مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد اجرا ناپذیری احکام ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

از سوی دیگر نباید از فواید بی شمار ماده ۱۰ ق.م و اصل آزادی اراده غافل شد و تفاوت هایی بین این دو نهاد حقوقی مشاهده می شود.
در قانون مدنی، از صلح به عنوان یکی از عقدهای معین اسم برده شده است که عنوان آن به طور صریح یا ضمنی به وسیله طرفین عقد تعیین می شود، در حالی که ماده ۱۰ ق.م ، قراردادهای خصوصی را صرف نظر از قالب ویژه ای که دارند، نافذ می داند. علاوه بر این، قراردادهایی که با بهره گرفتن از این ماده بسته می شوند، فقط نسبت به دو طرف موثر است، اما در عقد صلح ممکن است اثرعقد به اشخاص ثالث هم سرایت کند، مثل اینکه اگر عقد بیعی در قالب صلح بسته شود، با عنایت به ماده ۷۵۹ ق.م، برای شریک حق شفعه به وجود نمی آید.[۸۸]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

با این تفاسیر، با وجود ماده ۱۰ ق.م، ما از عقد صلح بی نیاز نمی باشیم.
برخی از حقوقدانان[۸۹]، این مطلب را این گونه مطرح کرده اند؛ که اساساً عقد صلح، عقد معینی نیست، بلکه عقدی بی نام در ردیف ماده ۱۰ق.م است. ایشان در تعریف عقد با نام و بی نام آورده اند:«در عقود با نام، قانونگذار موضوع عقد را معین کرده است، ولی تعیین مورد معامله به دست خود متعاقدین است. در حقیقت عقود با نام، قالب های از پیش ساخته ای هستند که متعاقدین با بهره گرفتن از آنها نیازهای خود را برطرف می کنند. اما در عقود نامعین وضع متفاوت است. در این قراردادها قانونگذار نه تنها «مورد معامله»، بلکه «موضوع عقد» را نیز تعیین نکرده است». پس از این تعاریف به این نتیجه می رسند؛ که موضوع عقد صلح معین نشده و صلح از عقود بی نام است، چون به نظر آنان ملاک بی نام یا بانام بودن عقد، صرف به کار رفتن عنوان در کلام شارع یا قانونگذار نیست، بلکه برای تعیین بی نام یا با نام بودن عقد باید موضوع عقد یا همان متعلق تراضی را در نظر بگیریم و همانطور که گفته شد؛ اگر موضوع عقد تعیین شده باشد، عقد بانام است وگرنه، عقد بی نام است.[۹۰]
در پاسخ به این نظر، می گوییم؛ ماده ۷۵۸ق.م، قاعده خاص عقد صلح را توضیح می دهد، ما زمانی از شرایط و احکام خاصه عقد صحبت می کنیم که با عقدی معین و با نام روبرو باشیم، اگر صلح عقدی بی نام بود چه لزومی داشت که ماده ۷۵۸ از شرایط و احکام خاصه صحبت کند؟ چرا که، عقد بی نام، تراضی بودن قید و شرط است و در این عبارت منظور از قید و شرط، قواعد خاصه ای هستند که قانونگذار معین کرده است. در واقع اگر صلح عقدی بی نام باشد، نیازی به تدوین ماده فوق الذکر نبود.
از طرفی اگر عقد صلح، عقدی بی نام است و به تعبیری هر تراضی در آن جای می گیرد، چرا فقها اعم از فقهای اهل سنت و فقهای شیعه، تاکید داشتند که فقط اثر پنج عمل حقوقی می تواند در صلح منعکس شود، در صورت اصرار بر بی نام بودن صلح، چه توجیهی برای این گفته فقها وجود دارد؟
درست است همین که طرفین، قصد تملیک عین در برابر عوض معین را داشته باشند، قانون به آن عنوان بیع را می دهد وبه تبع، احکام مقرر قانونی بر ان مترتب می شود، ولی برای اینکه طرفین بخواهند اثر و نتیجه ی بیع را داشته باشند و از احکام خاص آن، رهایی یابند باید تراضی آنان با عنوان عقد صلح منعقد شود و در واقع قالب صلح باید از سوی طرفین انتخاب شود.
در نتیجه عقد صلح، عقد با نام و معین است که قانونگذار عنوان خاصی به آن داده است و از گسترده بودن دامنه کارکرد آن نمی توان نتیجه گرفت که عقد صلح عقد نامعین و بی نام در کنار ماده ۱۰ ق.م است.
ما نیز بر موضع قانون مدنی تاکید می کنیم که عقد صلح با نام است؛ جایی که قانونگذار برای مسامحه و ارفاق در تراضی ها و قراردادها آن را مقرر کرده است. همین که عقد صلح می تواند اثر عقود معین را داشته باشد بدون اینکه نیازی به اجرای شرایط و احکام خاصه آن عقود باشد، خود وجه تمایز آن با عقود دیگر است.
مبحث دوم: مفهوم و مبنای قواعد غیرقابل اجرا در عقد صلح(ماده ۷۵۸ق.م)
ماده ۷۵۸ قانون مدنی مقرر می دارد:«صلح در مقام معاملات هرچند نتیجه معامله را که به جای آن واقع شده است می دهد، لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد…» مشاهده می شود ماده ۷۵۸، از شرایط و احکام خاصه ای صحبت می کند که در عقد صلح اجرا نمی شود. قانون مدنی در هیچ یک از مواد مربوط به عقد صلح، تعریف و ضابطه ای برای این شرایط و احکام ارائه نمی دهد.
این مبحث از یک سو متکفل ارائه ی تعریف و ضابطه برای این شرایط و احکام خاصه می باشد و از سوی دیگر به بررسی مبنای قواعد غیر قابل اجرا در عقد صلح می پردازد که به ترتیب در گفتار اول و دوم خواهد آمد.
لازم به ذکر است که در ماده ۷۵۸ق.م از عنوان «شرایط و احکام خاصه» استفاده شده است که ما در این مبحث، این عنوان را با عبارت «قواعد غیرقابل اجرا» توضیح خواهیم داد.
گفتار اول: تعریف و ضابطه ی قواعد غیرقابل اجرا در عقد صلح
ماده ۷۵۲قانون مدنی، مقرر می دارد:«صلح ممکن است… در مورد معامله و غیرآن واقع شود». این ماده در مقام بیان جواز کاربرد عقد صلح در مقام معاملات است. ماده ۷۵۸ در تکمیل ماده ۷۵۲ ق.م و شرح صلح بدوی، بیان می کند:«صلح در مقام معاملات هرچند نتیجه معامله را که به جای آن واقع شده است می دهد، لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد.
مفهوم شرایط و احکام خاصه ای که ماده ۷۵۸ق.م ، به آن اشاره دارد، چیست؟ قانون مدنی در مقام تبیین عنوان احکام خاصه ، صرفاً به بیان یک مصداق و نمونه در عقد بیع اکتفا می کند، بدو
ن آنکه تعریف مشخصی از آن ارائه دهد، حال سوال این است؛ این شرایط و احکام چگونه قابل تشخیص هستند؟ دامنه آنها تا کجاست؟
لذا در این گفتار برای پاسخ به سوالات فوق، ابتدا مفهوم «شرایط خاصه» را بررسی می کنیم و سپس «احکام خاصه» را تحلیل می نماییم و در ادامه مفهوم «معامله» را روشن می کنیم.
بند۱) شرایط خاصه
عبارت«شرایط خاصه» در ماده ۷۵۸ قانون مدنی آمده است، آنجا که می گوید:«…لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد…».
قبل از ورود به بحث، سوالی را مطرح می کنیم که عنوان این بند، را توجیه می کند. سوال این است که آیا به کاربردن عبارت «احکام خاصه» پس از «شرایط خاصه» و بعد از واو عطف، بدین معنا است که این دو عبارت، مترادف هستند؟
پاسخ می دهیم؛ خیر، قانون گذار در صدد ترادف گویی نیست، شأن قانونگذار به کار بردن الفاظ مترادف نیست. به عبارت دیگر، به هنگامی که قانون گذار در مقام بیان است، به کار بردن الفاظ مترادف، موجه نمی باشد. از طرف دیگر، از لحاظ واژه شناسی نیز دو لفظ «شرایط» و «احکام» بار معنایی متفاوتی دارند. به دلیل همین تفاوت است که ما این دو عبارت را در دو بند مجزا توضیح می دهیم.
نکته ی دیگری که در مدخل بحث، لازم به ذکر می باشد، این است که؛ عنوان «شرایط خاصه» در عقود معین قابل طرح است. زیرا شرایط خاصه، شرایطی هستند که در مقابل شرایط عام صحت معاملات قرار می گیرند. بدین ترتیب برای روشن شدن مفهوم شرایط خاصه، ناچاریم که ابتدا توضیح مختصری در رابطه با شرایط عام صحت معاملات بیاوریم.
۱-۱- شرایط عام صحت معاملات
شرایط عام صحت معاملات در فصل دوم قانون مدنی ذیل عنوان «در شرایط اساسی برای صحت معاملات» در ماده ۱۹۰ [۹۱] پیش بینی شده اند. این عناصر عمومی در آثار حقوقدانانی همچون دکترامامی[۹۲] ودکتر کاتوزیان[۹۳] ، با عنوان«شرایط صحت معامله» مورد بررسی قرار گرفته اند.
چنان که از عنوان این فصل بر می آید، شرایط چهارگانه مذکور در این ماده، در تمام قراردادها باید وجود داشته باشند و فقدان یکی از این ارکان برای عدم نفوذ وگاه بطلان عقد کفایت می کند. توافقی که این شرایط را نداشته باشد، برای دو طرف التزامی به بار نمی آورد و مورد حمایت قانون قرار نمی گیرد. در واقع حقوقدانان[۹۴] شرایط مذکور در ماده ۱۹۰ ق.م را ارکان اربعه ی هر نوع قراردادی می دانند. به کار بردن واژه «ارکان» در مورد این شرایط، حاکی از این است، که شرایط مذکور در این ماده، جزء اجزای تشکیل دهنده عقد هستند. به عبارت دیگر؛ شرط پیدایش قرارداد هستند.
لذا منظور از «شرایط عامه» همان موارد مذکور در فصل دوم قانون مدنی است که از شرایط انعقاد قرارداد بحث می کند؛ نه قواعد عمومی مذکور در مبحث اول از فصل سوم قانون مدنی که در مرحله ی اجرای قراردادها مطرح می شوند.
۲-۱- شرایط خاصه معاملات
چرایی و علت مطرح کردن «شرایط خاصه» این است که در برخی از عقود معین، شرایط صحت، اضافه بر شرایط اساسی پیش بینی شده است، مثل؛ قبض در «بیع صرف» یا تشریفات اعلام اراده در برخی عقود مثل «عقدنکاح»؛ آنجا که قانون گذار در ماده ۱۰۶۲ق.م، می گوید: «نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید». در این عقد قانون گذار صریحاً به کار بردن لفظ را در انعقاد عقد نکاح، مورد اشاره قرار می دهد، در صورتی که در ماده ۱۹۱- که در توضیح بند(۱) ماده ۱۹۰، آمده است- مقررمی دارد:«عقد محقق می شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند». قانون، عبارت «… چیزی که دلالت بر قصد کند» که اعم از لفظ و فعل است، را به کار می برد، که جایگاه این ماده؛ بحث «شرایط عام صحت معاملات» است .
به طورکلی، برای اینکه معامله ای تشکیل شود و عقد وقراردادی حاصل شود، دو دسته از شرایط لازم است:
الف) شرایط عمومی صحت معاملات
ب) شرایط اختصاصی صحت معاملات
منظور از «شرایط عمومی» همانطورکه گفته شد؛ شرایطی است که باید در عموم قراردادها صرف نظر از نوع آن، وجوداشته باشد، اما شرایط اختصاصی در عقود، از عقدی به عقد دیگر ممکن است متفاوت باشد. یعنی ممکن است شرطی اختصاص به معامله ای خاص داشته باشد. به عبارت دیگر؛ برای تشکیل عقد، علاوه بر اینکه شرایط عمومی بایستی وجود داشته باشند ممکن است بسته به نوع عقد، شرایط خاص دیگری هم لازم باشد. مثلاً برای تشکیل عقد اجاره، علاوه بر شرایط عمومی، شرایط اختصاصی مقرر در قانون نیز باید فراهم باشند؛ مدت اجاره باید معین باشداین شرایط اختصاص به عقد اجاره دارد و در صورت عدم تعیین مدت، اجاره باطل است ولو اینکه شرایط عمومی معاملات وجود داشته باشند.
پس مشاهده می شود در برخی عقود معین، شرایط خاص مدنظر قانونگذار است. در قانون مدنی از این شرایط گاه به «شرط وقوع» و گاه به «شرط صحت» تعبیر شده است.
یکی از حقوقدانان[۹۵] در تعریف «شرط» آورده است:«شرط خارج از ماهیت است و به آن وابستگی دارد. چندان که موثر واقع شدن ماهیت، بدون حضور شرط، مقدور نیست. مثلاً گفته اند وقف، عقد است ولی اگر اقباض واقع نشود عقد وقف اثری ندارد. لازم به تذکر است که شرط به این معنی، از نظر وجود شناسی مورد نظر است و به طورکلی با شرط ضمن عقد فرق دارد».
ایشان[۹۶] در توضیح شرط، بین «شرط صحت» و «شرط وقوع» قائل به تفاوت هستند. بدین توضیح که؛ «شرط صحت» از اصطلاحات مسلم و جاافتاده ای است که بدون توجه به مدلول آن، تفسیر و شرح پاره ای از مواد مهم قانون مدنی مقدور نیست. مقصود از«صحت» در این اصطلاح، ترتب اثر است. پس شرط صحت، یعنی شرط ترتب اثر بر عقدی که به معیار قانون واقع و محقق شده است. مانند عقد فضولی قبل از اجازه که به معیار قانون مدنی واقع شده است ولی برای ترتب اثر، محتاج اجازه مالک است؛ پس اجازه مالک، شرط صحت عقد فضولی است یعنی شرط ترتب اثر است. قانون مدنی با رعایت کامل امانت علمی این اصطلاح را به کاربرده است.
«شرط وقوع» غیر از شرط صحت است. عقد رهن قبل از اقباض، واقع می شود و اقباض در وقوع عقد، دخالت ندارد، در ترتب اثر دخالت دارد.(بنا به نظر قانون مدنی در ماده ۷۷۲). فرق قضیه زیاد است، مثلاً در مورد عقد فضولی قبل از جازه، عقد واقع شده است به همین جهت اگر مالک، قبل از اجازه بمیرد وارث حق اجازه آن عقد را دارد (ماده ۲۵۳) و حال آنکه اگر عقد فضولی واقع نشده بود با فوت مالک ، وارث حقی نداشت. ایشان[۹۷] در پایان این بحث می نویسد:«استعمال رکن در مورد شرط صحت (مثل قبض) خطا است: رکن عقد از اجزاء عقد است ولی شرط، خارج از اجزاء عقد است».
یکی دیگر از حقوقدانان[۹۸] در این باره نظر دیگری دارند. ایشان در توضیح عقود عینی عقیده خود را در رابطه با شرایط خاصه، این گونه اظهار می دارند:«در حقوق کنونی هنوز هم بعضی از قراردادها موکول به تسلیم مال موضوع تعهد است که آنها را، به اعتبار صورت خارجی آن، «عقود عینی» می نامند. در قانون مدنی پاره ای از عقود به طور صریح عینی قرارداده شده اند؛ مانند: حبس (ماده ۴۷)، وقف(ماده۵۹)، بیع صرف(ماده ۳۶۴)، رهن(ماده ۷۷۲) و هبه (ماده ۷۹۸) با این تفاوت که، در غالب موارد قبض شرط صحت عقد قرارداده شده ، و در هبه آمده است که:«… واقع نمی شود مگر با قبول و قبض متهب…» (ماده ۷۹۸قانون مدنی)، و در وقف ماده ۵۹ می گوید:«اگر واقف عین موقوفه را به تصرف وقف ندهد وقف محقق نمی شود و هر وقت به قبض داد، وقف تحقق پیدا می کند». ولی باید دانست که این تغییر اصطلاح از نظر حقوقی آثار خاصی ندارد زیرا در تمام مواردی که قبض شرط صحت یا وقوع و تحقق عقد است، آثار آن از هنگام قبض به وجود می آید و تسلیم موضوع قرارداد یکی از ارکان تشکیل دهنده آن است».
مانیز هم نظر با حقوقدانانی هستیم که شرط صحت یا شرط وقوع را، از ارکان عقد به شمار می آورند. زیرا زمانی از آثار عقد صحبت به میان می آید، که عقد و قرارداد با تمام عناصر و ارکان خود واقع شده باشد و نمی توان عقدی را تصور کرد که فاقد آثار باشد. در نتیجه درست است که شرایط خاصه- چه آن که آنها شرط وقوع بدانیم و چه شرط صحت – دارای همان ارزش و اعتبار شرایط ماده ۱۹۰ ق.م هستند.
دکتر لنگرودی[۹۹]، همان طور که آوردیم؛ اگرچه تعبیر خاصی از «شرط صحت» و «شرط وقوع» دارند اما در طرح اصلاحی قانون مدنی خود، به گونه ای سخن گفته اندکه به طور تلویحی مهر تأییدیی بر نظر ما است. ایشان در فصل اول، با عنوان قواعد عمومی قراردادها می نویسند:ماده ۶۶۸ق.م:«عناصر سازنده عقود دو قسم هستند: ۱- عناصر عمومی عقود، ۲- عناصر اختصاصی عقود مانند زمان در عقد اجاره و مانند مغابنه در عقد بیع و اجاره». مشاهده می شود ایشان «شرایط اختصاصی» را از حیث آثار و جایگاه در عرض «شرایط عمومی» قرار می دهند و مواردی که برای شرایط اختصاصی بیان می کنند، به عنوان مثال است و جنبه ی احصایی ندارند. پرواضح است شرایط خاصی مثل «قبض» در عقود عینی که قانون گذار از آنها با عباراتی نظیر «شرط صحت» و «شرط وقوع» نام می برد، در ردیف همین شرایط اختصاصی قراردارند و از ارکان تشکیل دهنده عقد هستند.
در نتیجه«شرایط خاصه» در همان رتبه و جایگاهی قرار می گیرند که شرایط «عام صحت معاملات» از آن برخوردارند و هر دو شرط پیدایش عقود به شمار می روند. در حقیقت در آن دسته از عقود معین که قانون گذار شرایط خاصه را برای آنها معتبر شناخته، این شرایط از حیث آثار در ردیف شرایط ماده ۱۹۰ ق.م ، قابل بررسی هستند.
آثار تمیز شرایط عام صحت معاملات از شرایط خاصه را می توان این گونه خلاصه کرد:
۱- شرایط عام صحت معاملات، در هر عقد و قراردادی اعم از معین و نامعین، لازم الاجرا هستند.
۲- با توجه به اصل حاکمیت اراده که از نتایج آن، اصل رضایی بودن قراردادها است، قانونگذار باید شرایط خاصه را تعیین و احصاء کند.
۳- شرایط خاصه فقط در عقود معینی که قانون به آنها تصریح دارد، مطرح می شوند.
۴- در عقد صلح، به دلیل اصل استقلال عقود و نص صریح ماده ۷۵۸ قانون مدنی، نیازی به اجرای شرایط خاصه عقود معین، به هنگامی که صلح قائم مقام آنها باشد، نداریم.

نظر دهید »
فایل پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد درباره : کتاب شناسی دستور ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • ــــــ . “گلدان‌ها توسط بچه شکسته شد". نشر دانش. س۷. ش۵. مرداد ـ شهریور ۱۳۶۶، ص۱۱ـ۱۳.

فعل معلوم و مجهول؛ علت استعمال فعل مجهول؛ فرق فعل مجهول در زبان فارسی و زبان فرنگی؛ اشتباه برخی سره‌نویسان.

  • ــــــ . “مسأله امانت ترجمه"، در سمینار نگارش فارسی (تهران، ۱۵ـ۱۸ آبان ماه ۱۳۶۱)، مسایل نثر فارسی، مجموعه سخنرانی‌های اولین سمینار نگارش فارسی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۳، ص۹۹ـ۱۱۰؛ نیز: نشر دانش. س۳. ش۱. آذر ـ دی ۱۳۶۱، ص ۵ـ۱۱.

نقش‌های دوگانه زبان؛ وظیفه مترجم در برابر نقش‌های دوگانه زبان؛ اشتباهات ترجمه.

  • نجفی، سعید. “دستور زبان در عربی و فارسی و دیگر زبان‌ها". مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی تهران. س۳۳. ش۱ـ۲. پیاپی ۱۳۷ـ۱۳۸. بهار ـ تابستان ۱۳۷۵، ص۸۱ـ۹۱.

تأثیر قرآن بر دستور دیگر زبان‌ها؛ زبان عربی الگوی نحوی برای دیگر زبان‌ها.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

  • نجمی، علی. “غفلت از دستور زبان فارسی زیانی جبران‌ناپذیر: نخستین هم‌اندیشی دستور زبان فارسی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد". فرهنگ و پژوهش. ش ۱۴۲ (تاریخ نشرِ ش ۱۳۹ـ۱۴۳، ۶ـ۲۰ اسفند ۱۳۸۲ می‌باشد.)*
  • نخجوانی، محمد. “توضیحی درباب کلمه «ستان»” [نقد مقاله “غلط‌های مشهور"، اثر محمد ضیاء هشترودی]. یغما. س۴. ش۲. اردیبهشت ۱۳۳۰، ص۸۲ـ۸۳.
  • نخعی، حسین. “مذکر و مؤنث در گویش اشتهارد و سایر گویش‌های تاتی مرکزی ایران"، در کنگره تحقیقات ایرانی (تهران، ۱۱ـ۱۶ شهریورماه ۱۳۴۹)، مجموعه خطابه‌های نخستین کنگره تحقیقات ایرانی. به کوشش مظفر بختیار. تهران: ۱۳۵۰، دانشگاه تهران، ج ۱، ص۳۱۳ـ۳۲۸.

تکیه؛ نمونه‌های اسم‌های مذکر و مؤنث حقیقی و مجازی؛ صفت اشاره‌ای و مذکر و مؤنث؛ ضمایر شخصی و ضمایر مبهم؛ حروف ربط؛ صیغه‌های فعل ماضی؛ اسم‌های مؤنث در حالت اضافی.

  • ندیم، مصطفی. “نقش حیوانات در ضرب‌المثل‌های شیرازی بر جامعه‌شناسی زبان"، در کنفرانس زبان شناسی نظری و کاربردی (تهران، ۲۳ـ۲۵ اسفندماه ۱۳۷۹)، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس زبان شناسی نظری و کاربردی. به کوشش علی میر عمادی، زیرنظر معاونت پژوهشی. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۹، ج ۱، ص۲۹۱ـ۳۰۲.

نقش حیوانات در ضرب‌المثل‌های شیرازی: ۱ـ حالات دستوری ۲ـ حالات آوایی

  • نذیر، احمد. “ذال فارسی". ایرانشناسی. ج۲. ش۲. ۱۳۵۰، ص۱۹ـ۷۷.*
  • نرسیسیانس، امیلیا. “استانداردشدن زبان فارسی” [چکیده]. پژوهش زبان‌های خارجی. مجله دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه تهران. س۱. ش۱. بهارـ تابستان ۱۹۹۴، صxxv

بررسی مقایسه‌یا فرایند استاندارد شدن زبان فارسی و استاندارد شدن زبان ارمنی به عنوان یک مرجع.

  • ــــــ . “دوزبان‌گونگی در ایران". زبان شناسی. س۲. ش۲. پیاپی۴. پاییزـ زمستان ۱۳۶۴، ص ۷۳ـ۸۰ .

نمونه‌های دوزبان‌گونگی در ایران؛ دوزبان‌گونگی و سیاست‌های زبانی.

  • نشاط، محمود. “اسم صوت و کاربرد آن در زبان پارسی"، در کنگره تحقیقات ایرانی (کرمان، ۲۵ـ۳۰ شهریورماه ۲۵۳۶=۱۳۵۶)، هشتمین کنگره تحقیقات ایرانی. به کوشش محمد روشن. تهران: فرهنگستان ادب و هنر، ۱۳۵۷، ج۲، ص۵۰۷ـ۵۲۶.

تفاوت صوت دستوری و اسم صوت یا آوا؛ چهل مورد از حالات نحوی و ترکیبی اسم صوت و دیگر نکات قابل ذکر؛ فهرستی از اسم‌صوت‌های مشهور پارسی.

  • ــــــ . “اسم صوت و کاربرد آن در زبان فارسی". مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی تهران (یادنامه استاد عبدالحمید بدیع‌الزمانی). س۲۴. ش۱ـ۲. پیاپی۹۷ـ۹۸. بهارـ تابستان ۱۳۵۶، ص۲۸۳ـ۲۹۸.

(این مقاله با عنوان دیگری در کتاب “هشتمین کنگره تحقیقات ایرانی” چاپ شده است.)

  • ــــــ . “اصوات و اسم صوت‌ها در دستور زبان فارسی و نارسایی آنها"، در کنگره تحقیقات ایرانی (تهران، ۳۰ مرداد ـ ۵ شهریورماه ۱۳۵۵)، مجموعه سخنرانی‌های هفتمین کنگره تحقیقات ایرانی. به کوشش محمد رسول دریاگشت. تهران: انتشارات ملی ایران، ۱۳۵۵، ج۲، ص۴۶۳ـ۴۸۵.

بررسی چند کتاب دستور زبان فارسی؛ تعریف و نظر دیگر نویسندگان؛ کلماتی که به نام اصوات در زبان فارسی شهرت یافته است؛ خلاصه‌ای از دشواری‌ها و نارسایی‌های این فصل.

  • نصر، عین‌الدین. “نگرش کوتاهی بر تقسیم جمله". خراسان. کابل. س۲. ش۲. ۱۳۶۱، ص ۱۷۴ـ۱۷۷.*
  • نصفت، مرتضی. “فراوانی زبان و لهجه‌های مردم ایران". مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی تهران. س۱۷. پیاپی ۷۱ـ۷۲. مهر ۱۳۴۸، ص۱۱۱ـ۱۲۴.

نقص‌های طبقه‌بندی‌های زبان‌های ایرانی؛ قاعده جاری زبان شناسی؛ تحقیقی درباره دموگرافی لهجه‌ها و زبان‌های مردم ایران امروز.

  • نظامی‌زاده، مهرگان. “زبان و فرهنگ"، در کنفرانس زبان شناسی نظری و کاربردی (تهران، ۱۸ـ۲۰ فروردین ماه ۱۳۷۱). مجموعه مقالات دومین کنفرانس زبان شناسی نظری و کاربردی. به کوشش علی میرعمادی. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۳، ص۴۹۷ـ۵۱۵.

پرداختن به زبان به عنوان قابلیتی ذهنی؛ عوامل سه گانه شکل‌گیری زبان و عملیات تفکر؛ مقایسه ویژگی‌های زبان طبقات سطح‌ پایین و سطح بالای جامعه.

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با فرمت word : منابع دانشگاهی برای پایان نامه : بررسی آموزه‌ های دینی ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲-۴٫آثار عوفی
عوفی فاضلی بود که منبر می‌رفت و مجلس پند و اندز داشت و اجازه‌ی نشر احادیث از رجال علم دریافت کرد و کتاب‌هایی درباره‌ی ادب و تاریخ تألیف کرد؛ از جمله آثارش عبارتند از: لباب‌الالباب، ترجمه‌ی فرج بعد الشّده و جوامع‌الحکایات، که مختصراً به شرح هر یک پرداخته می‌شود:
۲-۴-۱٫ لباب‌الالباب
لباب‌الالباب در سال ۶۱۷ هجری‌قمری و به نام عین‌الملک حسین اشعری، قدیمی‌ترین تذکره‌ی موجود در باب گویندگان فارسی؛ اعمّ از سلاطین و وزرا و امرا و شعراست. در نثر لباب‌الالباب، تقلید و اقتباس راه نیافته است و تماماً ساخته و پرداخته‌ی ذهن و قلم عوفی است. عوفی هر چند در شمار مبرعان و مبتکران فنّ انشاء نیست، ولی کارش از جهت حُسن انتخاب و ذوق تألیف و تتبّع در آثار دیگران، دارای ارزش بسیار است. لباب‌الالباب از جهت نوعی صنعت‌گری و اشتقاق‌سازی و تکلّف با تذکرهالاولیاء عطّار در شروع شرح حال‌ها شباهت دارد. منتها عوفی مطلب را با عباراتی که به جنبه‌ی لفظی آن نظر داشته، آغاز کرده و از آوردن سجع موازنه خودداری نکرده است، امّا شیوه‌ی عطّار بهتر از عوفی است و سجع روان‌تری دارد و به عبارت‌پردازی و صنعت‌گری متکلّفانه پرداخته است.
۲-۴-۲٫ ترجمه‌ی فرج بعد الشّده
اثر دوم عوفی، ترجمه‌ی فرج بعد الشّده است. از آنجایی که سبک نویسندگی تا حدودی تابع موضوع است، بنابراین کتب علمی و تفسیری و تاریخی و داستانی و عرفانی از جهت سبک و روش انشاء یکسان نیستند و در داستان‌نویسی مجال هنرنمایی برای نویسنده‌ی صاحب سبک و هنرمند فراهم‌تر است. از این‌رو، در ترجمه‌ی فرج بعد الشّده عوفی، حلاوت و زیبایی دیده می‌شود که نسبتی با سردی لباب‌الالباب ندارد. عبارت ترجمه‌ی فرج، هم شیرین و هم روان است. سجع خوشایند و جناس مناسب به زیبایی کلام او افزوده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

از عوفی به عنوان شاعر هم یاد شده است؛ از جمله مرحوم دکتر معین در مقدّمه‌ی باب اوّل از قسم اوّل جوامع‌الحکایات که تصحیح کرده‌اند، به اشعار او در لباب‌الالباب و جوامع‌الحکایات و کتاب مدایح‌السّلطان که مفقود است و نیز به بعضی ابیات عربی و ترجمه‌ی بعضی دیگر از اشعار عربی که به نظم فارسی صورت گرفته است، اشاره کرده‌اند، او را در ردیف شاعران متوسّط قرار داده‌اند، امّا خود عوفی، داعیه‌ی شاعری نداشته است. (بانو مصفّا، ۱۳۶۲: ۲۶-۴۳)
۲-۵٫ جوامع‌الحکایات شاهکار ادبی عوفی
مجموعه‌ی جوامع‌الحکایات را طیّ پنج سال، تهیّه و تنظیم کرده است و مشتمل بر چهار قسم است و هر قسم، شامل بیست‌وپنج باب که روی هم صد باب و دوهزار و صدوسیزده حکایت را دربردارد. این کتاب بنا به خواهش ملک ناصرالدّین قباجه ـ حکمران سند ـ طرح‌ریزی شده و این اثر به حمایت وزیر قوام‌الدّین نظام‌الدّین محمّدابن‌ابی‌سعد الجنیدی، احیا و به پیشگاه او اهدا نمود. (همان: ۴۴)
انتقاد اجتماعی، در روزگاری که تعصّب مذهبی و فساد پیشوایان دین به اوج خود رسیده و ریا و سالوس در بنیاد جامعه رسوخ کرده بود و بار این فساد بر دوش عزیزنفسان و عالی‌مشربان سنگینی می‌کرد، تنها از دو راه میسّر بود: یکی از طریق داستان‌پردازی و دیگر از راه طنزگویی و طنز. عوفی و گروهی دیگر، راه نخست را برگزیدند و کسانی هم‌چون عبیدزاکانی راه دوم را. گویی عوفی قصد داشته نقاب داستان بر چهره‌ی مقاصد اخلاقی بزند و به عقیده‌ی او، نتیجه‌گیری از حکایت به عهده‌ی خواننده است، امّا گاهی نیز در پایان برخی از داستان‌ها، نتیجه را همراه با تذکّر می‌آورد. (شعار، ۱۳۸۲‌: ۶)
۲-۶٫ منابع جوامع‌الحکایات
با قطع و یقین نمی‌توان گفت که همه‌ی مطالب جوامع‌الحکایات از چه منابعی استخراج شده است؟ حکایات فراوانی را می‌بینیم که هیچ‌گونه اشاره‌ای به منبع و مآخذ آن نشده است. بنابراین، می‌گوییم که عوفی اطّلاعات فراوانی اندوخته داشته و برحسب دلخواه، از آن بهره گرفته و جای‌جای به منابع و مآخذ اشاره نموده است. صداقت و وفاداری او به منابعی که در دست داشته و استفاده کرده، بسیار قابل توجّه است و این موضوع به صحّت و اعتبار معرفتی که به اسلاف منتقل می‌کند، کمک زیادی می کند. عوفی با سبکی بی‌تکلّف و ساده که تفاوت فاحشی با لباب‌الالباب دارد، در قالب حکایات، جزئیّات کامل و اسامی تمام اسناد و منابع خود را در اختیار ما می‌گذارد. این اثر با دوهزار و صدوسیزده حکایت و ششصدوپنجاه بیت، از بزرگ‌ترین کتب فارسی است.
فهرست آن دسته از مآخذ جوامع‌الحکایات که مشهور است، عبارتند از:

    1. الف) آثار الباقیه البیرونی؛

ب) کتاب الهند البیرونی.

    1. الف) احیاء العلوم‌الدّین و کیمیای سعادت غزّالی؛

ب) نصیح‍هالملوک غزّالی.

    1. آثار البرامکه (نویسنده نامعلوم).

    1. الف) ادیان‌العرب هشّام‌الکلبی؛

ب) تفسیر ابن‌الکلبی محمّدبن‌بشر الکلبی.

    1. اسرارالتّوحید فی مقامات الشّیخ ابی‌سعید محمّدبن‌منوّر.

    1. اعراض‌الرّیاسه فی اغراض‌السّیاسه ظهیری‌سمرقندی.

    1. الف) انجیل؛

ب) کتاب الشبورقان؛
ج) کنزالاحیاء؛
د) سفر الجبابره؛
ه‍ ) سفرالاسرار.

    1. تاریخ بغداد، مؤلّف نامعلوم.

    1. تاریخ تاجی ابراهیم العبّاس.

    1. تاریخ ترکستان، مجدالدّین‌ابن‌عدنان السرختکی.

    1. تاریخ خراسان السّلامی.

    1. تاریخ خلافت بنی‌العبّاس ابوبکر الصّولی‌الشّطرنجی.

    1. تاریخ طبری محمّدبن‌حریر الطّبری.

    1. تاریخ مشایخ خراسان (مؤلّف نامعلوم).

    1. تاریخ مقدّسی محمّدبن‌طاهر المقدّسی.

    1. تاریخ ملوک عجم (مؤلّف نامعلوم).

    1. الف) تاریخ ناصری، ابوالفضل بیهقی؛

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در مورد فروش وثیقه از طریق اجرای ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

آئین نامه جدید تعداد برگهای اجرائیه را به تعداد دو برابر تعداد افراد متعهد به علاوه یک نسخه پیش بینی نموده است که می بایست تمامی برگه ها به امضاء بالاترین منصب مرجع صادر کننده آنها برسد، این اشخاص به موجب قانون، سردفتران اسناد رسمی و رئیس ادارات ثبت محل صدور سند شناخته می شوند و چنانچه هر واحدهای ثبتی فاقد اجراء باشند وظیفه امضاء و یا از قبیل وظایف به معاون مدیر کل ثبت استان محول می گردد.[۱۶۱] البته تعداد برگه های اجرائیه در موارد مختلف حسب موضوع مورد درخواست اجراء تفاوت می نماید به عنوان مثال در خصوص اجرائیه معاملات املاک تعداد برگهای اجرائیه دو برابر تعداد افراد متعهد به علاوه دو نسخه می باشد.
پس از تقدیم اجرائیه به مراجع ثبتی درخواستهای اجراء به ترتیب تاریخ وصول در دفتر مخصوص ثبت می شوند.
مبحث ششم : ترتیب عملیات اجرایی نسبت به مال مورد وثیقه
عملیات اجرائی یک رشته اقدامات قانونی است که دارای ترتیب خاص می باشد. آغاز این عملیات پس از درخواست ذینفع با صدور دستور اجراء شود از سوی مرجع صالح و ابلاغ اجرائیه شروع شده و پایان آن ختم عملیات اجرایی و تحویل مال به صاحب حق و یا برگزاری مزایده یا حراج می باشد. در حین عملیات اجرائی مواردی همچون بازداشت مال، ارزیابی آن، نحوه وصول هزینه های اجرایی، شکایت از نحوه عملیات اجرایی مورد بحث است که در شش گفتار در خصوص این موارد مطالبی ارائه خواهیم نمود.
گفتار اول : صدور دستور اجرائیه و اجرای آن
عملیات اجرایی، یک اصطلاح حقوقی است که تعریف قانونی ندارد، لذا مفهوم عرفی آن ملاک است که یک رشته اقدامات قانونی برای اجرای سند یا حکم است که توسط اجرای ثبت یا دادگاه صورت گیرد.[۱۶۲]در معاملات رهنی و یا با حق استرداد و به طور کلی وثایقی که به منظور حسن انجام تعهد و یا وثایقی که به واسطه وجود دین یا ضمانت بر ذمه افراد تعلق می گیرد، دارنده حق وثیقه (مرتهن) پس از عدول وثیقه گذار (راهن) از انجام موضوع تعهد خود می تواند در صورت بروز اختلاف، حقوق خود را به روش تقدیم دادخواست به دادگاه صالح و پس از رسیدگی و صدور دادنامه از طریق اجرای احکام دادگاه و یا در صورت وجود سندی اعم از رسمی و یا اسناد عادی در حکم اسناد رسمی که ممکن است نزد سردفتر در دفترخانه تنظیم شده باشد و در آن به حق وثیقه گیرنده مبنی بر وجود طلب ناشی از عقد و یا هرگونه اقرارنامه و یا هر تعهدی که موضوع آن متوجه مال مورد وثیقه باشد اشاره نماید، می تواند درخواست اجرائیه را به عنوان ذی نفع با رعایت شرایط لازم و به شیوه ای که در مباحث مربوط به شرایط و نحوه درخواست اجرائیه بیان شد با ارائه سند مثبت حق از مراجع ثبتی نماید.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

پس از وصول درخواست، مقام صالح ضمن بررسی مورد درخواست با وجود احراز شرایط لازم، ملزم است به صدور دستور اجرائیه؛ چراکه اگر از این امر امتناع ورزد برابر ماده ۵۷۶ ق.م.ا. تحت تعقیب و مجازات قرار می گیرد و برای وی تخلف اداری نیز محسوب می گردد.
تفاوتی در این نیست که لزوماً ذی نفع همان شخصی باشد که مدیون در سند ثبتی در مقابل او تعهد به انجام امری یا دادن وجهی نموده است و یا اینکه طلبکار بودن وی به واسطه رابطه قراردادی است یا قهری. حال اینکه باز هم ممنوعیتی در این موضوع به نظر نمی رسد که تقاضای اجرائیه را خود شخص می دهد یا وکیل و یا ورثه وی به نمایندگی و جانشینی از شخص اصیل؛ فلذا آنچه حائز اهمیت است بلااشکال بودن سمت شخص از نظر قواعد و ضوابط حقوقی است. در تأیید این مطلب می توان به تبصره ماده ۳ آئین نامه اشاره کرد که مقرر شده است : «هرگاه درخواست اجراء از طرف وکیل یا مدیر شرکت یا ولی یا قیم یا سایر نمایندگان قانونی متعهدٌله به عمل آمده باشد باید مدارکی که سمت متقاضی را محرز بدارد پیوست شود و اگر اختیار انجام تعهد با متعهدٌله باشد با توجه به ماده ۲۲۶ ق.م. باید اخطار یا اظهارنامه رسمی را نیز که طی آن مطالبه به ‌عمل آمده پیوست درخواست نامه کند.»
درخواست اجراء نسبت به مال مورد وثیقه حسب مورد ممکن است در خصوص اموال منقول و یا غیرمنقول باشد همین امر موجب می شود روند صدور اجرائیه در هر مورد متفاوت باشد. در این خصوص آئین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی جدید مصوب ۱۳۸۷ در فصل نهم خود مواد ۱۰۴ تا ۱۲۰ از این آئین نامه را به مقرراتی راجع به وثیقه اختصاص داده است. به عنوان مثال قانونگذار در ماده ۱۰۴ آئین نامه مذکور مقرر داشته است که «هرگاه مورد وثیقه مال منقول باشد بستانکار می تواند بلافاصله بعد از ابلاغ اجرائیه درخواست بازداشت آن را بکند.» این در حالی است که مطابق ماده ۶ آئین نامه پیش از صدور اجرائیه در خصوص اموال غیرمنقول واحد اجراء موظف است ظرف سه روز وضع ثبتی ملک و مشخصات آن را از ثبت محل استعلام نماید. علی ایحال پس از وصول اوراق اجرائیه ممهور به مهر اجراء شود و ضمائم آن از دفترخانه مربوطه به اداره اجراء، بر اساس ماده ۱۳ آئین نامه اجراء، اجرای ثبت در صورت تکمیل بودن اوراق، اجرائیه‌ها را به ترتیب تاریخ وصول در دفتر مخصوص ثبت و برای آن پرونده تنظیم نموده و تعیین کلاسه می کند. پس از تعیین کلاسه و تشکیل پرونده، اوراق اجرائیه جهت ابلاغ به اداره دوم ارسال می شود.
گفتار دوم : ابلاغ اجرائیه به مالک وثیقه
مواد ۱۴ تا ۲۰ آ.ا.م.ا.ر. به امر ابلاغ اختصاص داده شده است. مستفاد از مواد ۱۳، ۱۴ و ۱۵ آئین نامه اینگونه استنباط می گردد که اداره اجراء ثبت پس از وصول دستور اجراء موردی را که از آن درخواست اجرائیه شده است را در دفتر مخصوص وارد نموده و در صورتی که متعهد سند مقیم در همان حوزه ثبتی باشد با تعیین مأمور ابلاغ دستور ابلاغ را صادر می نماید. اما چنانچه متعهد مقیم حوزه دیگری باشد برگه های اجرائی ظرف ۲۴ ساعت به محلی که متعهد در آن محل اقامت دارد ارسال میگردد این امر در خصوص ساکنین کشورهای بیگانه از طریق دفاتر نظارت و هماهنگی اجرای اسناد رسمی سازمان ثبت به وزارت امور خارجه صورت می پذیرد.
همچنین مأمور اجراء مکلف است ظرف ۴۸ ساعت از زمان دریافت اوراق اجرائیه، یک نسخه از آن را به شخص متعهد یا مالک وثیقه تسلیم و در نسخه دیگر با ذکر تاریخ، با تمام حروف رسید بگیرد و چنانچه از رؤیت یا امضاء ابلاغ اجرائیه امتناع ورزد مأمور مراتب را شخصاً و کتباً گواهی خواهد کرد. اگر متعهد یا مالک وثیقه در اقامتگاه حضور نداشته باشد، به یکی از کسان یا خادمان او که در آن محل ساکن بوده و سن ظاهری او برای تشخیص اهمیت برگ اجرائیه کافی باشد، ابلاغ می‌کند. مشروط بر اینکه بین متعهد یا مالک وثیقه و کسی که اوراق را دریافت می‌کند، تعارض منفعت نباشد. اگر هیچ یک از اشخاص مذکور در محل اقامت مالک وثیقه یا متعهد نباشند یا رسید ندهند، مأمور باید اجرائیه را به اقامتگاه او، الصاق کند و مراتب را در نسخه دیگر بنویسد.
اکنون صور مختلف ابلاغ را به لحاظ تفاوت در اشخاص مخاطب بررسی می نمائیم :
ابلاغ به محجور : هرگاه متعهد صغیر یا محجور باشد اجرائیه و سایر عملیات اجرائی حسب مورد به ولی یا قیم او ابلاغ می شود.( ماده ۲۰ آ.ا.م.ا.ر)
ابلاغ به وکیل : هرگاه بدهکار وکیلی تام‌الاختیار داشته باشد، نمی‌توان به صرف این معنی، اجرائیه‌ای را که علیه بدهکار صادر شده است، به وکیل او ابلاغ کرد بلکه باید به موکل ابلاغ شود (رأی ش ۴۷ ـ ۴۸ ـ ۴۹ و ۲۳۳ شورای عالی ثبت)
ابلاغ به ورثه متعهد : در ماده ۱۶ آ.ا.م.ا.ر آمده است : «در کلیه اسناد رسمی بایستی اقامتگاه متعاملین به طور وضوح در سند قید شود. اقامتگاه متعاملین همان است که در سند قید شده…» اما اقامتگاه متن سند، مخصوص خود متعهد است و اگر متعهد فوت کند و ابلاغ به ورثه ضروری شود، نمی‌توان به اقامتگاه متن سند ابلاغ کرد ولی شورای عالی ثبت در رأی ش ۴۵ مورخ ۱۵/۷/۱۳۴۶ نظر داده است، «در صورتی که مأمور اجرا ابلاغ اجرائیه را طبق مقررات تصدیق کرد، اشکالی به نظر نمی‌رسد.» در هر حال با فوت متعهد، نظر به مواد ۹۸ و۲۹۷ ق.آ.د.م. باید به متعهدٌله اخطار شود که اقامتگاه ورثه را معین کند، در این صورت هرگاه مأمور ابلاغ اقامتگاه معین شده از طرف متعهدٌله را به عنوان اقامتگاه ورثه احراز کرد، ابلاغ می‌کند. در این خصوص ماده ۱۹ آ.ا.م.ا.ر مقرر می دارد : «هرگاه متعهد قبل از صدور اجرائیه فوت شود و درخواست صدور اجرائیه علیه ورثه به عمل آید اجرائیه در اقامتگاه مورث به آنان ابلاغ واقعی میگردد. در صورتی که ابلاغ واقعی در محل مزبور به هر یک از آنان میسر نگردد یا کسی که به نحو مزبور ابلاغ واقعی به او ممکن نگردیده اقامتگاه خود را اعلام ندارد و متعهدٌله نیز نتواند اقامتگاه او را به ترتیبی که ابلاغ واقعی میسر گردد، تعیین نماید ابلاغ اجرائیه با رعایت ماده ۱۸ به وسیله درج در جراید به عمل می آید.
تبصره- در صورتی که متعهد پس از صدور اجرائیه و قبل از ابلاغ فوت کند طرز ابلاغ به ورثه به ترتیب مزبور خواهدبود. »
ابلاغ به بعضی از ورثه : هرگاه ابلاغ اجرائیه به بعضی از ورثه شده باشد، ابلاغ اجرائیه ناقص است و باید تجدید شود، یعنی به سایرین نیز ابلاغ شود (رأی ش ۴۳ مورخ ۴/۴/۱۳۴۳ و ش۴۴ مورخ ۲۴/۱۱/۱۳۴۶ و ش ۴۶ مورخ ۲۹/۱/۱۳۴۶ شورای عالی ثبت)
در حالت کلی اقامتگاه متعهد سند وثیقه ای نشانی است که در سند قید شده است و چنانچه این نشانی قبل یا بعد از صدور اجرائیه تغییر یابد متعهد مکلف به اطلاع رسانی در خصوص تغییر نشانی و دلیل تغییر آن است. در غیر این صورت مفاد اجرائیه یا اخطاریه ظرف ۲۴ ساعت در صورت عدم شناسایی اقامتگاه، در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار آگهی می گردد. مواد ۱۶، ۱۷ و ۱۸ آ.ا.م.ا.ر به شرح ذیل مؤید این مطلب است :
«ماده ۱۶- در کلیه اسناد رسمی بایستی اقامتگاه متعاملین به طور وضوح در سند قید شود.
اقامتگاه متعاملین همان است که در سند قید شده و مادام که تغییر اقامتگاه خود را قبل از صدور اجرائیه به دفترخانه و قبل از ابلاغ به اجراء با نشانی صحیح با ذکر نام خیابان و کوچه و شماره پلاک شهرداری محل اقامت اعم از خانه، مغازه، محل کار و غیره که بتوان اجرائیه را به آنجا ابلاغ کرد، اطلاع ندهند کلیه برگهای اجرائیه و اخطاریه های اجرائی به محلی که در سند قید شده ابلاغ می شود و متعهد نمی تواند به عذر عدم اطلاع، متعذر گردد. دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق مکلفند پس از صدور اجرائیه مراتب را به آخرین نشانی متعهد از طریق پست سفارشی به او اطلاع دهند و برگ های اجرائیه را به ضمیمه قبض پست سفارشی با سایر مدارک جهت تشکیل پرونده و ابلاغ اجرائیه و عملیات اجرائی به ثبت محل در قبال اخذ رسید تحویل دهند.
ماده ۱۷- متعهد مکلف است دلیل اقامت خود را در محلی که به عنوان اقامتگاه جدید خود معرفی می نماید به دفترخانه یا اجراء تسلیم و رسید دریافت کند. به اظهاراتی که متکی به دلیل کتبی از قبیل سند رسمی که دلالت بر تغییر اقامتگاه داشته باشد یا گواهی نیروی انتظامی محل در داخل کشور و کنسولگری یا مأمورین سیاسی ایران در خارج از کشور نباشد، ترتیب اثر داده نخواهد شد.
ماده ۱۸ـ هرگاه محل اقامت متعهد در سند تعیین نشده یا محلی که تعیین گردیده موافق با واقع نباشد و یا به جهاتی محل مزبور از بین رفته و اساساً شناخته نشود اجرائیه یا اخطاریه ظرف ۲۴ ساعت در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار محل و اگر در محل روزنامه نباشد، در روزنامه کثیرالانتشار نزدیک ترین محل فقط یک مرتبه آگهی خواهد شد و در آگهی مزبور باید تصریح شود که ظرف ده روز پس از انتشار آگهی عملیات اجرائی جریان خواهد یافت و در صورتی که متعهدٌله، متعهد را معرفی نماید اجرائیه طبق مقررات ابلاغ واقعی خواهد شد.»
گفتار سوم : اجرای مفاد اجرائیه
پس از اینکه اجرائیه به نحوه صحیح به متعهد سند وثیقه ای ابلاغ شد و مشارالیه از مفاد آن مطلع گردید، مستفاد از ماده ۲۱ آ.ا.م.ا.ر ، متعهد مکلف است ظرف ۱۰ روز، مفاد اجرائیه را به مورد اجراء بگذارد یا ترتیبی برای پرداخت دین خود بدهد یا مالی معرفی کند که فروش آن، اجرای سند را میسر سازد. اگر متعهد خود را قادر به اجرای مفاد اجرائیه نداند، باید ظرف همان مدت ۱۰ روز صورت جامع دارایی خود را به مسئول اجراء بدهد و اگر مالی ندارد، صریحاً اعلام کند. بدهکاری که در مدت مذکور قادر به پرداخت دین خود نبود مکلف است هر موقع که متمکن از پرداخت تمام یا قسمتی از بدهی خود گردید، آن را بپردازد. طلبکار هم می‌تواند هر وقت مالی از مدیون یافت، به تعقیب اجرائیه و گرفتن طلب خود اقدام کند.
در مباحث گذشته بیان کردیم که اجراء دو قسم است قسم اول اجرای اختیاری و قسم دوم اجرای اجباری. در حالت کلی مفهوم و منظور ابلاغ اجرائیه بدین معنا است که متعهد شخصاً و رأساً مفاد حکم یا سند را اجراء نماید والّا موضوع تعهد او اجباراً از محل اموال او استیفاء میگردد. لیکن این روال مربوط به متعهد اسناد ذمهای است و در خصوص متعهد اسناد وثیقه ای شیوه وصول طلب متفاوت است. چراکه در اسناد وثیقهای و هر زمان که مالی به عنوان وثیقه در ( معاملات با حق استرداد از جمله بیع شرط و یا معاملات رهنی) تلقی گردد، تعهد مدیون از محل وثیقهای که او به وثیقه گیرنده سپرده است استیفاء می گردد مگر اینکه مرتهن از اختیار خود در جهت اعراض از رهن استفاده نماید. در چنین شرایطی وثیقه آزاد میگردد و اجرای مفاد چنین سندی تابع مقررات اسناد ذمه ای خواهد بود و اگر متعهد باز هم دین را اداء نکند، طلب متعهدٌله از محل اموال او وصول میگردد و در صورت حصول چنین شرایطی (اجرای اجباری) مطابق ماده ۴۰ آ.ا.م.ا.ر حق اجراء، هزینه بازداشت و هزینه ارزیابی و حق حراج علاوه بر اصل طلب با رعایت مستثنیات دین از متعهد اخذ خواهد شد.
بند اول: بازداشت مال مورد وثیقه
در بخش اول پایان نامه در مباحث مربوط به عناصر عقد رهن و همچنین بررسی حقوق متقابل وثیقه گذار و وثیقه گیرنده به این موضوع که از عناصر عقد رهن قابلیت فروش و قابل اقباض بودن عقد رهن است، اشاره نمودیم و همچنین به ید امانی مرتهن و منع تصرف وثیقه گیرنده در مال مورد وثیقه اشاره شد. وثیقه گذار (راهن) مالک عین مرهونه است و در عین حال مکلف است که عین مرهونه را تسلیم مرتهن نماید. در این خصوص نظریات مختلفی بیان شد که نهایتاً به این نتیجه ختم گردید که اصل بر تسلیم عین مرهونه به مرتهن است مگر اینکه خود مرتهن اجازه هر نوع تصرف را به راهن بدهد تا جایی که مال تماماً در ید راهن (وثیقه گذار) قرار بگیرد که البته رعایت حقوق مرتهن با توجه به اینکه نوع مالکیت او مالکیت تبعی انگاشته می شود از سوی راهن الزامی به نظر می رسد. علی ایحال فرضی را متصور می شویم که مرتهن (وثیقه گیرنده) که دارنده حق وثیقه نامیده می شود به هر نحو تصرفات راهن (وثیقه گذار) رضایت دارد و اتفاقاً عین مرهونه (وثیقه) را تماماً در ید راهن قرار میدهد و این اعمال حقوقی در سندی رسمی و یا عادی قید شده و یا تمامی این وقایع در قالب معامله یا عقدی و یا حتی اقرارنامه تنظیم و منعقد میگردد. اما در روز سر رسید که مبنای توافق بوده، متعهد قادر به پرداخت بدهی یا انجام عمل توافق شده نیست. فلذا مرتهن راهی جز بازداشت عین مرهونه را که در تصرف راهن است ندارد.اکنون بحث بازداشت مال مورد وثیقه به میان می آید که آن مال می تواند منقول و یا غیرمنقول باشد حال با در نظر داشتن فرض بالا و در دو قسمت بحث راجع به بازداشت وثیقه را بررسی می نمائیم.
الف) بازداشت وثیقه منقول
در ماده ۱۰۵ آ.ا.م.ا.ر. قانونگذار با اشاره به مبنایی کلی مقرر داشته است که : «هرگاه مالی وثیقه برای دین یا ضمانت قرار داده شود و عنوان رهن و معاملات با حق استرداد را نداشته باشد نیز کلیه مقررات اجرائی اسناد رهنی و معاملات با حق استرداد درباره آن مجری خواهد بود.» این بدان معناست که تمایل قانونگذار بر این است که رابطه بین وثیقه گذار و وثیقه گیرنده در هر حال از قواعدی یکسان متابعت نماید. در ماده ۱۰۴ آ.ا.م.ا.ر. مقرر شده است : «هرگاه مورد وثیقه مال منقول باشد بستانکار می تواند بلافاصله بعد از ابلاغ اجرائیه درخواست بازداشت آن را بکند.» در این صورت متعهدٌله درخواست بازداشت مال را نیز به سادگی می تواند در دستور کار خود قرار دهد و روشن است که قدم اول وثیقه گیرنده برای احقاق حق خود در جهت بازداشت مال مورد وثیقه منقول تقاضای صدور اجرائیه از مراجع ثبتی است چراکه مقررات ماده ۴۱ آئین نامه مذکور بیان داشته : «بازداشت اموال متعهد به تقاضای متعهدٌله صورت می گیرد و مأمور اجرا با حضور نماینده دادستان و در صورت لزوم با حضور مأمور نیروی انتظامی و با معرفی متعهدٌله اقدام به بازداشت اموال متعلق به متعهد می نماید و حاضر نبودن متعهد یا بستگان و خادمینش و نیز بسته بودن محلی که مال در آن است مانع بازداشت مال نیست.» لذا با ارائه سند وثیقهای به ضمیمه درخواست جریان عملیات اجرائی با ارسال ابلاغ به متعهد آغاز می گردد.
در شرایطی که مستند اجرائیه سند وثیقه ای است واضح است که مشخصات مال مورد وثیقه به صورت دقیق در سند ذکر میگردد در این صورت عوامل اجراء نیاز به ارزیابی مال و شخص وثیقه گیرنده ضرورتی در معرفی مال ندارد و صرفاً کافی است که محلی که مال در زمان اجراء در آنجا قرار دارد مشخص گردد.
در مورد بازداشت اموال منقول بحث حافظ و حفاظت از مال مطرح است در همین خصوص ماده ۴۳ آ.ا.م.ا.ر بیان می دارد: «اموالی که باید بازداشت شود درهمان جایی که هست بازداشت می شود در صـورت لـزوم به جای محـفوظی نقل می گـردد. در هر حال باید مال بازداشت شـده به حافظ سپرده شود، در صورت عدم توافق متعهدله در انتخاب حافظ انتخاب او با مأمور اجراء است.»
اشخاصی که به عنوان حافظ انتخاب می شوند اصولاً اشخاصی هستند که توانایی و قدرت مالی مطلوبی دارند و ید ایشان در خصوص حفاظ از مال بازداشت شده ید امانی است لذا پس از قبول مسئولیت دیگر حق اعتراض به اینکه می خواهد از او سلب مسئولیت شود را ندارد. این اشخاص به تناسب ارزش مال اجرت یا حق الحفاظه دریافت مینمایند. اصولاً هر شخص معتمدی می تواند به عنوان حافظ انتخاب شود اما به موجب قانون برخی از اشخاص را نمی توان به عنوان حافظ تعیین نمود مگر با تراضی کتبی طرفین موضوع متنازع فیه. ماده ۴۶ آئین نامه به ذکر این اشخاص اختصاص داده شده است :
الف) اقوام و اقربای خود تا درجه سوم از طبقه دوّم.
ب) متعهدٌله و متعهد و همسر آنان و به اشخاصی که با متعهد و یا متعهدٌله قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم از طبقه دوّم دارند و به مخدوم یا خدمه آنان مگر اینکه شخص دیگری برای حفظ اموال بازداشت شده پیدا نشود.
ب) بازداشت وثیقه غیرمنقول
با در نظر داشتن فرضی که در توضیحات بالا ارائه شد، اکنون بررسی می کنیم که اگر مال مورد وثیقه غیر منقول باشد نحوه بازداشت مال به چه صورت امکان پذیر است.
قانونگذار در بازداشت اموال غیر منقول از مقررات ماده ۴۱ در امر تقدیم تقاضانامه مجدداً یاد می کند اما قطعاً حسب نوع مال، مندرجات تقاضانامه اموال غیر منقول با اموال منقول تفاوت دارد. چراکه در ماده ۸۵ آ.ا.م.ا.ر. صحبت از ذکر مواردی همچون موارد ذیل الزامی است :
۱- محل وقوع ملک درشهرستان و بلوک و بخش و کوی و کوچه و شماره ملک، اگر داشته باشد.
۲- حدود چهارگانه ملک وتوصیف اجمالی آن.
۳- مساحت تخمینی ملک.
۴- مشخصات دیگر از قبیل این که مشتمل بر چند قسمت است در صورتی که خانه مسکونی باشد و یا مشتمل بر چند ابنیه و متعلقات است. در صورتی که ملک مزروعی باشد علاوه بر مراتب فوق باید متعلقات آن از قبیل گاو و ماشین آلات و توضیحات دیگری که در تسهیل فروش ملک مؤثر باشد در صورت مزبور قید شود. مال غیر منقول پس از بازداشت موقتاً در تصرف مالک باقی می ماند و متعهد مکلف است مال غیرمنقول را موافق صورت تحویل گرفته و مطابق آن تحویل دهد.
هرگاه بحث بر سر اموال غیرمنقول و بازداشت آن مد نظر باشد، مسأله ثبت این نوع از اموال خود مطلبی حائز اهمیت است؛ چراکه در امر اجراء ثبت اموال غیرمنقول شرایط خاص خود را دارد و عدم ثبت مال نیز جریان متفاوتی را در امر اجراء حادث می سازد. پیش از بازداشت اموال غیر منقول و پس از ابلاغ مفاد اجرائیه برای متعهد سند وثیقه ای، واحد اجراء مکلف است موضوع بازداشت را به ثبت محل اطلاع دهد و وضعیت ثبتی ملک را استعلام نماید. در این صورت چنانچه ملک ثبت شده باشد، نوبت به بررسی سابقه توقیف یا عدم توقیف ملک می رسد این امر در دفتر بازداشتی املاک توقیف شده ذکر میگردد. گاهی ممکن است ملکی که تقاضای توقیف آن شده است جزء مایملک وثیقه گذار نبوده بلکه محرز شود که مستحقٌ للغیراست و انتقال آن به وثیقه گذار بعید به نظر رسد. لذا ثبت محل فوراً مراتب را به اجراء اطلاع می دهد تا از ملک رفع بازداشت شود.
ماده ۸۸ آئین نامه در خصوص بازداشت املاک ثبت نشده چنین مقرر می دارد : «هرگاه ملک مورد بازداشت ثبت نشده باشد مطابق شقوق ذیل رفتار خواهد شد :
۱- هرگاه ملک مزبور از طرف متعهد تقاضای ثبت شده و طبق سند رسمی به غیر منتقل نشده باشد و یا اینکه مجهول المالک باشد، بازداشت در دفتر بازداشتی قید و در پرونده ثبتی یادداشت می شود.
هرگاه نسبت به ملک از طرف کسی دیگر تقاضای ثبت شده و به متعهد هم منتقل نشده باشد یا اینکه اساساً مورد بازداشت جزو نقاطی که به ثبت عمومی گذارده شده نباشد، مراتب به اجراء اطلاع داده می شود.»
دستورالعمل اداره کل ثبت اسناد و املاک استان تهران در خصوص املاک ثبت نشده و رویه عملی آن با رعایت مراحل به ترتیب ذیل است :
۱- وصول دستور بازداشت از مراجع صلاحیتدار به ثبت محل وقوع ملک.
۲- دستور ثبت نامه در دفتر اندیکاتور و ارجاع به دفتر املاک بازداشتی بوسیله مسئول اداره ثبت.
۳- ارسال به بایگانی جهت ضمیمه نمودن پرونده و تحویل به دفتر املاک بازداشتی.
۴- بررسی و تهیه نامه بازداشت ملک بوسیله متصدی دفتر بازداشتی پس از احراز مالکیت املاک جاری.
۵- امضاء نامه بازداشتی ملک توسط مسئول اداره.
۶- صدور نامه بازداشت ملک از دفتر اندیکاتور.
۷- ارسال نامه به مرجع مربوطه صادر کننده بازداشت ملک.
۸- برگشت پرونده و ضبط آن در ردیف مربوطه بایگانی.[۱۶۳]
ملاک در بازداشت اموال غیرمنقول مالکیت ملک می باشد، در نتیجه صرفاً در شرایطی بازداشت مال غیرمنقولی که سابقه ثبتی ندارد جایز است که محکومٌ علیه در ملک تصرفات مالکانه داشته باشد و یا اینکه به واسطه احکام صادره از دادگاه مالک شناخته شود. منظور از حکم صادره از دادگاه حکم نهایی[۱۶۴] است چرا که اگر حکمی صادر گردد و بتوان پس از آن جریان دادرسی را ادامه داد در این حالت توقیف مال مزبور در ازای بدهی محکومٌ علیه جایز است اما ادامه عملیات اجرایی موکول به صدور حکم نهایی است.
ج) بازداشت مالی غیر از مورد وثیقه از اموال وثیقه گذار

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد درباره رابطه بین روش های ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

*از دست رفتن تخفیف نقدی
*کاهش درجه اعتباری واحد اقتصادی

*کلیه واحدهای اقتصادی

۲

اوراق تجاری (اوراق قرضه ) کوتاه مدت

بدهی بدون تضمین واحد اقتصادی انتشار دهنده و باز پرداخت آن در سر رسید

* نداشتن وثیقه
* امکان تنظیم سر رسید (زمان بازخرید ) اوراق بهادار.
* تامین مالی از طریق اوراق قرضه جدید (منبع مالی مستمر )

* صرفا توسط واحدهای اقتصادی معتبر قابل اعمال است

* شرکت های بیمه
* صندوق شرکت سرمایه گذار
* صندوق بازنسشتگی

۳

وام های بانکی (با وثیقه، بدون وثیقه )

دریافت وجوه مورد نیاز از بانک ها

* استفاده از خدمات بانک ها
*استفاده از منبع مالی در موعد مقرر
* استفاده از تمام یا قسمتی از اعتبار تخصیص یافته
* امکان بازپرداخت قبل از سر رسید بدهی

* سود تضمینی شده وام بیش از بسیاری از روش های دیگر است.
*لزوم داشتن سرمایه کافی و نقدینگی مطلوب
* مانده های جبرانی

* کلیه واحدهای اقتصادی

۴

وام های موسسات مالی تجاری

دریافت وجوه مورد نیاز از مؤسسات

*در صورت نبود امکان دریافت وام از بانک ها قابل استفاده است.

* دارای سود تضمینی شده بیشتری از وام است
* نیاز به وثیقه برای وام
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

* کلیه واحدهای اقتصادی

۵

صدور اسناد تجاری

اوراق بهادار قابل مبادله است که توسط واحدهای اقتصادی به سایر واحدها، بانک ها یا موسسات مالی فروخته می شود.

*سود تضمینی شده کمتر از وام بانکی است
*بدون وثیقه است

* صرفا توسط واحدها ی اقتصادی معتبر قابل اعمال است
* تشریفات بیشتری دارد

* واحدهای اقتصادی بزرگ در کشورهای صنعتی

۶

تامین مالی از طریق وثیقه

دریافت وجود مورد نیاز و گذاشتن وثیقه نزد اعتبار دهنده

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 292
  • 293
  • 294
  • ...
  • 295
  • ...
  • 296
  • 297
  • 298
  • ...
  • 299
  • ...
  • 300
  • 301
  • 302
  • ...
  • 351

آخرین مطالب

  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع تعیین عوامل مؤثر بر ...
  • پژوهش های پیشین با موضوع بررسی اثر افزودن هیدروکلوئیدها ...
  • دانلود منابع پایان نامه درباره بررسی قصه های قرآنی ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع : امین ...
  • مقالات و پایان نامه ها در رابطه با بهبود-اجرای-مدیریت-زنجیره-تامین-در-شرکت-گاز-استان-گیلان- ...
  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با بررسی رابطه مولفه ...
  • فایل پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد مبانی و ماهیت ...
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع نقش مدیریت محلی در ...
  • دانلود منابع دانشگاهی : نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره بایسته ها و رویه های ...
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی رابطه بین ...
  • پروژه های پژوهشی در مورد نقش معافیت های های مالیاتی ...
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی رابطه بین ویژگی ...
  • دانلود منابع پژوهشی : طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع طراحی لیزر ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی جرم جعل اسناد ...
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : پژوهش های کارشناسی ارشد درباره : مطالعه سقط جنین های ...
  • پایان نامه ارشد : منابع کارشناسی ارشد در مورد : جایگاه و نقش رویه قضایی ...
  • فایل پایان نامه با فرمت word : منابع تحقیقاتی برای پایان نامه : راه‌کارهای کارآمدسازی آموزه‌های ...
  • منابع دانشگاهی برای پایان نامه : ارائه یک ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع اثر تمرینات یوگا و ثبات ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد بررسی رابطه ...
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی ...

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
 هشدار درآمدزایی دوره‌های هوش مصنوعی
 فروش عکس آنلاین درآمدزا
 اعتمادسازی در وبسایت
 مدیریت پیج اینستاگرام
 درآمد از استریمینگ بازی
 راهنمای افزایش فروش
 خطرات کسب درآمد از اپلیکیشن‌ها
 فروش دوره آموزشی موفق
 تولید محتوای گرافیکی فروشی
 چالش‌های رابطه‌های سریع
 پیشگیری از پریتونیت گربه
 کسب درآمد از تبلیغات اینترنتی
 طراحی لوگو سفارشی درآمدزا
 احساس گیر افتادن در رابطه
 آموزش استفاده از Midjourney
 جذابیت در روابط عاشقانه
 بهترین پت شاپ آنلاین ایران
 مدیریت اضطراب در رابطه
 تحلیل فلسفی عشق
 بیتلاشی در رابطه عاشقانه
 تغذیه سگ هاسکی
 ایجاد تفاهم در رابطه
 تربیت سگ پامرانین
 شناخت کم خونی گربه
 ناخن گرفتن گربه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان