مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع کارشناسی ارشد درباره سیاست ‌های ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

توسعه‌ی کاربردهای بخشی و فرابخشی در زمینه‌های سلامت الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، یادگیری الکترونیکی، دولت الکترونیکی و…
بومی‌سازی کاربردها (از لحاظ زبان مورد استفاده و…)
توسعه‌ی دسترسی همگانی به کاربردها
توسعه‌ی نهاد‌ها:
ایجاد و توسعه‌ی شرکت‌های کوچک و متوسط (SME)
ایجاد و توسعه‌ی پارک‌های فناوری و مراکز رشد
تأمین مالی و اعتبارات
حمایت از افزایش کارآیی و اثربخشی نهادها
ایجاد دسترسی به بازارهای محلی و بین‌المللی برای بخش خصوصی
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۲-۲- ویژگی‌های شخصیتی کارآفرین
کارآفرینان معمولا دارای ویژگی‌های شخصیتی مشترکی هستند؛ برخی از این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:
فرصت طلبی و فرصت‌گرا بودن (بیش‌تر در جست‌وجوی فرصت‌ها هستند تا تهدیدها)
اعتماد به نفس
ریسک‌پذیری و تحمل ابهام بالا (ریسک‌های متوسط و حساب شده)
نیاز به توفیق
نوآوری، خلاقیت، ایده‌سازی
پشتکار زیاد
آرمان‌گرایی
قاطع و پر انرژی
خودجوش
دارای بصیر و قوه تشخیص
پیشقدم بودن
نتیجه‌گرا بودن
اهل کار و عمل بودن
آینده‌گرایی
با توجه به ویژگی‌های فناوری‌های نوظهور مانند فناوری اطلاعات از مجموع ویژگی‌های شخصی کارآفرین، ویژگی‌های زیر بر توسعه‌ی کارآفرینی مبتنی بر فناوری اطلاعات تاثیرگذار است:
فرصت طلبی و فرصت‌گرا بودن
ریسک‌پذیری و تحمل ابهام بالا
نوآوری، خلاقیت، ایده‌سازی
۲-۲-۳- مدل توسعه‌ی کارآفرینی
حال با دانستن مدل توسعه‌ی فناوری اطلاعات به بررسی مدل توسعه‌ی کارآفرینی می‌پردازیم. برای توسعه‌ی کارآفرینی عوامل و مدل‌های مختلفی را ذکر کرده‌اند که در ادامه به برسی برخی از آن‌ها می‌پردازیم.
۲-۲-۳-۱- مدل فرآیندی فری
«ویلیام بای گریو» بر این باور است که فرایند کارآفرینی، شامل کلیه‌ی فعالیت‌ها، وظایف و اقدامات مرتبط با درک فرصت‌ها و ایجاد سازمان‌ها برای تعقیب فرصت‌هاست. (احمدپور، مقیمی؛ ۱۳۸۷؛ ص ۵۲)
«فری» در سال ۱۹۹۳ کارآفرینی را فرایند از عناصر مختلف توصیف نموده و نمودار زیر را به عنوان اجزای فرایند کارآفرینی ارائه کرد. (احمدپور، مقیمی؛ ۱۳۸۷؛ ص ۵۲)
شکل ‏۲‑۳- مدل فرایند کارآفرینی از دیدگاه فری (احمدپور، مقیمی ۱۳۸۷)
۲-۲-۳-۲- مدل سیستمی دکتر احمدپور
دکتر احمدپور پس از بررسی مدل‌های مختلف فرایند کارآفرینی، به کارآفرینی به صورت یک فرایند سیستمی نگریسته که دارای یک سری ورودی (عوامل فردی، سازمان و محیطی)، فرایند پردازش (شکل‌گیری تفکر، تدوین برنامه‌ی فعالیت و اجرای ایده) و خروجی (رشد، تغییر و نوآوری) است. (احمد پور داریانی، ۱۳۸۷، صص ۲۳۷ تا ۲۵۲) شکل زیر مدل سیستمی دکتر احمدپور را نمایش می‌دهد:
فرایند
ورودی
ورودی
توانایی فردی
ویژگی‌های شخصیتی
جمعیت شناختی
عوامل سازمانی
توسعه‌ی بینش مشترک
تشویق نوآوری
شیوه‌های جدید پاداش
تفویض اختیار
توسعه‌ی تیم‌های کارآفرینی
عوامل محیطی
سیاست دولت
وجود کمک‌های مالی و غیرمالی

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی با موضوع بررسی موضوع سلامت ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

قطعنامه ۲۴۴۴ مجمع عمومی مصوب ۱۹ دسامبر ۱۹۶۸، سه اصل اساسی به عنوان اصول حاکم بر تدوین قواعد بشردوستانه را بیان می­نماید: ۱- اصل محدود بودن حق متخاصمان در همه مخاصمات مسلحانه پیرامون صدمه زدن و آسیب رساندن به دشمن؛ ۲- اصل ممنوعیت ایراد حملات عامدانه علیه جمعیت غیرنظامی، ۳- رعایت اصل تمایز میان نظامیان و غیرنظامیان. (شفیعی بافتی و هنجنی، ۱۳۹۲، ص ۱۱۸)
در مجمع عمومی جامعه ملل با تصویب قطعنامه­ای به اتفاق آراء در ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۸ مقرر شد که حمله به هدف­های نظامی مجاز به نحوی انجام شود که جمعیت غیر نظامی از آسیب در امان بماند. (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۸۱)
مجمع عمومی سازمان ملل نیز قطعنامه ۲۶۷۵ را در ۹ دسامبر ۱۹۷۰ میلادی با عنوان «اصول بنیادین مربوط به حمایت از جمعیت غیرنظامی در زمان مخاصمات مسلحانه» تصویب کرد که در آن آمده است: «حقوق بنیادین بشر، آن­گونه که در حقوق بین­الملل و در اسناد بین­الملل بیان شده ­اند در زمان مخاصمات مسلحانه همچنان قابل اجراست». همه معاهدات بین ­المللی حقوق بشر، به شکلی یکسان از حقوقی با عنوان «حقوق بنیادین» یاد
می­ کنند. این حقوق هسته سخت حقوق بشر را تشکیل می­دهد و در همه حال و همه وقت باید رعایت شود. از این حقوق در پروتکل­های الحاقی با عنوان «تضمین­های اساسی» و در میثاق بین ­المللی حقوق مدنی و سیاسی با عنوان حقوقی که قابل تخطی و تعطیل­بردار نیستند، تعبیر شده است. (حبیب­زاده، ۱۳۸۴)
همانطور که کمیسر عالی حقوق بشر نیز تأکید کرده، تعهدات دولت در خصوص حمایت از غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی نمی­تواند براساس توسل به اقدامات تلافی­جویانه نقض شود و به هیچ­وجه معطوف به اصل مقابله­به­مثل نیست. (اخوان خرازیان، ۱۳۸۸)
در قطعنامه مصوب سال ۲۰۰۰ در زمینه حمایت از غیرنظامیان در درگیری­های مسلحانه شورای امنیت در میان ملل متحد مجدداً موضوع حمله عمدی به افراد غیرنظامی را در تمامی موقعیت­های مخاصمه مسلحانه مورد محکومیت شدید قرار دارد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۸)
دیوان در نظر مشورتی خود راجع به قضیه «مشروعیت تهدید به توسل به سلاح­های هسته­ای» اشعار می­دارد که: «هدف اصل تمایز، حمایت از جمعیت و اهداف غیرنظامی است. دولت­ها نباید هیچ­وقت غیرنظامیان را هدف حمله قرار دهند و از سلاح­هایی استفاده کنند که قدرت تشخیص میان غیرنظامیان و نظامیان را ندارند».
به دنبال قطعنامه ۱۲۶۵ مصوب ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۹ دبیرکل ملل متحد در نخستین گزارش به شورای امنیت درباره حمایت از غیرنظامیان توصیه می­ کند در موقعی که مخاصمه مسلحانه­ای درمی­گیرد و شورای امنیت قطعنامه­ای درباره آن صادر می­ کند به متخاصمان گوشزد کند که هر نوع اقدام مغایر با اصل کمک­رسانی آزادانه به سکنه غیرنظامی مجازات طرف خاطی را به دنبال خواهد داشت. (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۱۴۷)
در گزارش کمیسیون بررسی مسئولیت، که پس از جنگ جهانی اول بوجود آمد، از صدور فرمانی دائر بر نادیده گرفتن قاعده «امان دادن» به عنوان «جنایت جنگی» یاد شده است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۲۶۶) بر اساس اساسنامه دیوان کیفری بین ­المللی اعلام اینکه امان داده نخواهد شد در مخاصمه­های مسلحانه
غیربین­المللی نیز جنایت جنگی به حساب می ­آید. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۲۶۸)
در رویه کشورها این قاعده (۴۲)[۳۲] یک الزام یکجانبه تلقی نمی­ شود. کشوری که در موضع دفاعی قرار دارد نیز به همان اندازه وظیفه دارد نسبت به حمایت و ارتقاء تدابیر حفاظتی از تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک با اتخاذ کلیه تدابیر احتیاطی ممکن در برابر حملات اقدام نماید. تأسیسات مزبور نباید جهت پشتیبانی مستقیم از اقدامات نظامی مورد استفاده قرارگیرد، اهداف نظامی نباید در محل تأسیسات مزبور یا در نزدیکی آن­ها قرارگیرد، و از این تأسیسات هرگز نباید به عنوان سپر عملیات نظامی استفاده گردد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۲۴۳)
کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۲ در قطعنامه­ای راجع به مفقودین مجدداً تأکید کرد که هر یک از طرف­های درگیری «وظیفه دارد به جستجوی کسانی بپردازد که از سوی طرف دیگر درگیری مفقود اعلام شده ­اند». (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۱۰) تکلیف پاسخگویی درباره مفقودین تعهد به وسیله است و هر یک از طرف­های درگیری باید از کلیه امکانات در دسترس در این مورد استفاده کنند. این امر شامل جستجو و همچنین تسهیل جستجوی افرادی است که در نتیجه درگیری­های مسلحانه مفقود می­شوند. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۱۴) رویه در عمل نشان می­دهد که نبش قبور ممکن است به عنوان روش مناسبی جهت مشخص کردن سرنوشت مفقودین ارزیابی شود. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۱۴) مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه مصوب سال ۱۹۷۴ از طرف­های درگیری مسلحانه خواسته است که «در خلال و یا بلافاصله پس از درگیری صرف­نظر از ماهیت و محل آن» به ارائه اطلاعات راجع به مفقودین مبادرت ورزند. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۱۵) این قطعنامه اظهار می­دارد که «خواست خانواده­ها به آگاهی از سرنوشت عزیزانی که در درگیری­های مسلحانه از دست داده­اند یک نیاز اساسی است که می­بایست تا بیشترین حد ممکن برآورده شود.». (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۱۲)
۱-۴-۳- مسئله سلامت اسیران جنگی در آرا قضایی
در جریان جنگ دوم خلیج فارس و یوگسلاوی سابق، دول عضو جامعه اروپا با اعلام نظراتی و شورای امنیت ملل متحد با صدور قطعنامه­هایی، محتوای ماده ۱۳۰ کنوانسیون سوم ژنو را مورد تأکید قراردادند. (فلک، ۱۳۸۷، ص ۴۳۳) ممنوعیت شکنجه و نهی رفتار غیرانسانی ابتدا در کد لیبر مصوب ۱۸۶۳ در زمان جنگ­های داخلی آمریکا مورد اشاره قرار گرفته است. کد مزبور ضمن منع هر گونه رفتار وحشیانه با اسیران جنگی، شکنجه افراد دشمن را به­منظور کسب اطلاعات، اکیداً نهی نموده است. (شفیعی بافتی و هنجنی، ۱۳۹۲، ص ۱۵۶)
کنوانسیون ژنو اولین سندی بود که در ارتباط با زندانیان جنگی یک مکانیسم نظارتی را ایجاد کرد. (فلک، ۱۳۸۷، ص ۴۲۹)
رویه بیانگر آن است که تأمین نیازهای اولیه افراد محروم از آزادی با درنظر داشتن امکانات موجود و شرایط محلی باید کافی باشد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۱۹) بند ۶ قسمت الف بخش ۲ ماده ۸ اساسنامه دیوان کیفری بین ­المللی«محروم کردن عمدی اشخاص مشمول حمایت از حق محاکمه عادلانه و قانونی را جنایت جنگی میداند». (آمسیز، ۱۳۸۳)
دیوان کیفری بین ­المللی برای یوگسلاوی سابق ماده ۴۲ کنوانسیون چهارم ژنو[۳۳] را اینگونه تفسیر کرد که فقط زمانی که «دلایل جدی و مشروع» بر این­که فرد توقیف شده ممکن است از طریق خرابکاری یا جاسوسی لطمات جدی به امنیت مقررات بازداشت­کننده وارد آورد، توقیف وی مجاز است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۰۸)

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

بنا به تصمیم دیوان عالی آمریکا در قضیه حمدان، ماده ۳ مشترک به­عنوان حداقل مقرره قانونی قابل اعمال درخصوص کلیه بازداشت­شدگان دستگیر شده در مخاصمات مسلحانه داخلی مقرر گردیده است، صرف­نظر از اینکه اشخاص بازداشت­شده در طبقه «مبارزان قانونی» جای گرفته باشند یا شورشی محض قلمداد شوند. (شفیعی بافتی و هنجنی، ۱۳۹۲، ص ۱۴۲)
به موجب ماده ۴ معاهده ۱۹۰۷ لاهه با اسیران جنگی باید رفتار انسانی شود. (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۶۲)
ممنوعیت تلافی­جویی علیه اسیران جنگی یکی از معروفترین مواد کنوانسیون رفتار با اسیران جنگی ۱۹۲۹ ژنو است. یکی دیگر از مقررات بسیار مهم کنوانسیون، حق زندانیان جنگی بر ارائه اطلاعات تنها در برابر پرسش بود که در کنوانسیون ۱۹۲۹ ژنو به رسمیت شناخته شد. (فلک، ۱۳۸۷، ص ۴۲۹)
بر طبق اساسنامه دیوان کیفری بین ­المللی قراردادن افرادی که تحت اقتدار یکی از طرفین مخاصمه هستند در معرض «هر نوع آزمایش­های پزشکی یا عملی که انجام آن فاقد توجیه پزشکی، دندانپزشکی یا بیمارستانی برای فرد بوده و انجام آن نیز به نفع فرد نباشد در نتیجه موجب مرگ فرد یا ورود آسیب جدی به سلامت وی شده باشد» به منزله جنایت جنگی در هر دو حوزه درگیری­های مسلحانه بین ­المللی یا غیربین­المللی تلقی می­گردد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۷۷) مجموعه اصول ناظر بر حمایت از تمامی اشخاصی که تحت بازداشت یا در زندان قرار دارند، که اجماعاً به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید، انجام آزمایش­های پزشکی یا علمی را که مضر به سلامت فرد بازداشت­شده است حتی اگر رضایت بازداشت­شده را به همراه داشته باشد ممنوع می­دارد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۷۹) ممنوعیت انجام این اعمال مطلق است به این دلیل که رضایت فرد بازداشت­شده رضایت معتبری محسوب نمی­ شود. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۷۸) این مجموعه مقرر می­دارد که «صحبت میان شخص بازداشتی یا زندانی و مشاور حقوقی وی می ­تواند در معرض دید باشد، اما نباید مورد شنود مجری قانون قرار گیرد». (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۳۳)
مطابق ماده ۳ کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر، هیچ­کس نباید در معرض شکنجه یا اقدامات غیرانسانی یا مجازات­های ترذیلی قرار گیرد. (تقی­پور، ۱۳۸۲) در رویه قضایی بین ­المللی، تجاوز به زنان به عنوان گونه ­ای از شکنجه به حساب آمده است و عاملان آن به عنوان ارتکاب به جنایت ضدبشریت و ژنوسید به مجازات­های بسیار شدید محکوم شده ­اند. (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۱۳۰)
عناصر جرم در دیوان کیفری بین ­المللی مقرر می­دارد که جنایت جنگی شکنجه مبتنی بر «ایراد درد و رنج جسمی و روحی» با قصدی از قبیل «بدست آوردن اطلاعات یا کسب اقرار، مجازات، آزار یا اکراه یا اعمال تبعیض از هر نوع و بنا به هر دلیل» می­باشد.
در قضیه Kunarac در سال ۲۰۰۱ دیوان کیفری بین ­المللی برای یوگسلاوی سابق چنین نتیجه گرفت که «تعریف شکنجه بر طبق حقوق بین­الملل بشردوستانه عناصر مطرح در تعریف شکنجه را که در مقررات عام حقوق بشر اعمال می­گردد، شامل نمی­ شود.» خصوصاً دادگاه چنین رأی داد که «برای تحقق بزه شکنجه بر طبق حقوق بین­الملل بشردوستانه، حضور مقام حکومتی یا شخصی که تحت اقتدار حکومت است در جریان اعمال شکنجه ضروری نمی ­باشد».[۳۴] (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۷۱) همچنین این دادگاه در قضیه Frundzija در ۱۰ دسامبر ۱۹۹۸ در خصوص جنایت شکنجه اعلام می­دارد تعهد به پیشگیری، ممنوعیت و سرکوب شکنجه نه فقط یک ویژگی عرفی در حقوق بین­الملل عمومی دارد بلکه از ویژگی عام­الشمول نیز برخوردار است. این محکمه سپس تا آنجا پیش می­رود که اعلام می­دارد به دلیل اهمیت ارزش­های مورد حمایت، اصل پیشگیری ممنوعیت و سرکوب شکنجه یک هنجار آمره یا قاعده آمره است. اگر این رأی نوعی توسعه حقوق بین­الملل از طریق رویه قضایی در نظر گرفته شود باید گفت که گستره آن محدود نیست و امکان آن وجود دارد که کلیه شدید­ترین جنایات جنگی که وجدان بشری و در نتیجه کل جامعه جهانی را خدشه­دار می­ کنند واجد خصیصه آمره بودن دانست و نقض آنها را نقض قواعد آمره حقوق بین­الملل لحاظ کرد. (عسکری و هنکرتز، ۱۳۹۰، ص ۲۶۰)
درباره مفهوم «هتک حرمت شخصی» عناصر جرم برای دیوان کیفری بین ­المللی مقرر می­دارد که لزومی ندارد که قربانی شخصاً نسبت به تحقیرآمیز بودن رفتار آگاه باشد. علاوه بر این باید زمینه فرهنگی شخص نیز درنظر گرفته شود و از آن طریق رفتار تحقیرآمیز اعمال شده نسبت به شخص معین با ملیت یا مذهب خاص احراز گردد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۷۳) این شرط بدین منظور درج گردیدکه اجبار اشخاص به اقدام برخلاف اعتقادات مذهبی خود را به عنوان جنایتی جنگی قابل مجازات بداند. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۵۲) کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد درنظریه عمومی خود در ماده ۱۸ میثاق بین ­المللی حقوق مدنی و سیاسی اظهار می­دارد که منع اکراه باعث می­ شود که حق فرد در تغییر اعتقادات خود یا حفظ اعتقادات قبلی وی یا پذیرش دیدگاه­ های غیرمذهبی مورد حمایت قرار گیرد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۵۳) اعمال محدودیت در این زمینه فقط زمانی مجاز است که برای حفظ نظم، امنیت یا حقوق و آزادی­های اشخاص دیگر لازم باشد. اجرای مناسک مذهبی زندان ممکن است مشمول مقررات نظامی قرار گیرد. اما بهر حال محدودیت­هایی که نسبت به اجرای این مناسک اعمال می­گردد فقط محدود به مواردی است که در یک موقعیت معین، منطقی و ضروری تلقی گردد. اشخاصی از قبیل اسرا که تحت محدودیت­های قانونی قرار دارند کماکان از حق آشکارسازی و ابراز اعتقادات خود «تا بیشترین حد ممکن که با ماهیت خاص محدودیت اعمال شده مطابقت داشته باشد» برخوردار می­باشند. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۵۴)
کنوانسیون بین ­المللی علیه گروگان­گیری این عمل مجرمانه را به عنوان حبس یا بازداشت فرد (گروگان) همراه با تهدید به قتل، ایراد صدمه یا ادامه بازداشت گروگان دانسته که در جهت اجبار شخص ثالث به انجام یا امتناع از انجام کاری که به عنوان شرط صحیح یا ضمنی برای آزادی گروگان صورت می­گیرد، اعلام کرده است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۹۶) به موجب اساسنامه دیوان کیفری بین ­المللی «گروگان­گیری» در هر دو زمینه
درگیری­های مسلحانه بین ­المللی و غیربین­المللی موجد ارتکاب جنایت جنگی است. در قضیه کارادژیج و ملادیج[۳۵]که در سال ۱۹۹۵ در دیوان کیفری بین ­المللی برای یوگسلاوی مطرح بود، متهمان به دلیل گروگان­گیری مأموران حفظ صلح سازمان ملل متحد به نقض فاحش مقررات متهم گردیدند. دیوان کیفری در بررسی کیفرخواست این اتهام را مورد تأیید قرار داد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۹۴)
عناصر جرایم برای دیوان کیفری بین ­المللی نیز تعریف کنوانسیون بین ­المللی علیه گروگان­گیری را مورد استفاده قرار داده لیکن می­افزاید که رفتار مورد درخواست از شخص ثالث نیز به عنوان یکی از شرایطی تلقی می­ شود که نه تنها در زمینه آزادی گروگان بلکه برای حفظ ایمنی وی مطرح است. وجود سوء­نیت خاص برای تشخیص و احراز وقوع گروگان­گیری لازم است. چرا که سوء­نیت خاص است که میان ارتکاب این عمل با اقدام اداری یا قضایی در محروم کردن فرد از آزادی تمایز ایجاد می­ کند. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۹۶)
۱-۴-۴- حمایت از سلامت در سرزمین­های اشغالی در آرا و رویه­های قضایی
مقررات لاهه در مورد اشغال نظامی نه فقط محدودیت­هایی قانونی بر اختیارات اشغالگر وارد نموده بلکه با شناسایی حقوقی خاص اشغالگر را به انجام تکالیفی معین در مورد اهالی سرزمین اشغالی ملتزم کرده است. (زمانی، ۱۳۸۱، ص ۲۸)
دادگاه نظامی نورنبرگ در رأی مورخ اول اکتبر ۱۹۴۶ اعدام گروگان­ها در سرزمین­های اشغالی توسط مقامات نظامی آلمان در جریان جنگ جهانی دوم را جنایت جنگی قلمداد کرد. (ضیایی بیگدلی، ۱۳۹۲، ص ۲۸۸) قطعنامه ۱۶۷۴ شورای امنیت تأکید می­ کند که قدرت اشغالگر یا اطراف درگیری باید به پرسنل بشردوستانه، اجازه دسترسی کامل بدون مانع به غیرنظامیان نیازمند به کمک را در درگیری­های مسلحانه داده، تا حد امکان تسهیلات ضروری برای فعالیتشان را فراهم آورند. باید به این نکته توجه داشت که ممانعت عمدی از رسیدن کاروان­های کمک و امداد به نحوی که به گرسنگی جمعیت غیرنظامی منجر شود طبق اساسنامه دیوان کیفری بین ­المللی، جنایت جنگی محسوب می­ شود. (اخوان خرازیان، ۱۳۸۸) ماده ۸ اساسنامه دیوان کیفری
بین ­المللی(۱۹۹۸) موارد زیر را جنایت جنگی تلقی کرده است:
۱- نقض فاحش حقوق بشردوستانه ساکنان سرزمین­های اشغالی (صدر ماده) (زمانی، ۱۳۸۱، ص ۲۹)
۲- «کشتن عمدی» اشخاص تحت حمایت در سرزمین­های اشغالی (بند ۱ بخش الف قسمت دوم) (آمسیز، ۱۳۸۳)
۳- شکنجه یا رفتار غیرانسانی اشخاص تحت حمایت در سرزمین­های اشغالی (بند ۲ بخش الف قسمت دوم) (آمسیز، ۱۳۸۳)
۴- اخراج یا انتقال غیرقانونی بخصوص انتقال مستقیم یا غیرمستقیم بخش­هایی از جمعیت غیرنظامی قدرت اشغالگر به سرزمینی که اشغال می­ کند. (شق ۸ قسمت ب بند ۲) (امین­زاده و سیاه­رستمی،۱۳۸۹)
۵- فراهم آوردن موجبات رنج عظیم یا صدمه شدید به جسم یا سلامتی اشخاص تحت حمایت در سرزمین اشغالی. (بند ۳ قسمت الف بخش ۲) (آمسیز، ۱۳۸۳)
قدرت اشغالگر حق ندارد به اعمال زیر که به نحوی موجب تعرض به مصونیت ساکنان سرزمین­های اشغالی می­ شود مبادرت ورزد؛ نابودسازی، بدرفتاری، گروگان­گیری، تبعید یا انتقال و تخلیه اجباری، زجر و شکنجه و اعمال خلاف شرافت بشری، مجازات­های دسته­جمعی، رفتار تبعیض­آمیز، اعدام­های خلاف قانون، کار اجباری، الغای تابعیت و تغییرات هویتی یا تغییر بافت جمعیتی، اقدامات مقابله به مثل و به طور کلی محروم کردن آنان از حمایت­های قانونی. (ضیایی بیگدلی، ۱۳۹۲، ص ۲۸۸)
درماده ۴۲ مقررات ۱۹۰۷ لاهه آمده است: سرزمین هنگامی اشغال شده محسوب می­گردد که واقعاً و عملاً تحت اختیار دشمن قرار گرفته باشد و مفهوم اشغال فقط در مورد سرزمینی مصداق پیدا می­ کند که این اقتدار در آنجا مستقر شده و بتواند اعمال گردد. (زمانی، ۱۳۸۱، ص ۱۹) این موضوع مطرح است که چه مقامی وجود وضعیت اشغال را احراز می­ کند. تردیدی نیست که اشغال نظامی واقعیتی عینی و موضوعی است؛ با وجود این
کنوانسیون­های لاهه و ژنو ارگان و یا نهادی معین را برای احراز و تشخیص شرایطی که قواعد و مقررات ناظر بر اشغال شدن قالب به اجرا درمی­آیند معین نمی­کنند. گاهی موارد قطعنامه­های مجمع عمومی و شورای امنیت، ابزارهای مهمی برای بیان این مفهوم تلقی می­شوند. برای مثال درقضیه اشغال جزایر فالکند توسط آرژانتین در سال ۱۹۸۲، و اشغال کویت توسط عراق در سال ۱۹۹۰ قطعنامه­های شورای امنیت نقشی اساسی در این مورد ایفا کردند. همچنین در قضیه نامیبیا دیوان بین ­المللی دادگستری سرزمین نامیبیا را اشغال شده قلمداد کرد. (زمانی، ۱۳۸۱، ص ۲۳)
بطور مثال نوار غزه بر اساس معیارهای حقوق بین­الملل اشغالی است و کنترل مؤثر به عنوان مبنایی که در دادگاه نورنبرگ در سال ۱۹۴۶ بعنوان معیار اشغالی بودن سرزمین مورد توجه واقع شد، یکی از این دلایل است. اسرائیل علی­رغم عقب­نشینی از داخل غزه همچنان از زمین، هوا و دریا دارای کنترل مؤثر بر نوار غزه است.
دیوان بین ­المللی دادگستری در رأی مشورتی خود در مورد دیوار حائل ادعای اسرائیل را مبنی بر دفاع از نفس، باطل اعلام کرد و افزود با وجود کنترل مؤثر بر سرزمین اشغالی امکان استناد به دفاع از نفس وجود ندارد. از سوی دیگر کمیسیون حقوق بین­الملل در پیش­نویس سال ۱۹۸۰ خویش راجع به مسئولیت و هم دیوان
بین ­المللی دادگستری در قضیه نیکاراگوئه اظهار داشته اند که دفاع مشروع تنها علیه یک دولت قابل اعمال است و نه علیه بازیگران غیردولتی. (دهقانی­پوده، ۱۳۸۷)
شورای امنیت در ۱۹۶۷ با تصویب قطعنامه ۲۳۷ اولین گام را در جهت تضمین اجرای حقوق بشردوستانه برداشت. در این قطعنامه شورا بر لزوم رعایت کنوانسیون­های سوم و چهارم ژنو ۱۹۴۹ ، در مورد رفتار با اسرای جنگی و حمایت از غیرنظامیان در سرزمین­های اشغالی تأکید می­ کند. پس از آن نیز شورا در قطعنامه­های متعددی در مورد اقدامات دولت اسرائیل، بر لزوم اجرای مفاد کنوانسیون چهارم ژنو توسط آن دولت تصریح می­نماید. سرانجام شورا در ۱۹۹۰ از این حد فراتر رفته و از کلیه دولت­های طرف کنوانسیون چهارم ژنو
می­خواهد که بر طبق ماده ۱ آن کنوانسیون، اسرائیل را به رعایت تعهدات خود به موجب آن سند ترغیب نمایند. بعلاوه راه­حلی را نیز به این منظور ارائه می­نماید. (شایگان، ۱۳۸۰، ص ۱۰۹)
در بین معاهدات بین ­المللی، تا کنون اسناد متعددی در خصوص حق بر محیط زیست سالم به تصویب رسیده است. مهم­ترین این اسناد عبارتند از: اعلامیه استکهلم، منشور جهانی طبیعت، اعلامیه ریو. (میرزاده و سپهری­فر، ۱۳۹۲)
بیانیه ریو در اصل اول خود بیان می­دارد: «انسان­ها موضوع اصلی هرگونه توسعه پایدارند، برخورداری از سلامت و توانایی­های جسمی و روحی جزو حقوق انسان­ها در انطباق با طبیعت است». (میرزاده و سپهری­فر، ۱۳۹۲)
اصل اول اعلامیه استکهلم بیان می­دارد: «انسان از حق بنیادین آزادی، برابری و شرایط مناسب زندگی در محیطی که کیفیت آن امکان زندگی با کرامت و سعادتمندانه را برای انسان فراهم کرده باشد؛ برخوردار بوده و مسئولیت جدی در حمایت و حفظ محیط زیست برای نسل فعلی و آتی را به عهده دارد». (میرزاده و سپهری­فر، ۱۳۹۲)
سازمان ملل متحد در منشور جهانی طبیعت تصریح نموده که انسان جزئی از طبیعت است و حیات به اعمال قطع­نشدنی اکوسیستم طبیعی که ذخیره انرژی و تغذیه را تأمین می­ کند وابسته است. تمدن ریشه در طبیعت دارد. هر شکلی از حیات بی­نظیر و بدون هیچ­گونه چشم­داشتی در اختیار انسان است و همین رفتار را با
ارگانیسم­های دیگر نیز دارد، انسان بایستی توسط یک قانون اخلاقی هدایت شود. (بختیاری اصل، ۱۳۷۶، ص ۹۷)
رویه موجود کشورها نشان می دهد که حمایت از محیط زیست در خلال مخاصمات مسلحانه نه تنها از شمول قواعد مربوط به حمایت از اموال غیرنظامی نسبت به محیط زیست بلکه همچنین از به رسمیت شناختن نیاز به حمایت ویژه از محیط زیست نشأت می گیرد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۲۴۹)

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع چالش های حقوقی ناشی از ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

حتی سه سال بعد از تصویب قانون تشویق و حمایت، در هنگام توجه خاص به سرمایه گذاری خارجی در بازار سرمایه ایران و تصویب آیین نامه اجرایی بند (ج) ماده ۱۵ برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی در مورد سرمایه گذاری اشخاص خارجی در بورس اوراق بهادار، علیرغم وجود این ارکان و حتی ذکر نام سازمان کارگزاران اوراق بهادار در ماده یک و قسمت تعاریف آیین نامه، ماده ۲ این آیین نامه فعالیت سرمایه گذار خارجی را در بورس منوط به دریافت مجوز از سازمان سرمایه گذاری و کمک های اقتصادی ایران نموده بود.
لذا تنها نقش ارکان بازار سرمایه در پذیرش سرمایه گذاران خارجی در بازار، بنا بر تبصره این ماده اعلام سقف مجاز سرمایه گذاری خارجی در بورس در مقاطع سه ماهه به سازمان سرمایه گذاری و کمک های فنی اقتصادی بوده است. از این رو نمی توان گفت از آنجا که در زمان تصویب قانون تشویق و حمایت، قانون بازار اوراق بهادار تصویب نشده و سازمان بورس و اوراق بهادار وجود نداشته، بعد از تصویب قانون بازار و تشکیل سازمان بورس، سازمان بورس و اوراق بهادار متولی اعطای مجوزهای سرمایه گذاری های خارجی می باشد. در حقیقت پرسش اصلی آن است که بین کلمه"تنها” در ماده ۵ قانون تشویق و حمایت و بند ۸ ماده ۱ آیین نامه سرمایه گذاری خارجی چگونه میتوان جمع نمود؟ از طرفی در ماده ۵ قانون تشویق و حمایت ، وظایف سازمان سرمایه گذاری و کمک های فنی احصا گشته اند و از طرف دیگر در بند ۸ ماده ۱ آیین نامه سرمایه گذاری خارجی در بورس و بازار های خارج از بورس، جهت ارائه مجوز به سرمایه گذار خارجی در بورس ها و بازارهای خارج از بورس، مؤخر بر قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی، سازمان بورس و اوراق بهادار صالح شناخته شده است لکن باید توجه داشت که شأن آیین نامه دون قانون می باشد و نمی تواند برخلاف قانون حکمی را مقرر دارد از این رو ناگزیر باید برای تبیین رابطه بین ماده ۵ قانون تشویق و حمایت و بند ماده ۱ آیین نامه سرمایه گذاری خارجی، دست به تفسیر منطقی الزامات مزبور زد. به نظر می رسد که می توان گفت :
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱) براساس ماده ۵ قانون تشویق و حمایت، سازمان سرمایه گذاری فقط در مورد تشویق سرمایه گذاری های خارجی در کشور و رسیدگی به کلیه امور مربوط به سرمایه گذاری خارجی، به عنوان تنها نهاد رسمی کشور شناخته شده است و در صورتی که اعطای مجوز به طور انحصاری توسط این سازمان مدنظر قانونگذار بود بایستی صراحتا ذکر می گردید زیرا هرچند این ماده دارای اطلاق می باشد لکن اعطای مجوز، اولین و مهمترین قسمت تعامل با سرمایه گذار خارجی میباشد و اهمیت آن به نحوی است که نمی توان گفت قانونگذار آن را با اطلاق عبارت"رسیدگی به کلیه امور مربوط به سرمایه گذاری خارجی” قصد نموده است و نمی توان از آن، حصر صلاحیت سازمان مزبور در خصوص مسأله اعطای مجوز به سرمایه گذار خارجی را نتیجه گیری نمود.
۲) ذکر عبارت"کلیه امور مربوط به سرمایه گذاری خارجی” بسیار کلی و مبهم می باشد.
۳) بنا بر اصول قانون نویسی، فقط قانون مؤخر بعدی که از عام و یا خاص بودن هم ردیف قانون موجود می باشد می تواند در صورت حصر، بنا بر اراده مؤخر قانونگذار موارد جدیدی را به آن اضافه کرده و حصر را از بین ببرد. این اتفاق درخصوص قانون بازار اوراق بهادار که مؤخر بر قانون تشویق و حمایت می باشد، رخ داده است. در این زمینه می توان به بند ۱۴ ماده ۷ قانون بازار اشاره نمود که هرچند در ماده ۵ قانون تشویق، کلیه امور مربوط به سرمایه گذاری خارجی را به سازمان سرمایه گذاری واگذار نموده است اما بنا بر بند ۱۴ ماده ۷ قانون بازار، نظارت بر سرمایه گذاری اشخاص حقیقی و حقوقی خارجی در بورس، جزء یکی از وظایف هیأت مدیره سازمان بورس می باشد و یا اینکه علاوه بر آن، براساس بند ۱۵ ماده ۴ قانون بازار، شورای عالی بورس میتواند جهت معاملات اشخاص خارجی در بورس، به بورس مجوز اعطا نماید که میتوان گفت امور مذکور در این مواد ناظر به آن است که تمام فرایند سرمایه گذاری خارجی در بازار سرمایه از مرحله صدور مجوز و نظارت بر اجرای آن با توجه به تخصصی بودن سازمان بورس در زمینه بازار سرمایه از اطلاق عبارت ” کلیه امور مربوط به سرمایه گذاری خارجی” مذکور در ماده ۵ قانون تشویق و حمایت خارج گشته و به سازمان بورس و اوراق بهادار واگذار گردیده اند.
۴) با لحاظ ماده ۲ قانون بازار اوراق بهادار با هدف حمایت از حقوق سرمایه گذاران چه داخلی و چه خارجی بازار سرمایه ایران، اطلاق نظارت سازمان بورس موجب می گردد که سازمان بر حیطه سرمایه گذاری خارجی در بورس نیز نظارت داشته باشد و صدور مجوز سرمایه گذاری خارجی را با درنظر گرفتن مصالح بازار سرمایه نیز توسط آن انجام می پذیرد. برای تقویت این نظر می توان گفت که هرچند قانون تشویق به طور مطلق رسیدگی به کلیه امور را در صلاحیت سازمان سرمایه گذاری قرار داده است لکن بعد از تصویب قانون بازار و شکل گیری نهاد نظارتی جدید و نظاممند نمودن بازار سرمایه، تغییر مرجع نظارتی درخصوص سرمایه گذاری در بازار سرمایه، از سازمان سرمایه گذاری به سازمان بورس و اوراق بهادار در طی بندهای ۱۴ و ۱۵ ماده ۴ و بند ۱۴ ماده ۷ قانون بازار مشاهده می گردد. با جمع موارد فوق می توان گفت که قانونگذار قصد انحصار واقعی عملکرد سازمان سرمایه گذاری و کمک های فنی را در زمینه اعطای مجوز نداشته است و با توجه به خصوصیت تشویقی بودن این قانون که از ماده ۳ آن استنباط می گردد به نظر می رسد که در صورت خلاف این مطلب، قانونگذار انحصار در اعطای مجوز به سرمایه گذاران خارجی در کشور را به طور صریح ذکر می نمود و پیش بینی نمودن سازمان بورس و اوراق بهادار به عنوان مرجع مجوز دهنده به سرمایه گذاری خارجی در بازار سرمایه، با ذکر کلمه “تنها” در ماده ۵ قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی، مشکلی ایجاد نمی نماید.
بند اول : قلمرو و حدود فعالیت سرمایه گذار خارجی در بازار سرمایه
درخصوص حیطه عملکرد سرمایه گذاران خارجی، کشورهای سرمایه پذیر رویه های مختلفی را برگزیده اند. سرمایه گذاری خارجی به همان میزان که برای کشورهای صنعتی مهم است برای کشورهای در حال توسعه نیز دارای اهمیت می باشد. البته کشورهای پذیرنده سرمایه علاقه ای به اینکه سرمایه گذاران خارجی نبض اقتصادی کشور را در دست داشته باشند ندارند با این وصف در کشورهای کمتر توسعه یافته، بخش عظیمی از اقتصاد ملی در دست سرمایه گذاران خارجی است لذا کشورهای میزبان به دنبال تعیین قلمروی دقیق فعالیت سرمایه گذار خارجی و وضع الزامات آن می باشند .
در برخی از کشورها همانند ارمنستان برای نوع و میزان سهم مالکیت شرکت ها و اشخاص خارجی و نیز تعداد پرسنل خارجی حدی معین نشده و این شرکتها در تعیین شیوه دسترسی به منابع مالی نیز از آزادی عمل برخوردارند. در این کشور، سرمایه گذاران خارجی می توانند مبادرت به خریداری سهام در شرکت های موجود و همچنین اوراق بهاداری که توسط قوانین کشور ارمنستان به رسمیت شناخته شده باشند، نمایند.
برای بررسی در مورد اینکه سرمایه گذار خارجی در چه زمینه و تا چه میزان می تواند فعالیت نماید باید موارد مربوط به حوزه، محدودیت و سقف های تمام الزامات قانونی را با یکدیگر در نظر گرفت. نکتهای که در ابتدای امر ضروری به نظر می رسد آن است که هرچند سرمایه گذاری خارجی در بازار سرمایه براساس عمومات قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی و همچنین سایر قوانین جاری کشور مجاز می باشد لکن بنابر نظر قانونگذار، بخشی از بازار سرمایه دارای نظامی متفاوت با بخش های دیگر آن می باشد. بدین شرح که بند ۱۵ ماده ۴ قانون بازار، اعطای مجوز به بورس جهت معاملات اشخاص خارجی را جزء یکی از وظایف شورای عالی بورس برشمرده است و در این خصوص و در راستای بند ۳ ماده ۴ این قانون، شورای عالی بورس آیین نامه سرمایه گذاری خارجی در بورس ها و بازارهای خارج از بورس را جهت تصویب به هیأت وزیران پیشنهاد نمود. هرچند عنوان آیین نامه مزبور مطلق بوده و شامل تمامی انواع بورس ها می گردد لکن در بند ۳ ماده ۱ آیین نامه، تنها بورس اوراق بهادار دارای مجوز از شورا، به عنوان بورس تعریف گشته است و هیچ اثری از بورس کالا در این آیین نامه به چشم نمی خورد.
به عبارت دیگر ممکن است که کالایی خاص در کشور ایران نسبت به سایر کشورها و یا حتی در منطقه، دارای قیمتی به نسبت پایین تر از سایر کشورها باشد و سرمایه گذار خارجی متمایل به خرید آن در بازار بورس کالایی ایران باشد اما از آنجا که آیین نامه سرمایه گذاری خارجی در بورس ها و بازارهای خارج از بورس، تنها به بورس اوراق بهادار توجه نموده است شامل این آیین نامه نگردیده و باید به سایر منابع قانونی مراجعه نمود. با منتفی بودن شمول این آیین نامه نسبت به بورس کالا، باید به قوانین مادر در زمینه سرمایه گذاری خارجی و همچنین بازار سرمایه یعنی قانون تشویق و حمایت و همچنین قانون بازار بازگشت.
هرچند براساس عمومات قانون تشویق و حمایت، سرمایه گذاری خارجی در بورس کالایی مجاز به نظر میرسد لکن براساس بند ۱۵ ماده ۴ قانون بازار که نسبت به قانون تشویق و حمایت، مؤخر التصویب می باشد در زمینه سرمایه گذاری خارجی، انجام هرگونه معامله اشخاص خارجی در بورس منوط به اعطای مجوز توسط شورای عالی بورس به بورس میباشد و در صورت عدم وجود آن، فعالیت سرمایه گذاران خارجی در بورس ها فاقد وجاهت قانونی می باشد. شورای عالی بورس با پیشنهاد آیین نامه سرمایه گذاری خارجی در بورس ها و بازارهای خارج از بورس به هیأت وزیران، امکان سرمایه گذاری مزبور را در بورس اوراق بهادار فراهم آورده است لکن در زمینه بورس کالایی هیچگونه ترتیباتی اخذ نگردیده است که از این رو نتیجه آن میشود که سرمایه گذاری خارجی در بورس اوراق بهادار و بازار خارج از بورس(OTC)[12] مجاز بوده لکن تا زمان اعطای مجوز شورای عالی بورس و پیش بینی ترتیباتی همانند آنچه که در آیین نامه سرمایه گذاری خارجی وجود دارد، امکان فعالیت در بازار بورس کالایی براساس آیین نامه سرمایه گذاری خارجی وجود ندارد.
حال آن که حوزه سرمایه گذاری خارجی مشخص گردید باید به بررسی میزان و حدود این سرمایه گذاری پرداخت. براساس اصل ۴۳ قانون اساسی، فعالیت اقتصادی باید در راستای جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور باشد لذا در این خصوص طبیعی است که با هدف جلوگیری از تسلط بیگانه، برای فعالیت سرمایه گذار خارجی چه در بازار سرمایه و چه در سایر بخش های اقتصادی کشور محدودیت های منطقی و منصفانه که منجر به از دست دادن مطلوبیت سرمایه گذاری در ایران نگردد، وضع شود از این رو در ماده ۲ قانون تشویق و حمایت، در سه بند جداگانه الزاماتی در این مورد مقرر گشته است:
براساس بند (الف) در صورتی که سرمایه گذاری خارجی منجر به رشد اقتصادی، ارتقای فناوری، ارتقای کیفیت تولیدات، افزایش فرصت های شغلی و افزایش صادرات نگردد و به معنای دیگر اگر سرمایه گذاری خارجی در یکسری فعالیت ها و مشاغل کاذب شکل گیرد و منجر به اهداف فوق الذکر نگردد.
براساس بند (ب)، در صورتی که سرمایه گذاری خارجی منجر به تهدید امنیت ملی و منافع عمومی، تخریب محیط زیست، اخلال در اقتصاد کشور و تضییع تولیدات مبتنی بر سرمایه گذاری داخلی گردد.
براساس بند (ج) سرمایه گذاری خارجی متضمن اعطای امتیاز توسط دولت به آن گردد به نحوی که سرمایه گذار را در موقعیت انحصاری قرار دهد وجود هرکدام از شرایط فوق باعث ایجاد ممنوعیت سرمایه گذاری خارجی می گردد.
اما در بند (د) این ماده، قانونگذار ملاک عددی را جهت سقف سرمایه گذاری مقرر می دارد که بر این اساس، سهم ارزش کالا و خدمات تولیدی حاصل از سرمایه گذاری خارجی موضوع این قانون نسبت به ارزش کالا و خدمات عرضه شده در بازار داخلی در زمان صدور مجوز، در هر بخش اقتصادی از بیست و پنج درصد و در هر رشته از سی و پنج درصد بیشتر نخواهد بود.
به عبارت دیگر می توان گفت در صورتی که سرمایه گذار خارجی در بازار سرمایه متمایل به اخذ مجوز قانون تشویق و حمایت باشد براساس این قانون می تواند تا سقف مذکور در این ماده مبادرت به سرمایه گذاری نماید. نکته ای که در اینجا مهم به نظر می رسد آن است که ممکن است سرمایه گذار خارجی هم در اوراق بهادار شرکت های بورسی و فرابورسی و هم در شرکت های غیر بورسی اقدام به سرمایه گذاری نمایند در خصوص بازارهای تحت نظارت سازمان بورس، امکان کنترل رعایت سقف مزبور برای این سازمان وجود دارد لکن در مورد شرکت های غیر بورسی و غیر فرابورسی این امکان برای سازمان وجود ندارد اما با لازم الاجرا شدن ماده ۹۹ قانون برنامه پنجم توسعه از ابتدای سال ۹۰ جهت متشکل نمودن و ساماندهی بازار سرمایه، تمامی ناشران موظف به ثبت اوراق بهادار خود نزد سازمان گردیده اند و معاملات این اوراق بهادار باید در بازارهای بورسی و یا فرابورسی انجام پذیرد و در غیر این صورت باطل می گردد لذا می توان گفت با اجرای این قانون، امکان نظارت سازمان بر فعالیت سرمایه گذاران خارجی در اوراق بهادار شرکت هایی که در بورس و فرابورس پذیرفته شده اند و همچنین سایر شرکت های سهامی عامی که در این بازارها پذیرفته نشده اند لکن براساس قانون برنامه پنجم، تمام معاملات آنها باید در بازارهای مزبور انجام پذیرد، ایجاد گردیده است اما باز ممکن است که سرمایه گذار خارجی علاوه بر سرمایه گذاری در شرکت های مزبور در ماده ۹۹ قانون برنامه پنجم مبادرت به سرمایه گذاری در سایر شرکت های سهامی خاص و یا شرکت های دیگر نماید اما از آنجا که این شرکتها تحت نظارت سازمان بورس قرار ندارند نمی توان از رعایت سقف های مذکور در مورد تمامی سرمایه گذاری در شرکت های بورسی و غیر بورسی اطمینان یافت. باید توجه داشت که درصد مزبور دارای مقیاس بزرگی است که برای تمامی سرمایه گذاران خارجی که فعالیت می نمایند مدنظر است و لحاظ تمامی سرمایه گذاری های خارجی در این خصوص جهت بررسی رعایت این سقف بسیار دشوار است.
در آیین نامه بند (ج) ماده ۱۵ قانون برنامه چهارم توسعه براساس مواد ۹ و ۱۰ حداکثر تعداد سهام قابل خرید و سایر اوراق بهادار در هر شرکت پذیرفته شده در بورس توسط کل سرمایه گذاران خارجی که مبادرت به خرید سهام شرکت و یا گواهی سپرده ملی سهام شرکت می نمودند، ۱۰ درصد و حداکثر سرمایه گذاری خارجی در اوراق مشارکت ۱۰ درصد تعیین گشته بود. آیین نامه سرمایه گذاری خارجی در بورس ها و بازارهای خارج از بورس نیز با درنظر گرفتن ۱۰ درصد مزبور در آیین نامه قبلی، سرمایه گذار خارجی که قصد تملک بیش از این درصد راداشته باشد سرمایه گذار خارجی راهبردی تلقی می نماید لکن جهت تعیین سقف تملک سهام توسط سرمایه گذار خارجی غیر راهبردی در ماده ۷ مقرر می دارد که تعداد سهام در مالکیت مجموع سرمایه گذاران خارجی نباید از بیست درصد مجموع تعداد سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس و یا بازار خارج از بورس یا بیست درصد تعداد سهام هر شرکت پذیرفته شده در بورس یا بازار خارج از بورس بیشتر باشد و هنگامی که صحبت از مقدار مالکیت سرمایه گذار خارجی به طور فردی و نه مجموع سرمایه گذاران خارجی می گردد وی نمی تواند بیش از ۱۰ درصد سهام یک شرکت بورسی و یا فرابورسی را تملک نماید. با نگاهی جامع جهت اختصار این دو ماده میتوان گفت قانونگذار در آنها سرمایه گذار خارجی را یک بار به صورت جمعی و یک بار به صورت فردی لحاظ نموده است. بدین معنا همانند ۲۵ درصدی که در ماده ۲ قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی برای سقف مجموع سرمایه گذاری درج نموده است در این آیین نامه نیز سقف ۲۰ % را برای مجموع سرمایه گذاری خارجی در بازار سرمایه درنظر گرفته است همچنین سقف مزبور یعنی ۲۰ % برای مجموع سرمایه گذاری خارجی برای هر شرکت پذیرفته شده در بورس و یا فرابورس می باشد و در مورد سرمایه گذاری هر فرد خارجی حداکثر میزان ۱۰ % پیش بینی شده است. حال مشکلی که به نظر می رسد آن است که اگر تنها یکسرمایه گذار خارجی در مورد یک شرکت تمایل به تملک سهام آن داشته باشد براساس بند ۲ ماده ۷ آیین نامه تنها می تواند ۱۰ درصد از سهام شرکت را تملک نماید در حالی که براساس بند ۱ این ماده سقف ۲۰ درصد برای مجموع سرمایه گذاری خارجی امکان پذیر می باشد شاید بتوان در مورد فلسفه بند ۲ این ماده گفت که با فرض تعدد سرمایه گذار خارجی و جهت ممکن نمودن سرمایه گذاری برای تمامی آنان در شرکت مزبور این سقف پیش بینی شده است زیرا ممکن است شرکت مزبور با سوددهی فراوان خویش برای سرمایه گذاران خارجی مطلوبیت فراوانی داشته باشد از این رو بیشتر آنان باید این امکان را داشته باشد اما در حالت متقابل ممکن است شرکت در وضعیت مطلوبی قرار نداشته باشد و از این رو ممکن است تنها یک سرمایه گذار تمایل به سرمایه گذاری داشته باشد لکن وی با محدودیت ۱۰ درصد در بند ۲ این ماده مواجه است. در مورد تملک سایر اوراق بهادار براساس ماده ۱۲ آییننامه، شورای عالی بورس، سقف سرمایه گذاری خارجی را تعیین می نماید و تا قبل از زمان تعیین سقف های مزبور توسط شورا برای سایر اوراق بهادار، قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی مجری میباشد.
از جمله موارد حائز اهمیت که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که براساس ماده ۱ قانون تشویق و حمایت، به کارگیری سرمایه خارجی در یک بنگاه اقتصادی جدید یا موجود با عنوان سرمایه گذاری خارجی تعریف گشته است بدین معنا که هم در بنگاه هایی که موجود می باشند و هم در بنگاه های اقتصادی جدیدی که تأسیس می گردند امکان سرمایه گذاری خارجی وجود دارد و علاوه بر آن در بند (ب) ماده ۱ آیین نامه اجرایی این قانون هر دو نوع بنگاه مدنظر قرار گرفته اند لکن ماده ۷ این آیین نامه که در خصوص سرمایه گذاری در بازار سرمایه می باشد تنها سرمایه گذاری خارجی در بنگاه های اقتصادی موجود را پیش بینی نموده است به عبارت دیگر هرچند قانون تشویق و حمایت، سرمایه گذاری در هر دو نوع این بنگاه ها را مجاز دانسته است لکن آیین نامه اجرایی آن برخلاف اصول قانون نویسی مبادرت به تحدید حیطه قانون نموده است و در صورت اخذ تفسیر لفظی از آیین نامه، سرمایه گذار خارجی نمی تواند در اوراق بهادار شرکت های جدید که تأسیس می گردد سرمایه گذاری نماید لکن در این خصوص باید به تفسیر منطقی دست یازید. بدین معنا که با توجه به اینکه هم در قانون تشویق و حمایت و هم در ماده ۱ آیین نامه، سرمایه گذاری خارجی در هر دو بنگاه موجود و جدید مجاز شناخته شده است لذا عدم ذکر بنگاه اقتصادی جدید در ماده ۷ آیین نامه ناشی از تسامح قانونگذار می باشد و سرمایه گذار خارجی می تواند با رعایت حدنصاب های مزبور با سایر شرکای ایرانی مبادرت به تأسیس شرکت جدید نماید.
بند دوم : نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار بر روند سرمایه گذاری خارجی
قانون بازار اوراق بهادار در ماده ۲، سازمان بورس و اوراق بهادار را به عنوان نهاد ناظر و متول حفظ حقوق سرمایه گذاران در بازار سرمایه پیش بینی نموده است و علاوه بر آن، بند ۱۴ ماده ۷ قانون بازار اوراق بهادار با لحاظ سطح تخصصی و نظارتی سازمان بورس، نظارت بر سرمایه گذاری اشخاص حقیقی و حقوقی خارجی در بورس را بر عهده هیأت مدیره سازمان نهاده است لذا این سازمان در راستای انجام وظایف نظارتی خویش بر تمامی فعالیت های بازار سرمایه که یکی از آنها سرمایه گذاری خارجی در بازار می باشد نیز مبادرت به وضع یکسری از الزامات در مورد ترتیبات اجرایی جهت نظارت بر سرمایه گذاری خارجی در بازار سرمایه کشور نموده است. در این خصوص سازمان، در زمان لازم الاجرا بودن آیین نامه اجرایی بند (ج) ماده ۱۵ قانون برنامه چهارم توسعه بخشنامه شماره ۱۱۰۱۰۰۲۲ را با موضوع نحوه تخصیص کد سهامداری برای سرمایه گذاران خارجی مستقیم در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران صادر نمود که براساس آن سرمایه گذاران مزبور که قصد خرید اوراق بهادار بورسی را داشتند بایستی پس از اخذ مجوز سازمان سرمایه گذاری و کمک های فنی و اقتصادی، درخواست خود را طی نام های به سازمان بورس و اوراق بهادار با ترجمه رسمی اساسنامه و ترجمه رسمی آگهی تأسیس، مشخصات دارندگان بیش از ۵ درصد سهام سرمایه گذار خارجی و مشخصات مدیران ارشد سرمایه گذار خارجی ارائه می نمودند. شرکت سپرده گذاری مرکزی با بررسی مدارک فوق و تخصیص کد سهامداری مراتب را به سازمان بورس و شرکت کارگزاری اعلام می نمود. کد سهامداری برای خرید اوراق بهادار استفاده می گردید و جهت فروش اوراق، سرمایه گذار خارجی مستقیم از طریق کارگزاری درخواست فعال نمودن کد سهامداری برای فروش را به سازمان ارائه می نمود.
بعد از تصویب آیین نامه سرمایه گذاری خارجی در بورس و بازار خارج از بورس و نسخ آیین نامه قبلی، ترتیبات مزبور در آن درخصوص تقسیم سرمایه گذاران به سرمایه گذاری مستقیم و غیر آن، لغو لذا هیأت مدیره سازمان بورس در تاریخ ۱۳/۹/۱۳۸۹ ضوابط اعطای مجوز معامله اوراق بهادار گردید و به سرمایه گذار خارجی را تصویب نمود که براساس آن، متقاضی حقیقی و یا حقوقی حسب مورد باید مدارک شناسایی، اساسنامه و مدرک نشان دهنده مشخصات و حدود اختیارات صاحبان امضای مجاز را از طریق شرکت کارگزاری به سازمان ارائه می نمود.
شورای عالی بورس و اوراق بهادار در تاریخ ۱۱/۷/۱۳۹۰ در اجرای ماده ۱۳ آیین نامه سرمایه گذاری خارجی در بورس ها و بازارهای خارج از بورس، دستورالعملی را تحت عنوان ” “دستورالعمل اجرایی آیین نامه سرمایه گذاری خارجی در بورس ها و بازارهای خارج از بورس [۱۳] تدوین نمود. براساس ماده ۲ این آیین نامه متقاضی سرمایه گذاری خارجی باید تقاضا نامه خویش را مطابق فرم های سازمان، فرم های دریافت کد معاملاتی و همچنین اصل و تصویر شناسنامه یا گذرنامه و کارت ملی برای ایرانیان با سرمایه با منشأ خارجی و اصل و تصویر گذرنامه برای اشخاص خارجی (در صورتی که متقاضی شخص حقیقی باشد) و اصل و تصویر اساسنامه یا مدارک مشابه، مدرک تأسیس و مدرک نشان دهنده مشخصات و حدود و اختیارات صاحبان امضای مجاز شخص حقوقی (در صورتی که متقاضی شخص حقوقی باشد)، به سازمان ارائه نماید.
براساس تبصره ۲ ماده ۲ چنانچه تصویر مدارک مورد نیاز جهت اخذ مجوز، توسط دفترخانه اسناد رسمی دارای مجوز از قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، سفارتخانه یا کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در محل اقامت متقاضی و یا مراجع صالحی که در کشور محل اقامت متقاضی یا محل صدور مدرک برای این امر تعیین شده اند برابر اصل شوند ارائه اصل مدرک ضروری نمی باشد. هرچند ماده ۲ این دستورالعمل ارائه مدارک توسط متقاضی را به سازمان پیش بینی نموده است لکن براساس تبصره ۳ ماده ۲ سازمان می تواند وظایف و اختیارات خود را برای دریافت مدارک و تطبیق تصویر آنها با اصل مدارک به نهادهای مالی، شرکت های سپرده گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه تفویض نماید لکن این تفویض باعث نمی گردد که این اشخاص تحت نظارت به حال خود رها گردند و در هر حال سازمان موظف می باشد که بر عملکرد آنان و نحوه انجام وظایف تفویض شده در خصوص تعامل با سرمایه گذار خارجی نظارت نماید. سازمان پس از دریافت مدارک مورد نیاز آنها را بررسی نموده و در صورت مقتضی مبادرت به اعطای مجوز می نماید. بعد از صدور مجوز، جهت اعمال نظارت بر سرمایه گذار خارجی از حیث رعایت سقف مجاز سرمایه گذاری و رعایت حدنصاب های قانونی، بورس ها، بازارهای خارج از بورس و شرکت های سپرده گذاری مرکزی موظفند سامانه معاملاتی و سپرده گذاری اوراق بهادار خود را به گونه ای تنظیم نمایند که موارد زیر قابلیت اعمال داشته باشند:
محدودیت های موضوع ماده ۷ آیین نامه سرمایه گذاری خارجی توسط اشخاص دارای مجوز معامله قابل نقض نباشد، مگر اینکه با تأیید سازمان شخص دارای مجوز معامله در مورد خرید اوراق بهادار خاص، به عنوان سرمایه گذار راهبردی تلقی شود.
به محض اینکه شخص دارای مجوز معامله براساس تبصره ۲ ماده ۷ آیین نامه سرمایه گذاری خارجی، به عنوان سرمایه گذار راهبردی تلقی شود، فروش اوراق بهادار مربوطه با رعایت ماده ۸ آیین نامه سرمایه گذاری خارجی امکان پذیر باشد.
تبصره ۳ ماده ۷ آیینن امه سرمایه گذار خارجی، توسط اشخاص دارای مجوز معامله، قابل نقض نباشد.
ماده ۶ این آیین نامه امری را در مورد بحث سرمایه گذاری خارجی مطرح نموده است که پیش از این دارای سابقه نبوده است. بدین توضیح که هرچند شخص ایرانی که دارای سرمایه با منشأ خارجی می باشد نیز می تواند در قالب سرمایه گذاری خارجی در ایران فعالیت نماید اما در هیچکدام از منابع قانونی که سابقا ذکر گردید، سرمایه گذار ایرانی دارای سرمایه با منشأ خارجی نیازی به اثبات منشأ خارجی سرمایه خویش ندارد. لکن ماده ۶ این دستورالعمل اثبات این امر را پیش بینی نموده است. برای اثبات منشأ خارجی سرمایه شخص ایرانی که مجوز معامله دریافت کرده است، ارائه گواهی بانک یا مؤسسه اعتباری ایرانی که حساب یا حساب های بانکی زیر در آن افتتاح شده است، مبنی بر اینکه سرمایه شخص ایرانی مذکور به صورت ارز یا ریال از یک شعبه بانکی در خارج از ایران به یکی از حساب های بانکی زیر واریز شده باشد کافی است:
حساب بانکی در یک بانک یا مؤسسه اعتباری دارای مجوز از بانک مرکزی که به نام شخص ایرانی دارای مجوز معامله افتتاح شده است.
حساب بانکی در یک بانک یا مؤسسه اعتباری دارای مجوز از بانک مرکزی که به نام آن نهاد مالی افتتاح شده که شخص ایرانی دارای مجوز معامله به عنوان واسطه انجام معاملات اوراق بهادار انتخاب نموده است.
حساب بانکی در یک بانک یا مؤسسه اعتباری دارای مجوز از بانک مرکزی که به نام نماینده شخص ایرانی که توسط وی برای انجام معاملات اوراق بهادار انتخاب شده، افتتاح شده است.
بعد از احراز صحت گواهی، سازمان بایستی میزان انتقال سرمایه شخص ایرانی دارای مجوز معامله به داخل ایران را مطابق گواهی بانک به عنوان سرمایه دارای منشأ خارجی ثبت وتأیید نماید. تأییدیه صادره توسط سازمان باید شامل مشخصات شخص ایرانی دارای مجوز معامله، مبلغ ارز منتقل شده به ایران، نوع ارز منتقل شده و تاریخ انتقال باشد. فایدهای که از صدور این تأییدیه فرض گردیده آن است که منشأ خارجی سرمایه اثبات گردیده و در هنگام خروج ارز، مورد سؤال و بررسی مجدد قرار نمی گیرد.
براساس ماده ۸ این دستورالعمل، تملک و معامله سایر اوراق بهادار صادره توسط ناشران ایرانی به غیر از سهام پذیرفته شده در بورسها و بازارهای خارج از بورس که سرمایه گذاری در آنها تابع آیین نامه سرمایه گذاری خارجی است از قبیل اوراق مشارکت، اوراق صکوک، گواهی سپرده بانکی و واحدهای سرمایه گذاری صندوق ها توسط اشخاص خارجی پس از دریافت مجوز معامله، بدون محدودیت و مجاز و تابع مقرراتی که برای اشخاص ایرانی لازم الاجرا می باشد، دانسته است.
بعد از اخذ مجوز، قانونگذار وظایفی را برای سرمایه گذار خارجی تعیین نموده است:
ارائه اطلاعات، اسناد و مدارک لازم به سازمان، بورس یا بازار خارج از بورس یا مراجعی که سازمان تعیین می کند (ماده ۹ دستورالعمل اجرایی سرمایه گذاری خارجی).
ارائه اسناد، مدارک یا اطلاعات معاملات اوراق بهادار ناشران ایرانی و ناشران خارجی که مجوز انتشار خود را از سازمان دریافت کرده یا نزد سازمان به ثبت رسیده باشند. (تبصره ۳ ماده ۹)
اخذ این اطلاعات توسط سازمان به منظور وصول اهداف خاصی می باشد که ماده ۹ دستورالعمل آنها را به شرح ذیل میداند:

 

    1. بررسی شکایاتی که از فعالیت دارنده مجوز معامله ارائه شده است.

 

    1. اطمینان از تطبیق فعالیت دارنده مجوز معامله با قوانین و مقررات و بررسی تخلفات احتمالی تهیه گزارش برای تصمیم گیری یا انتشار عمومی ضمانت اجرای عدم ارائه اطلاعات، اسناد و مدارک به سازمان توسط دارنده مجوز معامله، تعلیق و یا لغو مجوز معامله سرمایه گذار خارجی می باشد و در دوران تعلیق یا پس از لغو مجوز خرید، سرمایه گذار خارجی فقط دارای حق خرید و فروش اوراق بهاداری که به نام خود خریده است می باشد.

 

مبحث دوم : مشکلات سرمایه گذاری خارجی در ایران
به طور معمول سرمایه گذار با سرمایه گذاری در کشوری دیگر، باید تحت قوانین مدنی و عمومی آن کشور فعالیت کند. همچون سرمایه گذاران داخلی، سرمایه گذاران خارجی نیز، پس از ارزیابی یک طرح اقتصادی برای سرمایه گذاری و حصول اطمینان از بازده و دوره اتمام آن بیشترین توجه خود را معطوف به مخاطرات ناشی از آن می کنند.
حقوق ویژه سرمایه گذاران خارجی در دنیای امروز تمایل پیمودن مراحل توسعه یافتگی در تمامی کشورهای در حال توسعه مشاهده می شود. توسعه یافتگی هر کشور در گرو رشد اقتصادی آن و لازمه رشد اقتصادی، سرمایه گذاری است. باتوجه به تحولات اقتصاد در عرصه جهانی و اوج گیری مباحث جهانی شدن اقتصاد، پیروی از یک سیستم جامع حقوقی که در هنگام بهره گیری از سرمایه های خارجی یا پیوستن به جامعه جهانی بتواند با کارآیی نیازهای بازار را برآورده سازد، الزامی به نظر می رسد. در این راستا لازم است دولت در طراحی این سیستم حقوقی و اقتصادی انعطاف قائل شود تا غفلت از پدیده قریب الوقوع جهانی شدن خسارات و لطماتی بر پیکره اقتصادی و اجتماع کشور وارد نسازد. البته اکنون برخی از محافل حقوقی با استناد به حقوق بین الملل در پی امکان سنجی و چگونگی حمایت از حقوق سرمایه گذاران هستند. این مطالب مؤیدی بر توجه دولت به راهبردی جداگانه برای تعیین نحوه تعامل اقتصاد با دنیای خارج به ویژه نحوه تعامل و پذیرش سرمایه های خارجی است.
به علاوه باتوجه به محدودیت های داخلی در منابع مالی و تکنولوژیکی برای تولید و توسعه در کشورها، استمداد از منابع خارجی امری اجتناب ناپذیر است. در صورتی که عرصه برای فعالیت سرمایه گذاران داخلی و خارجی باز باشد احتمال انتخاب کم هزینه ترین روش سرمایه گذاری و تولید فراهم می شود. البته باید پذیرفت که ریسک سرمایه گذاری در بیرون از مرزهای جغرافیایی برای هرکس حداقل از لحاظ ذهنی و انتظاری بیشتر از سرمایه گذاری داخلی است. بنابراین به منظور فراهم شدن زمینه حضور سرمایه خارجی در سیستم اقتصاد داخلی، دولت ها امتیازات ویژه ای برای ورود آنها در نظر می گیرند. بهترین شکل تشویق استفاده از اهرم های مالیات و پیش بینی تسهیلات برای سرمایه گذاری خارجی است.
چه چیزی سرمایه گذاران خارجی را فراری می دهد مخاطرات اقتصادی
عدم اتخاذ سیاستی مشخص توسط دولت ها برای بخش های مختلف اقتصادی، مهمترین مسأله ای است که سرمایه گذاران خارجی با آن روبه رو هستند. نداشتن یک مشی اقتصادی معین و برخورد های سلیقه ای با برنامه های از پیش تدوین شده موجب افزایش مخاطرات فعالیت در یک بخش اقتصادی خواهد شد به علاوه تغییرات عمده در سیاست های کلان اقتصادی حتماً منجر به بی ثباتی در رفتار بازارها و تلاطم دائمی در رفتار اجزای بازارها خواهد شد. هیچ سرمایه گذاری با چنین مخاطراتی حاضر به سرمایه گذاری در طرح های دیربازده نخواهد بود.
مخاطرات سیاسی
تنظیم سیاست خارجی اثرگذار منطقه ای و بین المللی و استفاده از ادبیات غیرخصمانه در مراوده با کشورهای جهان، بر کاهش ریسک سیاسی مؤثر است. البته گروهی از سیاستمداران معتقدند اصول اولیه اقتصادی باید مورد پذیرش کلیه جناح های کشور واقع شود به این ترتیب از سیاست زدگی اقتصاد جلوگیری خواهد شد. سوای برخورداری از سیاست خارجی معتدل سیاست داخلی نیز باید از استحکام لازم برخوردار باشد. به این معنا که سیاستمداران فعال در هرم قدرت کشور از پشتوانه و پشتیبانی کافی سایر قوا و مردم برخوردار باشند.
گفتار اول : مشکلات اجرای قوانین
با وجود تصویب قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاران خارجی برای جذب سرمایه گذاران خارجی، با این حال اجرای مقررات مربوطه با مشکلاتی مواجه است. آئین نامه های اجرایی هر قانون باید زمینه اجرای قانون را تسهیل نمایند و نه این که شرایطی را باعث شوند که قانون برای اجرا محلی نداشته باشد. این موضوع متأسفانه در آئین نامه اجرایی قانون مزبور برای سرمایه گذاری مستقیم خارجیان در بورس اوراق بهادار تهران به شکلی آشکار قابل مشاهده است. به علاوه عدم هماهنگی و پیچیدگی مقررات بخش های مختلف موجب سردرگمی و بلاتکلیفی سرمایه گذار خارجی شده و خصوص بوروکراسی حاکم بر ادارات دولتی این امر را تشدید می کند. در نتیجه در بسیاری از موارد علیرغم وجود قانون و مقررات، به علت موارد فوق الذکر اجرای آن با مشکل روبه رو است.
بند اول : قانون کار
یکی از مشکلات قانونی که سرمایه گذاران خارجی در ایران با آن روبه رو هستند مقررات مربوط به قانون کار است. عده ای معتقدند قانون کار ایران با دیدگاه حمایتی شدیدی نسبت به حمایت از حقوق کارگران به تصویب رسیده است. از جمله مسائل مشکل ساز قانون کار، مقررات مربوط به اخراج کارگران و تبعات آن است. در اکثر موارد اخراج کارگر خاطی سختی امکان پذیر است به نحوی که کارفرما در صورت نارضایتی از کارگران خود اختیارات بسیار محدودی در برکناری آنان دارد. کارگران اخراج شده نیز می توانند با مراجعه به وزارت کار و امور اجتماعی و توسل به مراجع قانونی، علیرغم میل کارفرمای خود حکم بازگشت به کار گیرند. در مورد نحوه فعالیت اتباع خارجی نیز محدودیت های قانونی وجود دارد و افراد مذکور تنها پس از کسب مجوز کار می توانند مشغول به کار در ایران شوند.

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه : دانلود پایان نامه در رابطه با بررسی محتوایی اشعار شاعران ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

هر رویداد و حرکتی ـ چه مثبت و چه منفی ـ که در اجتماع رخ می دهد، شخص یا اشخاصی در به ثمر رسیدن آن نقش برجسته‌تری دارند به طوری که نام آنها با آن حادثه و اتفاق برای همیشه قرین و همراه می شود. انقلاب اسلامی به عنوان یک حرکت مردمی و یک رویدادی با وجهه‌ی دینی و اسلامی نیز از این نطفه تا ثمر از این امر مستثنی نبوده بلکه با رهبری و مدیریت اشخاص صاحب نام و تأثیرگذار به مقصد رسیده است؛ اشخاصی که از جان مایه گذاشتند و جان و تن به سیل حوادث سپردند و آماج طعنه‌ها، سرزنش‌ها و آزار و اذیت نااهلان قرار گرفتند و نام خویش را به عنوان هدایت‌گران انقلاب در تاریخ ماندگار نمودند و چه بسا در مسیر انقلاب و در طول مبارزات خویش، شکنجه، آزار و تبعید و زندان را تجربه کردند اما از هدف و مقصد خویش برنگشتند و به عنوان علم‌دار مردم در پیشاپیش آنها حرکت کردند. آنچه در به ثمر رسیدن یک حرکت انقلابی بدون شک تأثیرگذار خواهد بود، رهبری و مدیریت آن است که ازجایگاهی ویژه برخوردار است و فقدان آن در هر جریانی ناکامی و شکست را در پی خواهد داشت. بار مسئولیت سنگین انقلاب اسلامی نیز از همان آغاز تا به پایان، بر دوش امام خمینی بود که چه شجاعانه و افتخارآفرین از پس آن برآمد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴-۳-۲-۱ ) امام خمینی
در نهضتی که با نام انقلاب اسلامی با محوریت دینی آغاز شد، همواره نام امام خمینی همچون ستاره‌ای درخشان در آسمان آن روشن و نورانی است. انقلاب اسلامی با نام ایشان به جهان معرفی شده است و اصولاً انقلاب بی‌نام امام خمینی معنا و مفهوم واقعی نخواهد داشت. بخشی از درون مایه‌ی شعری شاعران انقلاب پرداختن به شخصیت و ابعاد زندگی و خصوصیات و ویژگی‌ها و سرانجام سوگنامه‌هایی که در ارتحال ایشان سروده‌اند، است:
در گلستانی که گل را نقش سیمای تو نیست
عندلیبی کو، که او محو تماشای تو نیست
یک فلک آیینه باید تا در آغوشت کشد
چشم هر آیینه شایان سراپای تونیست
سر به پیش افکنده دارد پیش سرو قامتت
شاخه‌ی طوبی که هم بالای بالای تو نیست
در دو عالم چشمه‌ی امید در جان خشکدش
هر که او امروز در ظل تولای تو نیست …
روشنایی دیده‌ی اهل نظر از روی توست
چشم خفاش است آن چشمی که بینای تو نیست …
(سبزواری، ۱۳۸۶، ۱۲۲)
بنازم بر آن پیر و فکر جوانش
که عاجز بود خامه از داستانش
(همان، ۲۰۴)
نه در بحر اندیشه گنجد مقامش
نه در ظرف فکرت درآید معانش
نه موسی‌ست اما چو موسی بتازد
بر انبوه فرعونیان زمانش
نه عیسی‌ست اما بسا مرده جانان
که جان یافتند از نفاذ بیانش
نباشد محمد (ص) و لیکن ز نسبت
بود پاک فرزندی از خاندانش
علی (ع) نیست اما ز اصل ولایت
بود بارور شاخه‌ی دودمانش
حَسن (ع) نیست اما ز حُسنِ سریرت
تراود صفا از دل مهربانش …
(همان، ۲۰۵)
قیصر امین‌پور دیگر شاعر انقلاب، سیمای امام خمینی را در قاب ادبی چنین زیبا به تصویر
می کشد:
لبخند تو خلاصه ی خوبی هاست
لختی بخند، خنده‌ی گل زیباست
پیشانیت تنفس یک صبح است
صبحی که انتهای یک شب یلداست
در چشمت از حضور کبوترها
هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
رنگین کمان عشق اهورایی
از پشت شیشه‌ی دل تو پیداست
فریاد تو تلاطم یک طوفان
آرامشت تلاوت یک دریاست
با ما بدون فاصله صحبت کن
ای آنکه ارتفاع تو دور از ماست
(امین پور، ۱۳۸۹، ۴۰۷)
شرمنده‌ایم ای روح قرآن تا قیامت
شرمنده‌ایم از روی اسلام، از امامت
شرمنده‌ایم از کربلاهای حسینی
مدیون الطاف حسینیم از خمینی
این پیر رهبر با اسیران در بلا بود
با ما حسین آسا به دشت کربلا بود
گو اینکه از وی مدتی مهجور ماندیم
لکن به معنی کی ز مهرش دور ماندیم …

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع بررسی ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

از جمله این موارد که مربوط به ویژگی های زنان می باشد می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف) وجود استعداد سرشار زنان ایرانی
ب) تمایل و علاقه مندی بانوان ایرانی جهت مشارکت در فعالیتهای اجتماعی
ج) وجود نظر مساعد مسئولان مبنی بر گسترش میزان مشارکت زنان
د) امکان دستیابی به مسئولیت های مهم مملکتی توسط بانوان
به طور کلی، مشارکت و برنامه ریزی برای رفع تدریجی موانع و محدودیت ها با شناخت دقیق مسائل زنان در ابعاد منطقه ای و ملی می توان در رشد و توسعه مشارکت تاثیر بسزایی داشته باشد (زنجانی، ۱۳۸۱: ۲۰-۱۸ به نقل از ارسی و همکارش).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

یکی از حوزه های مورد توجه فمنیستها، آثار توسعه اقتصادی و اجتماعی بر زندگی زنان بوده است. به نظر تیانو، سه دیدگاه در این زمینه با هم رقابت می کنند. در نظریه « ادغام[۱۱]» گفته می شود توسعه، با درگیر کردن هر چه بیشتر زنان در اقتصاد و زندگی عمومی، به رهایی زنان و برابری جنسی می انجامد. در نظریه « حاشیه ای شدن[۱۲]» گفته می شود توسعه سرمایه داری، زنان را بیش از پیش از ایفای نقش های تولیدی باز می دارد و به قلمرو خصوصی و خانه محدود می کند. در این توسعه، زنان کنترل خود را بر منابع مادی از دست می دهند و از نظر مالی به مردان وابسته می شوند. در نظریه « بهره کشی[۱۳]» نیز گفته می شود نوسازی به پیدایش نوعی نیروی کار ارزان زنانه منجر می شود. زنان در بخش تولید صنعتی نقش مهم تری پیدا می کنند، اما از آنجا که نیروی کار درجه دوم محسوب می شوند، در معرض بهره کشی قرار می گیرند(کتابی و همکاران،۱۳۸۲: ۹-۱۰).
به عبارتی دیگر توانمندسازی در نظریات فمنیست های لیبرال یعنی اینکه زنان موقعیت پایین تری نسبت به مردان به لحاظ فرصتهای اجتماعی دارند، فقدان سرمایه های اجتماعی نظیر پایین بودن سطح آموزش و پرورش، محدودیت های خانوادگی، عدم مالکیت قانونی، عدم تناسب جهت اشتغال و نگاه های قالبی جامعه به زنان از جمله تبعیض های اجتماعی- فرهنگی است (مقدس جعفری و همکاران، ۱۳۸۵: ۳).فمنیستهای مارکسیست نیز به ستمگری های اجتماعی علیه زنان صحه می گذارند و معتقدند مالکیت مردانه همواره منجر به تابعیت زنانه شده است. در این تئوری طبقه ی اقتصادی بیش از جنسیت میتواند ایجاد نابرابری کند. عدم استقلال مالی موجب ظلم علیه زنان می شود. بر طبق نظریه ی فمنیستهای مارکسیست بهره مند بودن از وضعیت مالی مناسب جدا از جنسیت می تواند نقش یک عنصر موثر را جهت ارتقای توانایی های بالقوه داشته باشد(ریتزر،۱۳۸۲: ۴۷۷).
فمنیستهای اصلاح گرا نیز بر ایجاد فرصت های برابر تأکید می کنند. به اعتقاد این گروه از فمنیستها مشغولیت زنان به اموری چون خانه داری، بچه داری مانع از مشارکت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنان می شود تغییر چنین نگرشهایی توانمندسازی را تسهیل و تسریع می کند (سارجنت، ۱۳۸۵: ۴ به نقل از مقدس جعفری و همکاران).
فمینیسم اگزیستانسیالیسم: اگزیستانسیالیسم نظریه ای فلسفی است که افراد را آزاد و مسئول می داند که تا از فراز نقش های اجتماعی خود فراتر روند و رشد خود را تعیین کنند. فمنیسم اگزیستانسیالیسم از گرایش های فمنیستی معاصر است که مبتنی بر تفسیر سیمون دوبوار و سارتر از رابطه زن و مرد است این گرایش به دنبال ارائه تبیینی اگزیستانسیالیستی و از منظری فمنیستی در باب موقعیت زنان است و با اظهار ناخرسندی از تبیین های مرسوم زیست شناختی، روان شناختی و اقتصادی در باب ستمدیدگی زنان با تکیه بر بینش فلسفی اگزیستانسیالیسم، تبیینی زیستی فرهنگی ارئه می کند که پایه آن را موجودیت زن تشکیل می دهد. ویژگی بارز این گرایش فمنیستی این است که به تقسیماتجنسیتی رایج در جامعه توجه کرده و چنین تقسیماتی را سیاسی می پندارد نه طبیعی و خواستار تغییر مناسبات نابرابر میان زنان و مردان است. سیمون دوبوار بر آن است که این طبیعت نیست که باعث محدودیت های نقش های زنان می شود بلکه این نقش ها زائیده مجموعه ای از پیش داوری ها، سنت ها و قوانین کهنی هستند که خود زنان نیز کم و بیش در پیدایش آن شریکند(دوبوار،۱۳۸۰: ۳۴۰).
۳-۱-۲- جامعه پذیری جنسیتی:
جامعه پذیری فرآیندی است که افراد نگرش ها، ارزشها و رفتارهای مناسبی را به عنوان عضوی از یک فرهنگ درونی می کنند. در این باره می توان نقشهای جنسیتی را به عنوان رفتارهای مورد انتظار، نگرشها و وظایفی که یک جامعه به هر جنس نسبت می دهد، تعریف کرد. به دلیل رفتار متفاوت اطرافیان(خانواده، فرهنگ جامعه، نهادهای جامعه) است که تصور شده زنان ضعیف و مردان قوی هستند. اصولا جامعه شناسان عوامل جامعه پذیری را به چند بخش عمده تقسیم می کنند: خانواده، مدارس، رسانه ها و گروه های مرجع و همالان. این عوامل معمولا از زنان تصویری مطیع، منفعل، عاطفی، وابسته و از مردان تصویری مستقل، استوار، شایسته، توانا و مصمم ترسیم کرده اند. زنانی که در خانواده ی پدری مطیع و فرمان بردار بوده اند، در خانواده های شوهر نیز مطیع اند. لذا جامعه پذیری عاملی است که نگرش افراد را درباره ی رفتارهای جنسیتی تحت تأثیر قرار می دهد. بخشی از قدرت تصمیم گیری در خانواده به کارکرد نقشهای سنتی جنس مذکر و مونث بر می گردد. ولی در شرایط کنونی پایگاه مطیع بودن با ورود زنان به عرصه ی کار و اشتغال در حال تغییر است (اعزازی،۸۹:۱۳۸۸).
جامعه پذیری فرآیندی است که افراد یک جامعه از هنگام تولد تا مرگ از آن جدا نیستند و به شیوه های گوناگون از آن تاثیر می پذیرند این فرایند، ارزشها و هنجارهای فرهنگی جامعه را در قالب الگوهای رفتاری هنجارمند به افراد منتقل می کنند.از دیدگاه جامعه شناسان، در همه ی فرهنگها خانواده سازه ی بنیادین جامعه پذیری در دوران کودکی است اما با افزایش سن، با عوامل دیگر همچون نهادهای دینی، گروه همالان و دوستان و رسانه های گروهی نقشی مهم در جامعه پذیری افراد می یابند. برای مثال فمنیستهای لیبرال تبیین نابرابری های جنسی را در ایستارهای اجتماعی و فرهنگی جست و جو می کنند (گیدنز، ۱۳۸۹:۱۶۷-۱۶۵). در این شیوه مردان و زنان به شیوه ی یکسان جامعه پذیر نمی شوند از این رو اصطلاح جامعه پذیری جنسیتی را به کار می گیرند(همان). در اینجا نظریه های فمینستی با جامعه پذیری جنسیتی شباهت دارد فمنیستها هم معتقدند که ریشه ی نابرابری را باید در شرایط اجتماعی جستجو کرد نه در تفاوتهای زیستی و بیولوژیکی.
۴-۱-۲- نظریه حمایت اجتماعی
کاپلان[۱۴] معتقد است، حمایت اجتماعی به زنان کمک می کند تا بتوانند بر استرسهای روانی خود غلبه کرده و از مشکلات خویش بکاهند. به نظر وی حمایت اجتماعی یکی از مهمترین فاکتورهای سلامتی روانی و جسمانی است و زنان دارای حمایت اجتماعی توانایی کنترل فشارهای شدید بر زندگی را دارند و دارای زندگی سالم تر، شادابتر و مطلوبتری هستند، چرا که در زندگی از یک فاکتور مهم بهره می برند که نقشی غیرقابل انکار در غلبه بر مشکلات زندگی دارد. حمایت اجتماعی می تواند در کاهش آشفتگیهای روانی و پریشانی فردی موثر واقع افتد و همچنین در سامان بخشیدن تعاملات روزمره افراد، کارکردی مطلوب داشته باشد (به نقل از خدمتگذار خوشدل،۶۱:۱۳۷۹).
کسل[۱۵] نیز، یکی دیگر از پیشگامان ایده حمایت اجتماعی می باشد که معتقد به بسیج حمایت اجتماعی به عنوان یک دستورالعمل برای مداخله در زندگی و کاهش استرس های محیطی و خانوادگی، علی الخصوص زنان سرپرست خانوار بوده و در مورد حمایت اجتماعی تاکید عمده وی، بر روی بازخوردهای اجتماعی می باشد. منظور از بازخورد اجتماعی، کنش متقابل و ارتباطات گوناگون فرد با افراد و سازمان های گوناگون می باشد که در واقع برای فرد نوعی خدمات اجتماعی ارائه می دهد. برای مثال، خانواده، خویشاوندان، دوستان و همکاران و همچنین حمایت های اجتماعی رسمی میتواند در مقابله با مشکلات خانوادگی نظیر طلاق، خشونت، بیکاری، داغدیدگی موثر باشد و نبود حمایت های اجتماعی یا کاهش آن، زمینه را برای بروز چنین مشکلاتی آماده سازد. افراد زمانی که حمایت اجتماعی را دریافت می کنند، این قدرت را به دست می آورند که در مقابله با ناسازگاری ها و مشکلات صبورتر بوده و با تکیه بر قدرت اعتماد و عزت نفس خویش، آن آرامش و اطمینان خاطر لازم را برای فائق آمدن بر شرایط دشوار زندگی از جمله همسرآزاری به دست آورند (همان).
کوب[۱۶] نیز معتقد است از آنجایی که حمایت اجتماعی می تواند فرد را در مواقع بحرانی زندگی نظیر اختلافات، تعارضات و خشونت های خانگی از خطرها مصون نگه دارد و از انواع بی نظمی های روحی و جسمانی، از طریق آسان تر کردن شرایط انطباق فرد با مسائل و محیط اطراف جلوگیری کند، لذا لازم است که فرایند حمایت اجتماعی گسترده تر گردد (به نقل از خدمتگذار خوشدل، ۱۳۷۹ : ۳۳).
آنچه که می توان از این نظریه ها استنباط نمود و به عنوان یکی از عوامل اصلی مؤثر بر توانمندسازی زنان در نظر داشت بحث حمایت اجتماعی است. و می توان در بسترهایی چون ایجاد موسساتی در جهت حمایت اقتصادی، عاطفی و روانی از زنان سرپرست خانوار و همچنین با گسترش حمایت های بیمه ای و تامین اجتماعی یا موسساتی نظیر کمیته امداد در جهت توانمندسازی حرکت نمود.
۵-۱-۲- نظریات مرتبط با تحصیلات و اشتغال
مطالعات تئوریک و عملی زیادی بر تحصیل و اشتغال، به عنوان عوامل مهم برای تحقق کنترل زنان بر زندگیشان، تأکید می کنند. داشتن دانش، قدرت است و نداشتن آن فقر و تهیدستی است؛ لذا دانش عامل اصلی رهایی زنان از قید فقر است.بر اساس بسیاری از تحقیقات، داشتن تحصیلات و ایجاد ظرفیت از وجوه کلیدی فرایند توانمندسازی می باشند.زنانی که تحصیلکرده هستند و خارج از منزل اشتغال دارند، در تصمیم گیریها، نقش بیشتری ایفا می کنند.تحصیلات رسمی به منظور ایجاد مهارتها و تواناییهایی که افراد برای احساس شایستگی نیاز دارند، ضرورری و به عبارت دیگر برای ارتقاء توانمندی روانشناختی، حیاتی است (اسپریتزر[۱۷]، به نقل از قلی پور و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۱۸).
احتمال اینکه زنان تحصیلکرده، حمایت مورد نیاز برای إعمال مؤثر قدرت و خودکنترلی داشته باشند، بیشتر است. تحصیلات می تواند از احساس فقر روانی پیشگیری کند، مشروط بر اینکه زنان آن را ضامن تأمین حمایت مورد نیاز برای زندگی مدرن، بپندارند.قدرت مذاکره زنان در خانواده با کسب درآمد افزایش می یابد. از طرف دیگر بر اساس ادبیات جنسیتی، احتمال توانمندشدن زنانی که اختیار درآمدشان را دارند، بیشتر است. تحصیلات و اشتغال و درآمدزایی، استقلال اقتصادی زنان را افزایش می دهند؛ لذا یکی از ابزارهای مؤثر تحقق توانمندسازی زنان هستند (اسپریتزر،۱۱۹). علاوه بر تحصیلات و اشتغال که به عنوان منابع ارزشمند در تئوری مکتب مبادله تلقی می شوند، داشتن درآمد و داشتن حق قانونی مالکیت بر قدرت تصمیم گیری زنان و توانمند شدن زنان تاثیر می گذارد (ریتزر، ۱۳۸۷: ۴۳۵).
۲-۲-پیشینه تجربی
در سال ۱۳۸۰ کتابی با عنوان مجموعه مقالات همایش توانمندسازی به چاپ رسیده است. هدف همایش، شناسایی عناصری بوده است که موجب توانمندسازی زنان می گردد. از جمله این عناصر عبارتند از: حذف خشونت علیه زنان؛ تأثیر رسانه ها وکتب درسی؛ نحوه جامعه پذیری فرزندان؛بررسی قوانین حقوقی؛ نقش فرهنگ. در پیمایش های کمی انجام شده نیز مهمترین عناصر توانمندسازی زنان، افزایش تحصیلات، دسترسی به منابع مالی، بهبود وضعیت سلامت، برخورداری از حق قانونی، رفع تبعیض در بازارهای کار ذکر شده است. در برابر خشونت خانوادگی نیز محققین به شکستن سکوت و امکان شکایت قانونی، آموزش در خصوص نحوه کنارآمدن وحل مسأله، مشارکت نهادهای اجتماعی برای توانمندسازی زنان اشاره کرده اند (صادقی و همکاران،۱۳۹۰: ۷۴).
مقاله ای تحت عنوان« توانمندسازی زنان سرپرست خانواده از طریق مشاوره گروهی، آگاه سازی و کارآفرینی» در سال ۱۳۸۴ توسط شهناز طباطبایی و همکاران به چاپ رسیده است. در این پژوهش به بررسی اثرات آموزش های آگاه سازی (فردی و شغلی)، کارآفرینی و مشارکت گروهی بر عزت نفس و گرایش های کارآفرینی زنان سرپرست خانواده شهر تهران پرداخته شده است. نمونه مورد پژوهش، ۱۹۳ نفر از زنان ۵۸- ۱۸ ساله بودند که از مجتمع های واقع در دو منطقه شرق و غرب بهزیستی شهرستان تهران، کمیته امداد امام خمینی(ره) در منطقه شرق و یک سازمان غیردولتی تحت عنوان کانون مهر در منطقه غرب تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. مشاوره گروهی، هفته ای دو جلسه برای هریک از گروه های نمونه انجام شد. چهار گروه نمونه هر یک به مدت ۷۰ ساعت و جمعا ۲۸۰ ساعت تحت آموزش های آگاه سازی و کارآفرینی، قرار گرفتند. یک هفته بعد از آخرین جلسه آموزش آگاه سازی (فردی و شغلی) و کارآفرینی، پس آزمون برای هر چهار گروه اجرا شد. ابزار استفاده در پژوهش، پرسشنامه اطلاعات فردی و شغلی، پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت و پرسشنامه ارزیابی کارآفرینی بود. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که برنامه مشاوره گروهی بر عزت نفس زنان سرپرست خانوار (بی سرپرست و بدسرپرست) تأثیر دارد. همچنین برنامه های آموزشی آگاه سازی (شغلی) و کارآفرینی بر عزت نفس گرایش های کارآفرینی زنان سرپرست خانواده مؤثر است.
«شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان جهت مشارکت در توسعه اجتماعی (مطالعه ی موردی استان لرستان)» عنوان مقاله ای است که توسط ایرج ساعی ارسی و همکاران نوشته شده است. این مقاله درصدد شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان در استان لرستان بوده است. جهت دستیابی به این هدف تعداد ۳۸۴نفر از زنان استان لرستان به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. در این راستا نقش چند عامل اساسی از جمله عوامل فردی و ویژگیهای شخصی زنان، عوامل اجتماعی-فرهنگی، عوامل سیاسی اداری، عوامل اقتصادی، عوامل فن آوری و عوامل رقابتی بر توانمندسازی زنان مورد مطالعه قرار گرفت. این مطالعه بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی است.از ابزار پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد در بین عوامل فردی و ویژگیهای شخصی زنان، میزان تحصیلات؛ در مورد عوامل اجتماعی – فرهنگی، غلبه بر تفکرهای سنتی رایج در مورد زنان؛ در رابطه با عوامل سیاسی- اداری، نقش سیاستهای حمایتی دولت از زنان؛ درباره ی عامل اقتصادی، اشتغال زنان؛ در مورد عوامل فن آوری، خودفن آوری و درباره ی عوامل رقابتی، ایجاد تفکر کارآفرینی نقش مهم و اساسی در توانمندسازی زنان استان لرستان داشته است.
تحقیقی تحت عنوان شیوه های توانمندسازی زنان سرپرست خانوار توسط علی کیمیائی طی سالهای ۸۶ - ۱۳۸۴ در دو سازمان بهزیستی و کمیته ی امداد با روش پیمایش انجام گرفته است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی وکمیته امداد خمینی (ره) در استان خراسان رضوی می باشد که از آن ۵۰ خانوار از کمیته ی امداد و ۴۴ خانوار از بهزیستی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. تحلیل توصیفی یافته ها با نتایج حاصل از مصاحبه و مشاهده مددجویان توانمندشده نشان داد که اجرای برنامه های توانمندسازی به اشتغال و افزایش سطح درآمد و ارتقاء آنها به سطوح طبقاتی بالاتر اقتصادی- اجتماعی جامعه منجر می شود. علاوه بر این، اجرای طرح توانمندسازی روانی سبب شده است تا زنان سرپرست خانوار در حوزه های روانشناختی چون خود-کارآمدی، کنترل بر زندگی، افزایش قدرت تصمیم گیری و حل مسئله و افزایش سازگاری توانمند شوند.
تحقیق دیگری تحت عنوان «رابطه عوامل اقتصادی، فرهنگی و آموزشی با توانمندسازی زنان سرپرست خانوار» توسط آرین قلی پور و همکاران در شهرهای کرج و تهران در سال ۱۳۸۶ انجام گرفته و جامعه ی آماری شامل زنان سرپرست خانواری است که با شهرداری تهران، کمیته ی امداد و سازمان بهزیستی در شهرهای تهران و کرج در تعامل بوده اند و از بین آنان ۲۴۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های این تحقیق نشان داد که بین متغیرهای مستقل و توانمندسازی رابطه وجود دارد. از بین ۶ متغیر مستقل آموزش های عمومی، طرح های مهارت آموزی، طرح های خوداشتغالی (درآمد زایی)، کمک های غیرنقدی، وام های کم بهره و سهام عدالت، آموزش و طرحهای خوداشتغالی موجب بروز احساس توانمندی در زنان سرپرست خانوار می شود.
پژوهشی دیگر تحت عنوان «سیاست های حمایتی و توانمند سازی زنان» توسط علی شکوری در سال ۱۳۸۴ در منطقه ۲۰ تهران انجام گرفته است جامعه ی آماری این تحقیق ۳۰۵۸ نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته ی امداد است که از میان آنها ۲۲۹ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های تحقیق در خصوص میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار نشان داد که با عنایت به شاخص کل توانمندسازی، حدود ۲۲ درصد از افراد مورد بررسی دارای توانمندی بالا، ۳۰ درصد دارای توانمندی متوسط و نزدیک به ۴۴ درصد دارای توانمندی پایین هستند. بررسی سطوح مختلف توانمندسازی(توانمندی روانی، اجتماعی، اقتصادی) نشان می دهد که درصد خیلی بیشتری از پاسخ گویان (۷۲.۳ درصد) درصد از نظر توانمندی اقتصادی در سطح پایین قرار دارند. از نظر رابطه بین متغیرهای زمینه ای با شاخص توانمندسازی کل، این رابطه از نظر شدت با متغیرهای سن و تحصیلات دارای همبستگی متوسط و با متغیر اشتغال دارای همبستگی قوی است. داشتن تحصیلات و شاغل بودن دارای همبستگی مثبت و قابل ملاحظه ای با فرایند توانمندسازی است. در خصوص خدمات مالی و خدمات آموزشی کمیته ی امداد، وام خود اشتغالی شاخص توانمندسازی به لحاظ آماری معنادار و رابطه قوی را نشان می دهد. در خصوص توانمندی روانی در خصوص متغیرهای اشتغال و تحصیلات و مهارت های حرفه ای با توانمندی روانی دارای همبستگی معنادار است. در خصوص توانمندسازی اجتماعی، متغیرهای خدمات کمیته ی امداد، تنها خدمات آموزشی، آن هم آموزش خانواده دارای همبستگی معنادار با این بعد توانمندسازی است. نتیجه گیری نهایی این تحقیق نشان داد که خدمات آموزشی کمیته امداد چندان نقشی در بهبود وضعیت توانمندی اقتصادی جمعیت نمونه نداشته است.
آبراهام در سال ۲۰۱۱ در پژوهش خود با عنوان اندازه گیری توانمندسازی اجتماعی کشاورزان در هند به این نتیجه دست یافت که اجزای اصلی اندازه گیری توانمندی اجتماعی کشاورزان، قدرت تصمیم گیری و سابقه شغلی است و اعضای مسن تر گروه های خودیار کشاورزان، بیش تر توانمند هستند.
اسپریتزر در سال ۱۹۹۵ پژوهشی با عنوان توانمنسازی روانشناختی در محیط کارکنان سطح متوسط سازمان صنعتی آمریکا: ابعاد، اندازه گیری و اعتبار انجام داده است. او عوامل اصلی موثر بر توانمندسازی را شامل عوامل فردی مانند تحصیلات، سابقه کار، جنسیت، نژاد، عزت نفس، عوامل گروهی شامل اثربخشی گروهی، اهمیت گروه، اعتماد درون گروهی و عوامل سازمانی و اجتماعی شامل ابهام در نقش، دسترسی به منابع، حیطه کنترل، دسترسی به اطلاعات، حمایت اجتماعی و سیاسی، جو مشارکتی واحد کار می داند.
به طور کلی از مباحث و تحقیقات ذکر شده در بخش پیشینه نظری و تجربی تحقیق چنین بر می آید که عوامل و متغیرهای گوناگونی بر توانمندی زنان موثر است همچون نقش خانواده در جامعه پذیری فرزندان، قوانین و مقررات مربوط به اشتغال زنان، تحصیلات، غلبه بر تفکرات رایج سنتی در مورد اشتغال زنان موثر است. در این تحقیق متغیرهای تحصیلات، جامعه پذیری، میزان مشارکت زنان، میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی و سطح سلامت زنان که بر توانمندی زنان تاثیر گذار است از بخش پیشینه تجربی و پیشینه نظری استخراج شده است.
۳-۲- فرضیه های تحقیق
۱- متغیرهای زمینه ای (سن، تحصیلات، درآمد، شغل، وضعیت تاهل و نوع مسکن) زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تبریز تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آن ها دارد.
۲- مشارکت وحضور فعال زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امام خمینی (ره) شهر تبریز در جامعه تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آنان دارد.
۳- سطح سلامت زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تبریز تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آنان دارد.
۴- میزان برخورداری از حمایت های کمیته امداد زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تبریز تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آنان دارد.
۵-شیوه جامعه پذیری جنسیتی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تبریز تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آنان دارد.
۴-۲- متغیرهای تحقیق
متغیرهای مستقل شامل:
- جامعه پذیری جنسیتی
- میزان مشارکت فعال زنان
- سطح سلامت زنان
- میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی
متغیرهای زمینه ای شامل
- سن
- تحصیلات
- درآمد
- شغل
- وضعیت تاهل
- نوع مسکن
و متغیر وابسته در این تحقیق میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار است که شامل ۲ بعد میزان توانمندی اقتصادی و میزان توانمندی روانی است.
۵-۲- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق
متغیر وابسته توانمندسازی:
از توانمندسازی تعاریف گوناگونی به عمل آمده است که در اینجا به چند مورد از این تعاریف اشاره می شود.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 340
  • 341
  • 342
  • ...
  • 343
  • ...
  • 344
  • 345
  • 346
  • ...
  • 347
  • ...
  • 348
  • 349
  • 350
  • 351

آخرین مطالب

  • مقطع کارشناسی ارشد : منابع پایان نامه با موضوع تدوین استراتژی بر اساس Swot ...
  • منابع کارشناسی ارشد درباره : ...
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : بررسی رابطه بین برخی ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع برهمکنش پلاسمون-مولکول در نانوذره و ...
  • منابع پایان نامه کارشناسی ارشد : بررسی ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد : ارزیابی اثرات محیط ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع اثر تمرینات ...
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد الگوی هم پیوند ارتباطات بازاریابی به ...
  • تحقیقات انجام شده در مورد : شناسایی و رتبه ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد ارزیابی توسعه ...
  • دانلود فایل های پایان نامه با موضوع مدلسازی فازی سیستم ...
  • نگارش پایان نامه در رابطه با ارزیابی تحقق‌پذیری ...
  • دانلود مطالب در مورد منابع مطرودساز، طرد اجتماعی و احساس ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها با ...
  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با مقایسه ویژ گی ...
  • دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با تحلیل ...
  • دانلود پژوهش های پیشین درباره بررسی تآثیر توانایی های فناوری ...
  • پایان نامه با فرمت word : راهنمای نگارش مقاله در رابطه با تاثیر دوره های ...
  • پایان نامه ارشد : طرح های پژوهشی انجام شده در مورد بررسی ...
  • دانلود فایل های پایان نامه با موضوع ارائه الگوی انواع استراتژی ...
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی مقایسه ای تاثیر شکل ...

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
 هشدار درآمدزایی دوره‌های هوش مصنوعی
 فروش عکس آنلاین درآمدزا
 اعتمادسازی در وبسایت
 مدیریت پیج اینستاگرام
 درآمد از استریمینگ بازی
 راهنمای افزایش فروش
 خطرات کسب درآمد از اپلیکیشن‌ها
 فروش دوره آموزشی موفق
 تولید محتوای گرافیکی فروشی
 چالش‌های رابطه‌های سریع
 پیشگیری از پریتونیت گربه
 کسب درآمد از تبلیغات اینترنتی
 طراحی لوگو سفارشی درآمدزا
 احساس گیر افتادن در رابطه
 آموزش استفاده از Midjourney
 جذابیت در روابط عاشقانه
 بهترین پت شاپ آنلاین ایران
 مدیریت اضطراب در رابطه
 تحلیل فلسفی عشق
 بیتلاشی در رابطه عاشقانه
 تغذیه سگ هاسکی
 ایجاد تفاهم در رابطه
 تربیت سگ پامرانین
 شناخت کم خونی گربه
 ناخن گرفتن گربه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان