی و امکانات آن توصیه می کند. استدلال خیام برای «می خوردن» و «شادْ گذراندن عمر» این است که پایان آدمی خاکی است که سبزه از آن خواهد رُست. در نتیجه نمی توان به صرف اینکه او از خاک شدن انسان می گوید، بگوییم که او منکر قیامت است و انسان را همان جسم خاکی می داند و به روح اعتقاد ندارد. یکی از مسائلی که خیام در باب آن شکّ و تردید دارد، رستاخیز و زنده شدن دوبارۀ انسان در حیات دیگراست. البته شکّ و تردید او به منزلۀ انکار و رد نیست.
او بر خلاف عرفا صور ذهنی مرگ را تبدیل به زندگی و حیات دوباره نمی کند. او در مرگ اثری از زندگی نمی بیند، از این روست که اندوهناک است. برعکس عرفا که مرگ را زندگی یا منتهی به زندگی می دانند. خیام «از اینکه چرا و چگونه درخت زندگانی آدمی نشکفته، خشک شده، بزمین میفتد، تندرستی به بیماری و جوانی به پیری و زندگی بمرگ مبدّل می گردد و عزیزان سرانجام مشتی خاک می شوند»[۷۰] ناراحت و اندوهگین است.
مرگ و دعوت به شاد باشی و دم غنیمتی
عقیدۀ ما بر این است که محوری ترین مضامین رباعیات خیام متأثر از مرگ اندیشی است. یعنی «شادی گرایی و دعوت به لذتْ طلبی» و «اغتنام فرصت» و… هر یک به نحوی با مرگ مرتبطند. نخست بحث را با این سؤال مطرح می کنیم؟ خیام چگونه به این نتیجه می رسد که باید شاد زیست و شادی را از دست نداد؟ با طرح این سؤال بهتر می توان ارتباط مرگ اندیشی و دعوت به خوشگذرانی و شادباشی در اندیشۀ خیام را درک کرد. خیام از تجربۀ غم و اندوه ناشی از مرگ اندیشی است که به دم غنیمتی و بهره مندی از لذایذ و شادی ها آگاهی یافته است و بدان توصیه می کند. خیام در وضع و حالت مرگ اندیشی به تفسیر زندگی می پردازد، اول و آخر زندگی انسان را از ذهن می گذراند و همۀ جوانب و حالات زندگی انسان را می سنجد، سرانجام نتیجۀ درک و حاصل اندیشه های خود را در این توصیه که شاد باش و وقت را غنیمت دان، بیان می کند:
گر یک نفست ز زندگانی گذرد مگـذار کـه جـز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایۀ سودای جهان عمر است چنان کش گذرانی گذرد
(خیام، رباعیات، ص۱۳۱)
باید شادی گرایی و اغتنام فرصت و دعوت به خوشگذرانی خیام را متناسب و در ارتباط با مسئلۀ مرگ و مرگ اندیشی او بررسی و تفسیر کرد.مرگ زنگ خطریست برای انسان که مبادا فرصت بهره گیری از شادی ها را از دست دهد. خیام برای دعوت به خوشباشی و بهره مندی از داشته ها، با مرگ از هدر رفتن عمر هشدار می دهد:
زان پیش که از زمانه تابی بخوریم برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی مـا را نـدهد امان که آبی بخوریم
(همان، ص۱۴۷)
خیام از مرگ برای هشدار دادن استفاده می کند. هشدار به اینکه مبادا فرصت و عمر را از دست داد. چرا که «چون رفتی، رفتی» دیگر امکان بازگشت وجود ندارد. پس بهتر آنست که قدر وقت را بدانیم و از داشته ها و بهره های ممکن نهایت استفاده را ببریم:
می نوش در آبگینه با نالۀ چنگ زان پیش که آبگینه آید بر سنگ
(خیام، رباعیات، ص۱۴۶)
مرگ اندیشی خیام باعث شده است که او بیشتر به زندگی متمایلتر شود و نسبت به ارزش لحظه ها و وقت بهتر آگاهی پیدا کند. «بازگشت فکر خیام به لزوم اغتنام فرصتِ زندگی نیز از رهگذر اندیشۀ مرگ است»[۷۱]. انسان قدر وقت را زمانی می داند که بدان احتیاج داشته باشد و خود را در مرز گذشتن از آن بداند. یعنی در لحظۀ مرگ یا هنگام مرگ اندیشی و یادْ کردِ آن. خیام می گوید؛ وقتی انسان از آن طرف مرگ هیچ آگاهی و خبری ندارد که آیا هست یا نیست، پس لااقل نباید زندگی محدود را از دست داد. او مرگ را پایان شادی ها، خوشی ها، فرصت ها و بهره مندی ها می داند. به همین سبب است که پیوسته به اغتنام فرصت دعوت می کند و از فرارسیدن مرگ برحذر می دارد:
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست با لاله رخی اگر تو را فرصت هست
می نوش به خرمی که این چرخ کهن ناگـاه تـرا چـو خاک گرداند پسـت
(همان، ص۱۰۶)
بدترین غم انسان که شاید خیام آنرا از سر جهل و خیالات انسان می داند، غم فرداها خوردن، بویژه، فردای قیامت است. خیام به غم های انسان واقف است و در پی آن است که با شادی آنها را مداوا کند. اصولاً شادی برای زدودن غم و اندوه است. انسان برای نجات از غم و اندوه است که به شادی ها و اسباب و اعمال و مراسم شادی آور روی می آورد. به نظر خیام، شادی امروز را به خاطر غم و اندوه های فردا از دست دادن، عمل خردمندانه ای نیست. به همین جهت همواره به بهره گیری از لحظۀ اکنون توصیه می کند:
ایـن قافـلۀ عـمر عجب می گذرد دریاب شبی که با طرب می گـذرد
ساقی غم فردای قیامت چه خوری پیـش آر پیاله را که شب می گذرد
(همان، ص۱۲۴)
خیام غم خوردن انسان بخاطر قضای مرگ را نمی پسندد. چه در غم باشی، چه در شادی، مرگ یکی یکی همه را درمی نوردد. پس همان بهتر که در شادی وقت را بگذرانیم. خیام از تجربیات خود در مرگ اندیشی بدین نتیجه رسیده است که غم مرگ را خوردن بیهوده است. چرا که با غم خوردن های ما چیزی تغییر نمی کند و قضایی برگردانده نمی شود. چون بودنی ها همه بودست:
دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود غم خوردن بیهوده نمی دارد سود
پـر کـن قـدح مـی به کفم بر نه زود تا باز خورم که بودنی ها همه بود
(خیام، رباعیات، ص۱۲۸)
در این رباعی چندین نکته فهمیده می شود؛ یکی اینکه، مرگ و مرگ اندیشی غم زاست، یعنی باعث اندوه و یأس انسان می شود. دوم اینکه، مرگ از جمله قضاهاست که با اندوه و غم نمی توان از آن در امان ماند. سوم که شاید فلسفۀ شادی گرایی و خوشباشی خیام را بهتر نشان می دهد و علّت دعوت خیام به بهره گیری از داشته ها و لذّت ها را بیان می کند، قدح می ایست(نشانۀ شاد باشی ها و اغتنام فرصت) که برای زدودن اندوه و غم های ناشی از مرگ اندیشی انسان است. شادی و خوشی های خیام از سر ناچاری است. وقتی که برای خیام زندگی آغشته به درد و رنج است و در نظر او حاصل آدمی در این دنیا جز مشقت و سختی و جان دادن نیست، آیا برای انسان چاره ای جز شادی کردن و خوشباشی باقی می ماند؟ و آیا برای نجات از این همه رنج گزیری از شادی هست؟ شادی گرایی عملی برای فراموشی یاد مرگ است. خیام می داند که انسان در مرگْ اندیشی که مهمترین راز هستی اوست، به آگاهی یقینی دست نمی یابد. علاوه بر آن مرگ اندیشی تأثیرات منفی در روح و فکر انسان خواهد گذاشت. کسالت، خستگی، بی حوصلگی و یأس و ناامیدی که مرگ اندیشی در انسان بوجود می آورد، خیام را متوجه می سازد که بهترین عملکرد انسان، روی آوردن به شادی و خوشگذرانی است. تا از کابوس مرگ و هراس از آن نجات یابد. چون از یک طرف از اندیشیدن به مرگ هیچ آگاهیِ یقینی از سرنوشت خود بدست نمی آورد و از طرف دیگر نتایج تخریبی زیادی بر روحیۀ فرد خواهد گذاشت. بنابراین خیام به این نتیجه می رسد که بهترین کار فرد، بهره مندی از داشته ها و امکانات دنیوی است:
زان کوزۀ می که نیست در وی ضرری پر کن قدحی، بخور، به من ده دگری
زان پـیشتر ای صـنم که در رهگذری خـاک مـن و تو کوزه کند کوزه گری
(همان، ص۱۶۶)
توصیه به بهره مندی و کامجویی از نعمت های زندگی حاصل مرگ اندیشی خیام است. نکته ای که نباید از یاد برد این است که شاعران زمانی که از بی اعتباری دنیا، لزوم ترکِ آن و دم غنیمتی بحث می کنند، مرگ را از نظر گذرانده اند. آنها دنیا را با مرگ و در برابر آئینۀ مرگ توصیف می کنند. بنابراین باید به پیوستگی و ارتباط معنایی اغتنام فرصت و مرگ توجه کنیم و به دنبال کشف و یافتن ارتباط آن دو تأمل برآییم تا تأثیر مرگ بر دنیانگری شاعران برجسته تر جلوه کند. این مرگ است که خیام را متوجه لحظه های زود گذر و آنی می کند. تا به ارزش لحظه ها و دم غنیمتی پی ببرد. در خیام مضامین محوری را باید در ارتباط با هم معنی کرد و توضیح داد. دعوت به شادباشی و دم غنیمتی خیام همواره با انذار از مرگ همراه است:
با سروْ قدی تازه تر از خرمن گل از دست منه جام می و دامن گل
زان پیش که ناگه شود از باد اجل پیراهن عـمر ما چو پیـراهن گل
(خیام، رباعیات، ص۱۴۶)
خیام می داند که با ارزش ترین سرمایۀ انسان عمر اوست. عمر انسان وجود اوست. مرگ در زندگی انسان باعث شده است که عمر و زمان برای انسان ارزشمند و گرانبها جلوه کند:
گر یک نفست ز زندگانی گذرد مگـذار کـه جز به شـادمانی گـذرد
هشدار که سرمایۀ سودای جهان عمر است چنان کش گذرانی گذرد

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 52
  • 53
  • 54
  • ...
  • 55
  • ...
  • 56
  • 57
  • 58
  • ...
  • 59
  • ...
  • 60
  • 61
  • 62
  • ...
  • 351

آخرین مطالب

  • سایت دانلود پایان نامه: دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با طراحی و تدوین ...
  • سایت دانلود پایان نامه: منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله الگوی مناسب ارزیابی ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه در مورد بررسی رابطه مدیریت ارتباط ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره بررسی رابطه بین ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع رویکردی مبتنی برگراف به ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره خوشه‌بندی مبتنی بر ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع تعیین عوامل مؤثر بر ...
  • بررسی پایان نامه های انجام شده درباره ارزیابی عوامل کلیدی ...
  • پایان نامه با فرمت word : نگارش پایان نامه با موضوع تاثیر بیکاری بر جرم ...
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد مسئولیت مدنی رسانه های ...
  • مطالب پژوهشی درباره بررسی اثر انتشار صکوک بر نوسان قیمت ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد تاثیر سیاست خارجی ایران در دولت ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررّسی و تحلیل ...
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با نقش حمایت ...
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد کاربردی نمودن تصمیمات استراتژیک بر ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد قواعد و قوانین ...
  • پایان نامه درباره :تخلفات اداری- فایل ۳
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی رابطه ی بین مسئولیت ...
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بررسی رابطه مدیریت دانش و ...
  • پایان نامه ارشد : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع مدل مدیریت کیفیت خدمات ...
  • سایت دانلود پایان نامه: منابع کارشناسی ارشد با موضوع تعامل با نظام ...

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
 هشدار درآمدزایی دوره‌های هوش مصنوعی
 فروش عکس آنلاین درآمدزا
 اعتمادسازی در وبسایت
 مدیریت پیج اینستاگرام
 درآمد از استریمینگ بازی
 راهنمای افزایش فروش
 خطرات کسب درآمد از اپلیکیشن‌ها
 فروش دوره آموزشی موفق
 تولید محتوای گرافیکی فروشی
 چالش‌های رابطه‌های سریع
 پیشگیری از پریتونیت گربه
 کسب درآمد از تبلیغات اینترنتی
 طراحی لوگو سفارشی درآمدزا
 احساس گیر افتادن در رابطه
 آموزش استفاده از Midjourney
 جذابیت در روابط عاشقانه
 بهترین پت شاپ آنلاین ایران
 مدیریت اضطراب در رابطه
 تحلیل فلسفی عشق
 بیتلاشی در رابطه عاشقانه
 تغذیه سگ هاسکی
 ایجاد تفاهم در رابطه
 تربیت سگ پامرانین
 شناخت کم خونی گربه
 ناخن گرفتن گربه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان