مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع علمی پایان نامه : دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با جریان جوزفسون در ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

آهنگ پراکندگی  از ناخالصی­ها، حداقل برای ناخالصی­های غیر مغناطیسی مستقل از دما است. آهنگ پراکندگی  الکترون – الکترون متناسب با T2 است که در آن T دما می­باشد. این در حالی است که در دماهای پایین (خیلی پایین­تر از دمای دبای)، آهنگ پراکندگی  الکترون – فونون متناسب با  است. بنابراین انتظار داریم که در دماهای خیلی پایین، مقاومت یک فلز به صورت:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

(۲-۵)
باشد. مقاومت باقیمانده­ی  در دمای صفر فقط به غلظت ناخالصی­ها بستگی دارد.
اما برای یک ابررسانا اتفاقی عجیب روی می­دهد. مقاومت ویژه آن در اثر سرد کردن ابتدا از معادله­ (۲-۵) پیروی می­ کند، اما همان طوری که درنمودار (۲-۱) نشان داده شده است، ناگهان به طور کامل صفر می­ شود. دمایی که در آن مقاومت صفر می­ شود، دمای بحرانی Tc نامیده می­ شود. پایین­تر از این دما، مقاومت عدد کوچکی نیست بلکه تا آن­جایی که می­توان اندازه ­گیری کرد دقیقاً صفر است. برمبنای مدل درود این امر کاملاً دور از انتظار بود و در حقیقت کشف جدیدی از حالت ماده بود: یعنی ابررسانایی.

نمودار ۲-۱- مقاومت ویژه یک فلز نوعی بر حسب دما. اگر یک فلز غیر ابررسانا (مثل طلا یا مس) باشد، مقاومت آن با کاهش دما به یک مقدار ثابت میل می­ کند، در حالی­که برای یک ابررسانا (مانندسرب یا جیوه) پایین­تر از دمای معین Tc تمامی علائم مقاومت از بین می­روند.
همان­طور که در نمودار (۲-۱) نشان داده شده است، تغییر از مقاومت متناهی به مقاومت صفر بسیار جهشی می­باشد. این مبین گذار فاز ترمودینامیکی از یک فاز به فاز دیگر است. همانند گذار فازهای دیگر، از قبیل گذار مایع به گاز، خواص طرفین گذار می­توانند کاملاً متفاوت از هم باشند. تغییر از یک فاز به دیگری به جای عبور از یک رفتار به رفتار دیگر، در یک دمای کاملاً مشخص و به صورت کاملاً تیز اتفاق می­افتد. در این­جا به این دو فاز، حالت عادی و حالت ابررسانا گفته می­ شود. در حالت عادی مقاومت و خواص دیگر رفتاری همانند یک فلز معمولی دارند، در حالی­که در حالت ابررسانا بسیاری از خواص فیزیکی از جمله مقاومت کاملاً متفاوت هستند]۴۴[.
۲-۲- معرفی ابررسانایی
در سال ۱۹۰۸ هایک کامرلینگ اونس[۸۴] هلندی در دانشگاه لیدن[۸۵] موفق به تولید هلیوم مایع گردید و بااستفاده از آن توانست به درجه حرارت حدود یک درجه کلوین برسد. یکی از اولین بررسی هایی که اونس با دسترسی به این درجه حرارت پایین انجام داد، مطالعه تغییرات مقاومت الکتریکی فلزات برحسب درجه حرارت بود. چندین سال قبل از آن معلوم شده بود که مقاومت فلزات وقتی دمای آنها به کمتر از دمای اتاق برسد کاهش پیدا می کند، اما معلوم نبود که اگر درجه حرارت تا حدود کلوین تنزل یابد، مقاومت تا چه حد کاهش می یابد. اونس که با پلاتینیوم کار می کرد متوجه شد که سرد شدن نمونه با اندکی کاهش در مقاومت الکتریکی آن همراه است که متناسب با خلوص نمونه متغیر بود. در آن زمان خالص ترین فلز قابل دسترس جیوه بود و اونس در تلاش برای بدست آوردن رفتار فلز خیلی خالص، مقاومت جیوه خالص را در دماهای مختلف اندازه گرفت. در سال ۱۹۱۱ وی دریافت که در درجه حرارت خیلی پایین، مقاوت جیوه تا حد غیرقابل اندازه گیری کاهش می یابد که البته موضوع شگفت انگیزی نبود اما نحوه از بین رفتن مقاومت غیر منتظره به نظر می رسید. او مشاهده نمود هنگامی که درجه حرارت جیوه به سمت صفر مطلق تنزل داده می شود، کاهش آرام مقاومت ناگهان در حدود ۴ درجه کلوین با افت بسیار بزرگی مواجه شده و پایین تر از این درجه، جیوه هیچ مقاومتی از خود نشان نمی داد. همچنین این گذار ناگهانی به حالت بی مقاومتی فقط مربوط به خواص فلزات نمی شد و حتی در جیوه ناخالص نیز اتفاق می افتاد. اونس به این نتیجه رسید پایین تر از ۴ درجه کلوین، جیوه به حالت دیگری از خواص الکتریکی که کاملا به حالتهای شناخته شده قبلی متفاوت بود رسیده است، این حالت تازه ابررسانایی[۸۶] نام گرفت]۹[.
اونس در ادامه آزمایشهای خود نتیجه گرفت با افزایش دما می توان خاصیت ابررسانایی را از بین برد و جسم را از حالت ابررسانایی به حالت عادی انتقال داد. خاصیت ابررسانایی به سه فاکتور دما، شدت جریان عبوری و میدان مغناطیسی وابسته است، پس عامل دیگری که در تغییر خصوصیت ابرسانایی فلزات تاثیر دارد چگالی جریان عبوری است ]۴۵[.این چگالی را چگالی جریان بحرانی[۸۷] (Jc) می نامند که شامل دو جریان است. یکی جریانی که از چشمه ای خارجی وارد نمونه می شود و دیگری جریانهای استتار است که نمونه را در مقابل میدان مغناطیسی اعمال شده حفاظت می کند. بدلیل همین چگالی جریان بحرانی است که وقتی ابررسانا تحت تاثیر میدان مغناطیسی بزرگی قرار گیرد به حالت عادی بازمی گردد. نابودی ابررسانایی با افزایش میدان مغناطیسی یکی از مهمترین خواص ابررساناهاست. چگالی شاری که در صورت افزایش بیشتر، فلز خصوصیت ابررسانایی را از دست می دهد، چگالی شار مغناطیسی بحرانی (Bc) می نامند و غالبا بجای آن از شدت میدان مغناطیسی[۸۸] (Hc) استفاده می شود. میدان مغناطیسی بحرانی به دما بستگی دارد و از مقداری مانند H0 در دمای نزدیک صفر مطلق به مقدار صفر در دمای بحرانی کاهش می یابد. به سبب پژوهش هایی که اونس در مطالعه خواص ماده در دماهای پایین، مایع کردن هلیوم و کشف ابررسانایی انجام داد، جایزه نوبل ۱۹۱۳ به او تعلق گرفت]۴۶[.
۲-۳- تاریخچه ابررسانایی
در سال ۱۹۰۸، یعنی ۱۳ سال پس از کشف گاز هلیوم، اونس توانست گاز مذکور را به مایع تبدیل نماید. با توجه به اینکه نقطه جوش هلیوم مایع K˚۲/۴ است، او قادر بود هدایت الکتریکی فلزات را تا دمای مزبور اندازه گیری نماید و همین امر سبب گردید که در این باره آزمایشاتی انجام دهد. از سال ۱۹۱۰ به بعد با توجه به امکانات محدود اونس، آزمایشهایی به منظور اندازه گیری مقاومت الکتریکی فلزات در دماهای پایین آغاز کرد و در سال ۱۹۱۱ مشاهده نمود حلقه جیوه داخل ظرف محتوی هلیوم – مایع، در دمای K˚۲/۴ بطور ناگهانی تا صفر کاهش می یابد]۴۷[.
در سال ۱۹۳۳ دمای بحرانی تا K˚۱۰ افزایش یافت، در همین زمان مایسنر[۸۹] و اوکسنفلد[۹۰] نشان دادند که ابررساناها بشدت دیامغناطیس هستند و در حالت ابررسانایی با وجودیکه خطوط میدان مغناطیسی به داخل یک ابررسانا نفوذ نمی کنند و بوسیله آن کاملا دفع نمی شوند، ولی در واقع میدان مزبور تا عمق بسیار کمی بداخل ابررسانا نفوذ می کند و جریان های پوششی را بوجود می آورد که میدان مغناطیسی حاصل از آنها، در مقابله با میدان خارجی بوده و باعث می گردد که ابررسانا خاصیت دیامغناطیسی پیدا کند ]۴۸[.
در سال ۱۹۳۴ اولین مدل برای توجیه علمی پدیده ابررسانایی توسط گورتر[۹۱] و کاسمیر[۹۲] پیشنهاد گردید در این نظریه که به مدل دو سیال[۹۳] شهرت یافت، الکترونها به دو گروه عادی ابرالکترونها تقسیم می شوند که ابرالکترونها عامل اصلی ابررسانایی بشمار می روند و در دماهای کمتر از دمای گذار، عمل هدایت الکتریکی را بعهده دارند]۴۹[.
در همان سال با معرفی دو معادله در رابطه با شتابدار شدن الکترونها در یک ابررسانا در میدان خارجی، بوسیله برادران لندن گامی دیگر در جهت توجیه پدیده ابررسانایی برداشته شد]۵۰[.
در سال ۱۹۳۵ مندلسن[۹۴] و همکارانش پدیده ناکامل مایسنر را در آلیاژهایی که به ابررسانا تبدیل می شوند، مشاهده نمودند. در این نوع ابررساناها با افزایش دما میدان مغناطیسی به داخل بخشهایی از جسم نفوذ کرده و سبب می شود که این بخشها به حالت عادی برگردند و حال آنکه بخشهای دیگر جسم در حالت ابررسانایی باقی می مانند]۵۱[.
در سال ۱۹۵۰ فریتزلندن پیش بینی کرد که شار مغناطیسی عبوری از یک حلقه ابررسانا نظیر بار الکتریکی، اسپین و … کوانتیده است و این اولین گامی بود که در جهت استفاده از مفاهیم مکانیک کوانتومی در ابررسانایی برداشته می شد]۵۲[.
در ادامه کوشش برای شناخت ماهیت ابررسانایی، در همان سال توسط گینزبرگ و لاندائو نظریه ای مدون گردید که بعدها به نظریه گینزبرگ – لاندائو معروف گردید ]۵۳[.
در سال ۱۹۵۴ آلیاژی از قلع – نایوبیوم (Nb3Sn) که در دمای K˚ ۱۸ ابررساناست، کشف شد]۵۴[.
هرچند نظریه کلاسیکی لندن و نظریه های کوانتومی گینزبرگ – لاندائو کمک بسیار زیادی در جهت درک و شناخت هرچه بیشتر ابررسانا نمود ولیکن اولین نظریه مبتنی بر خواص میکروسکوپی ابررسانا در سال ۱۹۵۷ بوسیله باردین، کوپر و شریفر عنوان گردید و به نظریه BCS شهرت یافت. براساس این نظریه برهم کنش بین الکترونها و فونونها (کوانتای انرژی ارتعاشی شبکه) سبب جذب دوبدوی الکترونهایی می شود که در حالت عادی یکدیگر را دفع می کنند، زوجهای مذکور که به زوج کوپر[۹۵] مشهورند، در دمای کمتر از Tc بدون مقاومت، در عمل هدایت الکتریکی شرکت می کنند و در دماهای بیشتر از Tc پیوند بین دو الکترون زوج کوپر شکسته می شود و این الکترونها به الکترونهای عادی تبدیل می شوند]۵۵[.
گایور در سال ۱۹۶۰ به منظور اثبات وجود شکاف انرژی در نمودار انرژی ابررسانا، پدیده تونل زنی الکترونهای عادی بین دو ابررسانا را مورد مطالعه قرار داد. در آزمایشی که به این منظور طراحی گردید، گایور از پیوند دو قطعه ابررسانا که بوسیله یک لایه عایق با ضخامت حدود ۹-۱۰ متر از هم جدا شده اند استفاده نمود. از بررسی منحنی مشخصه ولت – آمپر پیوند مزبور، او توانست وجود گاف انرژی را به اثبات رساند]۵۶[.
موفقیت گایور، جوزفسون را بر آن داشت که در سال ۱۹۶۲ پدیده تونل زنی را به زوج های کوپر تعمیم دهد. او بر اساس مطالعات نظری ثابت نمود که زوج های کوپر نظیر الکترونهای عادی در پدیده تونل زنی شرکت می کنند و پیش بینی نمود که دو لایه ابررسانا بین آنها یک لایه نازک عایق وجود دارد دارای یک اتصال الکتریکی شوند، خاصیت الکترومغناطیسی برجسته ای بروز می دهند. این ویژگی که به اثر جوزفسون مشهور است در پیوندگاه جوزفسون مورد استفاده قرار می گیرد]۵۷[.
پیش بینی جوزفسون در سال ۱۹۶۳ با آزمایشی که آندرسون[۹۶] و راول[۹۷] انجام دادند به تحقق پیوست ]۵۸[.
در سال ۱۹۶۸ آلیاژی از نایوبیوم - آلومینیوم - ژرمانیوم ساخته شد که در دمای K˚۲۱ ابررساناست. در سال ۱۹۷۲ باردین و همکاران جایزه نوبل فیزیک را برای ارائه نظریه BCS دریافت نمودند. در سال ۱۹۷۳ آلیاژ جدیدی از نایوبیوم – ژرمانیوم (Nb3Ge) با دمای بحرانی K˚ ۳/۲۳ تهیه شد]۵۹ و ۶۰[.
گایور و جوزفسون در سال ۱۹۷۴ جایزه نوبل را به خود اختصاص دادند، پیش بینی جوزفسون که بعدها به پدیده تونل زنی جوزفسون و یا پیوند جوزفسون معروف شد در بسیاری از کاربردهای ابررسانایی مورد استفاده واقع شده است.
۷۵ سال بعد از کشف اونس، در سال ۱۹۸۶ مولر و بدنورز برای رسیدن به دمای گذار بالاتر، مواد سرامیکی اکسیدهای فلزی[۹۸] را مورد بررسی قرار دادند و با کشف یک ترکیب سرامیکی با ساختار La – Ba – Cu – O در دمای بسیار بالاتر از نقطه جوش هلیوم، یعنی در دمای K˚ ۳۵، همان پدیده را در اجسامی به نام ابررساناهای سرامیکی مشاهده نمودند]۶۱[.
یک سال بعد، پل چو[۹۹] پدیده مزبور را در نوع تغیر یافته ای از همان سرامیک (Y1Ba2Cu3O7) اما در دمایK˚ ۹۳ مشاهده نمود. دمای مزبور بیشتر از دمای نقطه جوش ازت مایع یعنی K˚ ۷۷ است. در سال ۱۹۸۷ نیز جایزه نوبل فیزیک به آنها بخاطر کشف خانواده جدید مواد ابررسانا تعلق گرفت]۶۲[.
در سالهای ۱۹۸۸ و ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴ ترکیبات جدید ابررسانایی با دماهای بحرانی جدید کشف شدند. در سال ۱۹۹۸ با اضافه کردن نقره به ابررساناهای سرامیکی با دمای بحرانی بالا، تهیه سیمهای انعطاف پذیر با پوشش نقره امکان پذیر و بزودی جایگزین کابلهای مسی، به منظور انتقال برق خواهند شد.
نینگ لو[۱۰۰] و الکسی بذریادین[۱۰۱] از دانشگاه هاروارد، در سال ۱۹۹۹ سیمی بسیار ظریف از مواد ابررسانا ساختند. ضخامت این سیم که باریکترین سیم موجود در جهان می باشد کمتر از ۱۰ نانومتر (ضخامت حدود ۲۰ اتم) است. پیش بینی می شود که تولید چنین سیم هایی، سرآغازی برای جایگزین شدن صنعت نانوالکتریک به جای میکروالکترونیک خواهد بود. علاوه بر این موارد، مرور تاریخی جالبی از پدیده ابررسانایی توسط کازیمیر[۱۰۲] ارائه شده است]۶۳[.
با شروع سال ۲۰۰۰ تلاش پژوهشگران و نیز سرمایه گذاری دولتها و شرکتهای خصوصی برای اجرای طرحهای ابررسانایی بازهم افزایش یافته است، بویژه در ارتباط با ساخت کابل های ابررسانایی، مبدل های برق و موتورهای الکتریکی ابررسانایی فعالیت های زیادی در حال انجام است.
۲-۴- ابررساناها و خواص آنها
هنگامی که برخی فلزات و آلیاژها را تا دمای بسیار پایینی که غالبا در گستره دمای هلیوم مایع است سرد کنیم، مقاومت ویژه الکتریکی آنها در دمای بحرانی بطور ناگهانی صفر می شود، دمای گذار تا حدودی به درجه خلوص شیمیایی و نیز کامل بودن متالوژیکی نمونه بستگی دارد. در واقع ناهمگنی های شبکه بلوری و ناخالصی آن، باعث افزایش پهنای گذار بین حالت عادی و ابررسانایی می شود]۸[.
بیش از ۲۰ عنصر فلزی از عناصر جدول تناوبی (جدول۲-۱) می توانند خاصیت ابررسانایی از خود نشان دهن. نیمرساناهایی نیز وجود دارند که در شرایط مناسب ابررسانا می شوند.
جدول ۲-۱- عناصر ابررسانای جدول مندلیف
تعدادی از عناصر خالص نظیر Eu، Si، Cr وLi فقط وقتی بصورت لایه نازک تهیه می شوند ابررسانا بوده و حال آنکه بعضی از لایه های نازک وقتی با ذرات پر انرژی نظیر α بمباران می شوند تبدیل به ابررسانامی گردند، نظیر Pb ]۶۴[.محلول رقیق شده بعضی از عناصر مانند Au، Ag، Cu، In، Al و Gd نیز خاصیت ابررسانایی دارند]۶۵[.تعداد زیادی از عناصر مانند As، Ge، P و Si و تعدادی از فلزات مانند Ba، Cs و Y تحت فشار تبدیل به ابررسانا می شوند. عناصر فلزی واسطه نظیر Ga، Ni، Fe و Co که دارای اربیتال ناکامل d یا f هستند، تبدیل به ابررسانا نمی شوند. بیشتر فلزات خالص در دماهای بسیار پایین تبدیل به ابررسانا می شوند و دمای گذار برای آنها کمتر از K˚ ۱۰ است. با ناخالص کردن بعضی از فلزات خالص نظیر مولیبدنیم و ایریدیم می توان از گذار آنها به فاز ابررسانایی در دماهای پایین جلوگیری نمود، از طرف دیگر وارد کردن ناخالصی در یک عنصر سبب پهن شدن گستره دامیی شود که جسم در آن دما از حالت عادی به حالت ابررسانایی می رسد.
یک ماده ابررسانا خواص بسیاری داردکه در این قسمت به سه موارد مهم آنها اشاره می کنیم:
۱- یک جسم ابررسانا بگونه ای عمل می کند که گویی هیچ مقاومت الکتریکی DC ندارد. اونس آزمایشهایی ترتیب داد که بعضی از این آزمایشها دو سال ونیم طول کشید و افتی در جریان مشاهده نشد. لذا در غیاب میدان خارجی در جریان هایی که در یک ابررسانا برقرار می شوند هیچ گونه افتی مشاهده نمی شوند. مقاومت صفر و توانایی عبور چگالی جریان بالا در زمینه تولید و انتقال انرژی تاثیر بسزایی دارد]۴۷[.
۲- یک ابررسانا مانند یک دیامغناطیس[۱۰۳] کامل عمل می کند. در نمونه ای که در تعادل گرمایی است، به شرط آنکه شدت میدان مغناطیسی خارجی کم باشد مطابق شکل (۲-۱) جریانهای سطحی بوجود می آیند که این جریانها از نفوذ میدان مغناطیسی به داخل نمونه جلوگیری می کنند]۶۶[. پدیده رانش میدان مغناطیسی توسط ابررسانا را اثر مایسنر - اوکسنفلد[۱۰۴] گویند. این اثر دلیل دیگری است که می توان بر اساس آن، پدیده ابررسانایی را یک گذار فاز در نظر گرفت . باید توجه داشت که پدیده طرد کامل شار، یک مفهوم ایده آل است. زیرا شار مغناطیسی در لایه نازکی در سطح ابررسانا و تا عمقی به نام عمق نفوذ[۱۰۵] پیش می رود. عمق نفوذ (λ) فاصله ایست که در آن میدان به e̸ ۱ مقدار اولیه اش در سطح جسم کاهش می یابد و تابع دما بوده و با افزایش مقدار آن افزایش می یابد.در دمای T=Tc عمق نفوذ برابر ∞ است و ابررسانا تبدیل به یک جسم عادی می شود و میدان مغناطیسی کاملا به داخل آن نفوذ می کند]۶۷[. یکی از توضیحاتی که در مورد دلیل وقوع پدیده مایسنر داده می شود، معادله لندن () است که پیش گویی می کند جدا از میدان موجود در سطح، میدان مغناطیسی در داخل ابررسانا بصورت تابع نمایی کاهش می یابد و در فاصله حدود ۲۰ تا ۴۰ نانومتری (λ) به صفر می رسد. اثر مایسنر در میدان های مغناطیسی بزرگ دیده نمی شود]۴۸[.

شکل -۲-۱- ابررسانا در میدان خارجی، جریانهای پوششی و میدان مغناطیسی حاصل از آنها
۳- رفتار الکترونهای فلزی بگونه ای است که یک گاف انرژی با پهنای Δ۲ حول انرژی فرمی بوجود می آورند. یک الکترون با انرژی ε از یک ابررسانا می تواند برانگیخته شود. گاف انرژی با کاهش دما تا مقدار بیشینه اش در دمای صفر افزایش می یابد]۷[.
علاوه بر موارد اشاره شده، هدایت گرمایی فلزات نیز در شرایط عادی و ابررسانایی متفاوت است. در حالت ابررسانایی الکترونها هیچ برخوردی با شبکه بصورت تبادل انرژی نخواهند داشت ونمی توانند گرما را بسوی دیگر منتقل کنند در نتیجه اگر فلزی به حالت ابررسانایی برود هدایت گرمایی کاهش پیدا می کند. خاصیت تونل زنی نیز از خواص ابررساناهاست که به انتقال جریان الکتریکی از یک ابررسانا به ابررسانای دیگر درصورتیکه نزدیک هم باشند گفته می شود، این انتقال انرژی درصورتی است که ولتاژِ وجود ندارد ولی به میدان مغناطیسی وابسته است.
شروط لازم برای تحقیق یک ابررسانا عبارتند از: مقاومت الکتریکی صفر و ایجاد خاصیت دیا مغناطیسی در ماده.حال آنکه در مورد یک رسانای کامل، نفوذ خطوط مغناطیسی به نحوه گذار جسم از حالت عادی به حالت رسانش کامل بستگی دارد.
امروزه از مواد ابررسانا به وفور در صنعت و تکنولوژی استفاده می شود. مهمترین مشخصه و عامل استفاده از این مواد داشتن چگالی جریانهای زیاد در دماهای کمتر از دمای بحرانی آنهاست. تحقیقات برروی مواد ابررسانا عمدتا حول سه محور: ۱- افزایش دمای بحرانی[۱۰۶] ۲- بالا بردن چگالی جریانهای بحرانی[۱۰۷] ۳- بررسی و استفاده از خواص مغناطیسی، آنها استوار است.
۲-۴-۱- گاف انرژی

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : پژوهش های پیشین درباره :بررسی رابطه بین مسؤولیت پذیری ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

جمع به تفکیک مقطع

۳۸

۲۴۰

۲

۵۹

-

منبع: واحد آماری دانشگاه علوم پزشکی همدان
. تعداد کل ۳۶۹ N=
. نفر مرد ۲۳۷ = ۱N
نفرزن ۱۳۲ = ۲N
۴-۳٫ حجم نمونه و روش نمونه گیری
با توجه به اینکه دست­یابی به کلیه افراد جامعه آماری برای انجام پژوهش تقریباً قدری مشکل، وقت­گیر و زمان زیادی را می­طلبد، لذا از شیوه نمونه گیری استفاده گردید (دانایی­فر و همکاران، ۳۲:۱۳۹۲). نمونه گیری، انتخاب تعدادی از افراد، حوادث و اشیای از یک جامعه به عنوان نماینده آن، تعریف شده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

برای برآورد حجم نمونه کارکنان از فرمول کوکران استفاده گردیده است. با در نظر گرفتن پیش برآورد واریانس بر اساس پرسش­نامه­ های پژوهش حجم نمونه ۱۹۰ نفر محاسبه و برای انتخاب نمونه بین اعضای هیآت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان از روش تصادفی طبقه­ای نسبی استفاده شده است. زیرا در این پژوهش جامعه آماری شامل چندین دانشکده است. این نمونه گیری وقتی به کار می­رود که جامعه آماری دارای ساخت متجانس باشد. در چنین مواردی باید جامعه به طبقاتی تقسیم شود که هریک از آن­ها دارای ساخت متجانس باشند. و سپس از هر طبقه به طور تصادفی یک نمونه انتخاب شود. تعداد نمونه در هر طبقه به اندازه نسبت آن طبقه در کل جامعه آماری انتخاب می­ شود(دلاور، ۱۲۰:۱۳۸۸). جدول (۲-۳) تعداد نمونه آماری پژوهش را به تفکیک دانشکده و برحسب جنسیت نشان می­دهد.
برآورد حجم نمونه در دانشگاه علوم پزشکی همدان براساس فرمول کوکران
فرمول کوکران 
N= حجم جامعه آماری
n = حجم نمونه آماری
Tیا z = درصد خطای معیار ضریب اطمینان قابل‌قبول
P = نسبتی از جمعیت فاقد صفت معین (مثلاً جمعیت مردان)
q = (1-p) نسبتی از جمعیت فاقد صفت معین (مثلاً جمعیت زنان)
d= درجه اطمینان یا دقت احتمالی مطلوب (مقدار خطای مجاز)
= N 369 کل جامعه آماری
=n 188کل نمونه آماری
n
برای برآورد تعداد نمونه از واحدهای دانشگاه علوم پزشکی همدان از فرمول اختصاصی متناسب استفاده شد. برای این مننظور جامعه برحسب طبقات تقسیم شده است و سپس به‌طور متناسب برحسب نسبت افراد هر طبقه به‌کل جامعه، تعداد نمونه هر طبقه مشخص ­گردید (سرمد و همکاران،۳۸۹:۱۳۸۳). تعداد و نمونه آماری از هر دانشکده در جدول (۳-۳) نشان داده شده است.
فرمول اختصاصی متناسب
N= کل جامعه آماری
n= تعداد کل نمونه
۱N= توزیع فراوانی جامعه آماری به تفکیک هر طبقه
حجم نمونه در دانشکده پزشکی
حجم نمونه در دانشکده پیرا پزشکی
حجم نمونه در دانشکده پرستاری و مامایی   حجم نمونه در دندان پزشکی
حجم نمونه در دانشکده بهداشت  حجم نمونه در دانشکده دارو سازی .  حجم نمونه در دانشکده توانبخشی

جدول (۲- ۳) توزیع حجم نمونه پژوهش به تفکیک دانشکده ها و جنسیت اعضای هیأت علمی در دانشگاه علوم پزشکی همدان در سال تحصیلی ۹۴-۹۳

زن

مرد

تعداد اعضای هیآت علمی

متغیرها
دانشکده

نظر دهید »
مقطع کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد در مورد احتضار و حقیقت ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۵-۱-۱-۱ نظر جناب صدرالمتألهین در مسأله ترس از مرگ
جناب صدرالحکماء و المتألهین به مسأله ترس از مرگ پرداخته است لیکن شوق به مرگ را به آن صورت که در مقام مقایسه با خوف باشد، مورد عنایت قرار نداده است. ایشان علت ترس از مرگ را در جایی (جلد هفتم اسفار) به سه مورد و در جای دیگر (مبدأ و معاد و جلد نهم اسفار) به دو مورد تقسیم می نمایند.
۵-۱-۱-۱-۱ بیان علل سه گانه خوف از مرگ
ایشان در جلد هفتم اسفار مطلب با طرح سوالی آغاز می نمایند، به این صورت که علت میل به بقا و کراهت از موت در حیوانات چیست؟ در ادامه برای پاسخ به این سوال سه علت را ذکر می نمایند:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

یکم: باقی ابدی بودن علت العلل
حیات شبیه به جاودانگی و بقاست و مرگ شبیه نابودی و فناست، به جهت دیگر، بقا محبوب و در مقابل فنا مورد کراهت و ناپسند است. و این به این دلیل است که بقا قرین وجود و فنا قرین و همراه عدم است و البته وجود و عدم با یکدیگر رابطه تقابل دارند.
حال چون خداوند عز و جل علت موجودات است و خود باقی ابدی است، بنابراین، تمامی موجودات که معالیل خداوند هستند نیز علاقه مند به بقا می شوند، چون بقا صفت علت آن هاست و معلول، علت و صفاتش را دوست دارد و مشتاق اوست و خود را شبیه او می نماید.
به همین دلیل فلاسفه و حکماء گفته اند که ذات واجب الوجود، همان معشوق اول است که سائر مخلوقات و موجودات به او اشتیاق دارند.
دوم: درد و رنج ناشی از مرگ
ایشان به اختصار دلیل دوم ترس از مرگ را، کراهت از درد، رنج، تألم ناشی از مفارقت نفس از بدن می دانند. (البته در یک تقسیم بندی دیگر در علت غایی ترس از مرگ مفصلا این مورد را توضیح می دهند که مانیز بدان اشاره خواهیم کرد)[۵۶۶]
سوم: جهل به تجرد نفس
به عقیده صدرالمتألهین اکثر نفوس به اینکه وجوداتی غیر از جسم هستند، جاهل اند.[۵۶۷]
۵-۱-۱-۱-۲ تقسیم بندی دیگری بر علل ترس از مرگ
در یک تقسیم بندی دیگر جناب صدرالحکماء، به طور کلی علل ترس از مرگ را به دو دسته علت فاعلی و علت غایی تقسیم می کند. ایشان در کتاب مبدأ و معاد و همینطور در جلد نهم کتاب شریف اسفار این مطلب را توضیح می دهند.
ایشان می فرماید خداوند موجودات را بر حب بقا خلق کرد و این امر را در فطرت ایشان قرار داد، چرا که طبیعت وجود خیر محض و نور صرف است و بقاء آن هم خیر و نور است؛ از طرفی هرآنچه در این عالم موجود است غایتی دارد و به سوی امری در حرکت است.
پس بدان که حب به بقا و کراهت از مرگ برای نفوس ناشی از همین خلقت فطرت اوست، چراکه چطور ممکن است همه عالم و ماسوی الله به سوی خیر محض و بقاء ابد حرکت کنند، اما وجود نفس که اکمل و اعظم واشرف مخلوقات است، چنین نباشد.
و اما اینکه چطور ممکن است درحالیکه نفس به طور جبلی و فطری رو به سوی عالم بالا داشته و حب بقا دارد، از مرگ بهراسد و آن را امری کراهت آور بپندارد. علت این امر را جناب صدرا اینگونه بیان می کنند:
۵-۱-۱-۱-۲-۱ علت فاعلی:
«اولین نشئه از نشئات وجودی انسان، نشئه طبیعی است، و تا زمانی که به بدن تعلق دارد، نشئه دنیایی در نفس اثر دارد و احکام طبیعی بدن بر او جاری می شود. به همین دلیل هر آنچه بدن مادی و طبی اش را متألم کند مورد آزار و اذیت او نیز هست؛ و هر آنچه موجبات راحتی بدن را فراهم کند، برای نفس نیز مایه تلذذ است.
بنابراین، ترس انسان از مرگ بجهت نابودی بدن مادی اوست و به همبن دلیل شدت کراهت از مرگ در نفوس متفاوت از یکدیگر می باشد و این امر به میزان وابستگی نفس به بدن طبیعی بسته است، به طوری که به هر میزان که نفس تعلقات دنیویه اش کم شده باشد به همان میان کراهتش از موت کم می شود. همچنان که کسی که عمر خویش را کرده و به مرگ طبیعی از دنیا می رود دیگر کراهتی از مرگ ندارد.
۵-۱-۱-۱-۲-۲ علت غایی:
صدرالمتألهین مسأله ترس و کراهت نسبت به مرگ را امری ضروری برای محافظت از حیات بدن مادی و طبیعی می داند و متذکر می شود که بدن برای نفس به منزله مرکب است و او را برای سفر به سوی امر آخرتش یاری می رساند، به همین جهت، برای اینکه نفس بتواند به حد کمال خود برسد و همه مراتب علمی و عملی را به سوی استکمالش طی نماید، باید از این بدن طبیعی، صیانت کند. بنابراین خدای تعالی به وسیله ایجاد حالت درد و ألم و رنج در نفوس و همچنین کراهت نسبت به هرآنچه حیات بدن را خطر می اندازد، بدن طبیعی را از هرگونه بلا و آفات وارده محافظت نموده است. چراکه ابدان مادی از خود شعور و درک و البته قدرتی نیز بر دفع ضرر ندارند.
پس اگر این ألم و درد و رنج و حالت کراهت از مرگ و نابودی در نفوس نسبت به ابدان نباشد، نفوس بی هیچ توجهی مرکب خویش را به دست نابودی می سپردند؛ قبل از اینکه أجلشان برسد و کمال برزخیه خود را کسب کرده باشند. و این با مصلحت و حکمت خدای متعال منافات دارد.» [۵۶۸]
۵-۱-۱-۲ نظر حضرت امام (رحمه الله علیه) در مسأله علل خوف از مرگ
ایشان با بیان اینکه مردم در کراهت داشتن از مرگ و ترس از آن بسیار مختلف هستند و مبادی کراهت آن ها مختلف است، به بیان این مسأله می پردازند.
۵-۱-۱-۲-۱ علاقه و وابستگی به دنیا
«مَثَل ما در این دنیا، مثل درختى است که ریشه به زمین بند نموده؛ هر چه نورس باشد، زودتر و سهل تر ریشه آن بیرون آید. و فى المثل اگر درخت احساس درد و سختى مى‏کرد، هر چه ریشه آن کمتر و سست‏تر بود، درد و سختى کمتر بود. نونهالى را که تازه پنجه به زمین بند کرده، با زور کمى تمام ریشه‏اش بى‏زحمت و فشار بیرون آید، ولى چون سالها بر آن گذشت، و ریشه‏هاى آن در اعماق زمین فرو رفت، و ریشه‏هاى اصلى و فرعى آن در باطن ارض پنجه افکند و محکم شد، در بیرون آوردن آن محتاج به تیشه و تبر شوند تا ریشه‏هاى او را قطع کنند و درهم شکنند. اکنون اگر درخت، احساس درد مى‏کرد در این کندن، بین این دو چقدر فرق بود!
ریشه حبّ دنیا و نفس- که به منزله ریشه اصلى است- و فروع آنها از حرص و طمع و حبّ زن و فرزند و مال و جاه و امثال آن تا در نفس، نورس و نو نهال است، اگر انسان را بخواهند از آنها جدا کنند و ببرند، زحمتى ندارد؛ نه فشار عمّال موت و ملائکه اللَّه را لازم دارد و نه فشار بر روح و روان انسانى واقع شود.
و اگر خداى نخواسته ریشه‏هاى آن در عالم طبیعت و دنیا محکم شد و پهن گردید و بسط پیدا کرد، بسط آن چون بسط ریشه درخت نیست، بلکه در تمام عالم طبیعت ریشه مى‏دواند.
درخت هر چه بزرگ شود، چند مترى بیشتر از زمین را فرا نگیرد و ریشه‏ ندواند، ولى درخت حبّ دنیا به تمام پهنا در عالم طبیعت- در ظاهر و باطن- ریشه افکند و تمام عالم را در تحت حیازت بیرون آورده، و لهذا از بُن کندن این درخت را، به سلامت ممکن نیست‏.[۵۶۹]
بدان که انسان چون ولیده همین عالم طبیعت است و مادر او همین دنیاست و اولاد این آب و خاک است، حب این دنیا در قلبش از اول نشو و نما مغروس است، و هر چه بزرگتر شود، این محبت در دل او نمو مى‏کند. و به واسطه این قواى شهویه و آلات التذاذیه که خداوند به او مرحمت فرموده براى حفظ شخص و نوع، محبت او روز افزون شود و دلبستگى او رو به ازدیاد گذارد.
و چون این عالم را محل التذاذات و تعیشات خود مى‏پندارد و مردن را اسباب انقطاع از آنها مى‏داند، و اگر به حسب برهان حکما یا اخبار انبیا، صلوات اللّه علیهم، عقیده‏مند به عالم آخرت شده باشد و به کیفیات و حیات و کمالات آن، قلبش باز از آن بیخبر است و قبول ننموده، چه رسد به آنکه به مقام اطمینان رسیده باشد، لهذا حبش به این عالم خیلى زیاد مى‏شود. و به همین میزان، انقطاع از این محبوب، سبب ألم و دلکندن از این مادر موجب اندوه خواهد بود.» [۵۷۰]
۵-۱-۱-۲-۲ حب بقا و تنفر از فنا
«کراهت ما از مردن و خوف ما ناقصان از آن، براى این است که انسان به حسب فطرت خدا داد و جبلّت اصلى، حبّ بقا و حیات دارد [و] متنفر است از فنا و ممات. و این متعلق است به بقاى مطلق و حیات دائمى سرمدى، یعنى، بقایى که در آن فنا نباشد و حیاتى که در آن زوال نباشد. و چون در فطرت انسان این حبّ است و آن تنفر، آنچه را که تشخیص بقادر آن داد و آن عالمى را که عالم حیات دانست، حبّ و عشق به آن پیدا مى‏کند، و از عالم مقابل آن متنفر مى‏شود.
به عبارت دیگر چون فطرتا انسان حب بقاء دارد و از فنا و زوال متنفر و گریزان است، و مردن را فنا گمان مى‏کند، گر چه عقلش هم تصدیق کند که این عالم دار فنا و گذرگاه است و آن عالم باقى و سرمدى است، ولى عمده ورود در قلب است، بلکه مرتبه کمال آن اطمینان است، چنانچه حضرت إبراهیم خلیل الرحمن، علیه السلام، از حق تعالى مرتبه اطمینان را طلب کرد و به او مرحمت گردید.[۵۷۱]
چون ما ایمان به عالم آخرت نداریم و قلوب ما مطمئن به حیات ازلى و بقاى سرمدى آن عالم نمى‏باشد، از این جهت علاقمند به این عالم و گریزان از موت هستیم به حسب آن فطرت و جبلّت. و البته ادراک و تصدیق عقلى غیر از ایمان و طمأنینه قلبى است. ماها ادراک عقلى یا تصدیق تعبدى داریم به اینکه موت- که عبارت از انتقال از نشئه نازله مظلمه ملکیه است به عالم دیگر که عالم حیات دایمى نورانى و نشئه باقیه عالیه ملکوتیه است- حقّ است، اما قلوب ما از این معرفت حظى ندارد و دلهاى ما از آن بیخبر است.
بلکه قلوب ما اخلاد به ارض طبیعت و نشئه ملکیه دارد و حیات را عبارت از همین حیات نازل حیوانى ملکى مى‏داند، و براى عالم دیگر که عالم آخرت و دار حیوان است حیات و بقایى قائل نیست. از این جهت، رکون و اعتماد به این عالم داریم و از آن عالم فرارى و خائف و متنفر هستیم. این همه بدبختی هاى ما براى نقص ایمان و عدم اطمینان است. اگر آن طورى که به زندگانى دنیا و عیش آن اطمینان داریم و مؤمن به حیات و بقاى این عالم هستیم، به قدر عشر آن به عالم آخرت و حیات جاویدان ابدى ایمان داشتیم، بیشتر دل ما متعلق به آن بود و علاقمند به آن بودیم و قدرى در صدد اصلاح راه آن و تعمیر آن بر مى‏آمدیم، ولى افسوس که سرچشمه ایمان ما آب ندارد و بنیان یقین ما بر آب است، ناچار خوف ما از مرگ از فنا و زوال است. و علاج قطعى منحصر آن وارد کردن ایمان است در قلب به فکر و ذکر نافع و علم و عمل صالح.
پس چون قلوب یا ایمان به آخرت ندارند، مثل قلوب ما گر چه تصدیق عقلى داریم، یا اطمینان ندارند، حب بقاء در این عالم را دارند و از مرگ و خروج از این نشئه گریزان‏اند. و اگر قلوب مطلع شوند که این عالم دنیا پست‏ترین عوالم است و دار فنا و زوال و تصرم و تغیر است و عالم هلاک و نقص است، و عوالم دیگر که بعد از موت است هر یک باقى و ابدى و دار کمال و ثبات و حیات و بهجت و سرور است، فطرتا حب آن عالم را پیدا مى‏کنند و از این عالم گریزان گردند.»[۵۷۲]
۵-۱-۱-۲-۳ عدم اعتقاد به معاد و حیات برتر
«آنها که اعتقاد به معاد ندارد تنها به فکر آبادی دنیای خویشند، از این جهت میل ندارند از محل آبادان معمور به جاى خراب منتقل شوند، و این نیز از نقص ایمان و نقصان اطمینان است، و الا با ایمان کامل ممکن نیست اشتغال به امور دنیّه دنیویه و غفلت از تعمیر آخرت.
این وحشتها و کراهت و خوفها براى نادرستى اعمال و کج رفتارى و مخالفت با مولاست، و الا اگر مثلا حساب ما درست بود و خود ما قیام به محاسبه خود کرده [بودیم‏] وحشت از حساب نداشتیم، زیرا که آنجا حساب عادلانه و محاسب عادل است، پس ترس ما از حساب از بدحسابى خود ما است و از دغل بودن و دزدى، [نه‏] از محاسبه است.»[۵۷۳]
«ایشان در این رابطه با اشاره به روایتی می فرمایند اگر یک راهى راه حق شد، انسان نباید از شهادت (مرگ) بترسد. حضرت على بن الحسین به پدر بزرگوارشان عرض مى‏کنند که ما به حق نیستیم؟ مى‏فرماید چرا، ما به حقیم. مى‏فرماید پس، از مردن نمى‏ترسیم: «لا نُبَالِى بِالمَوتِ»؛ کسى باید از مردن بترسد که خیال کند که بعد از مردن خبرى نیست، همه‏اش همین است.
اینکه عقیده‏اش این است که زندگى همین زندگانى حیوانى است و دیگر چیز دیگرى نیست، خوب، باید این چند روزى که هستش حفظش کند، و بترسد از اینکه از این دنیا برود؛ اما مسلمین، کسانى که اعتقاد به قرآن دارند، اعتقاد به اسلام دارند و براى عالم دیگرى موجودیت بالاترى قائل هستند و این زندگى اینجا را یک زندگى حیوانى مى‏دانند، زندگى انسانى در یک عالم دیگرى، بالاتر از اینجاست، این دیگر ترسى ندارد، خوفى ندارد. انسان از این محل به یک محل دیگرى منتقل مى‏شود که بهتر از اینجاست؛ بنابراین، این معنایى که در صدر اسلام هم بوده است، که اصحاب پیغمبر … استقبال شهادت مى‏کردند، براى شهادت از هم پیشى مى‏گرفتند، اصحاب حضرت امیر، حضرت سید الشهداء از شهادت استقبال مى‏کردند، پیشى مى‏گرفتند، این روى همین ایمان راسخ به این بوده است‏.[۵۷۴]
«منطق ما این است که از خدا هستیم و به سوى خدا مى‏رویم. ما که از خدا هستیم و همه چیز ما از خداست، در راه خدا داریم [عمرمان را] صرف مى‏کنیم و باکى نداریم و این طور نیست که گمان کنیم که از اینجا که رفتیم، دیگر خبرى نیست. آنها باید بترسند که قیامت را هم در همین جا خیال مى‏کنند که هست، بعثت را هم در همین جا خیال مى‏کنند و آن را بعثت امت مى‏دانند، نه بعثت انبیا و قیامت را هم منکر هستند. آنها باید بترسند که مرگ‏ حیوانى را بر مرگ انسانى ترجیح مى‏دهند.»[۵۷۵]
۵-۱-۱-۳ ترس از مرگ در قرآن

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد گونه شناسی دعا در ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ذکر آدرس دعا در دیگر منابع در صورت وجود
۲‚۴‚۲‚۱۳‚۱.کاستی ها
به صرف اینکه در یک منبع دعا به حضرت نسبت داده شده است در مجموعه آورده شده است در صورتی که در دیگر مصادر به معصوم دیگر نسبت داده شده است.[۲۳۰]
برخی از ادعیه از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است و مولف بدون هیچ دلیلی به حضرت نسبت داده است در صورتی که حضرت حتی جزء راویان دعا نبوده است.[۲۳۱]
با آنکه در دیگر منابع از معصومین دیگر نقل شده است ولی به صِرف اینکه در صحیفه علویه سماهیجی است، به حضرت نسبت داده شده است.[۲۳۲]
منابع برخی از ادعیه ذکر نشده است.[۲۳۳]
تفاوت برخی از قسمت های دعا با منبعی که دعا از آن نقل شده است.[۲۳۴]
دعا با آنکه در منابع متقدّم وجود داشته از منابع متأخر مثل بحار الانوار و نهج البلاغه ثانی نقل شده است.[۲۳۵]
به تفاوت هایی که در متن دعا در دیگر منابع وجود داشت اشاره نشده است.[۲۳۶]
آداب دعای مورد نظر ذکر نشده است.[۲۳۷] با توجه به اینکه آداب و مقدمات دعا در اجابت دعا ی تاثیر نیست، عدم ذکر آداب آسیب جدی به قابل استفاده بودن کتاب و ادعیه برای عموم زده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

خواص و فواید دعا نقل نشده است.[۲۳۸]از حضرت برای اکثر ادعیه خواص و فوایدی نقل شده است، عدم بیان این فوائد و آثار خواننده را در انتخاب دعای مورد نظر با مشکل و تردید مواجه می کند.
شأن صدرو، مقدمه و موخره دعا نقل نشده است.[۲۳۹]
عدم روال مشخص در ذکر ادعیه منقول از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم) که امیرالمومنین راوی بوده اند، گاه تمام دعا نقل می شود و گاهی به صحیفه النبویه الجامعه ارجاع داده می شود؛ گاه از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم) نام برده می شود و گاه مستقیما به امیرالمومنین نسبت داده می شود.[۲۴۰]
نویسنده در مقدمه بیان نفرموده است که منظور ایشان از « ادعیه حضرت» چیست؟ آیا ادعیه که حضرت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کنند ( به این اشکال: حضرت نقل می کنند شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در … این دعا را خواندند؛ یا اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت فرمودند این دعا را بخوان) جزء ادعیه حضرت شمرده می شود؟
در ادعیه ای که معصومان ( علیهم السلام) بعد از سید الشهداء ( صلوات الله علیه) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت می کنند یا با عبارت « عن آبائه» روایت می کنند آیا جزء ادعیه حضرت شمرده می شود؟[۲۴۱]
عدم روال مشخص در رابطه با اذکار، در صورتی که مولف اذکار را جزء، دعا می شمارد پس چرا تمام اذکار منقول و منسوب به حضرت که جوامع حدیثی نقل شده است، نیاورده و اگر جزء ادعیه نمی شمارد پس چرا آورده شده است.[۲۴۲]
این اذکار شامل: «بسمله، حولقه، تکبیر، تسبیح و …می شود.
عدم ذکرتمام نمازهای منقول از حضرت در صورتی که یکی از معانی اصلی «صلاه» دعا است.
عدم ذکر سوره ها و آیاتی که حضرت بر قضای حاجات مختلف سفارش فرمودند.
با توجه به جایگاه حضرت در میان اهل سنت، تمام ادعیه منقل و منسوب به ایشان در کتب اهل سنت نقل نشده است.
با همه مواردی که ذکر شد با توجه به جامعیت نسبی و دقت بالای مولف، بهترین منبع برای بررسی ادعیه منسوب به امیرالمومنین است.
لازم به ذکر است ادعیه، نمازها، اذکاری و … که در حین تحقیق یافت شد و در صحیفه جامعه ابطحی ذکرنشده است در صورت لزوم بدانها استشهاد خواهد شد.
فصل دوم: گونه های برون متنی
در این فصل به فضل الهی به ارائه گونه های که بر اساس شان صدور، سلسله سند، حالات داعی در ادعیه استوار شده اند خواهیم پرداخت بدیهی است با توجه به فراوانی تعداد ادعیه و حجم زیاد متون مرتبط گونه های بیشتری متناسب با دیدگاه هر شخص قابل استخراج است.
۱‚۳.گونه شناسی منشاء ادعیه
با بررسی ادعیه منسوب و منقول از حضرت از نظر منشاء صدور با دو گونه مواجه می شویم: ادعیه اخباری و ادعیه انشایی.
۱‚۱‚۳. ادعیه اخباری
ادعیه هستند که به حضرت آموخته شده است و حضرت به صراحت می فرمایند که این دعا به من آموخته شده است یا از … نقل می نمایم.
۱‚۱‚۱‚۳.ادعیه آموخته شده توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
« أَقْبَلَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع إِلَى النَّبِیِّ ص فَسَأَلَهُ شَیْئاً فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ ص یَا عَلِیُّ وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً مَا عِنْدِی قَلِیلٌ وَ لَا کَثِیرٌ وَ لَکِنِّی أُعَلِّمُکَ شَیْئاً أَتَانِی بِهِ جَبْرَئِیلُ خَلِیلِی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ هَذِهِ هَدِیَّهٌ لَکَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَکْرَمَکَ اللَّهُ بِهَا لَمْ یُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَکَ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ وَ هِیَ تِسْعَهَ عَشَرَ حَرْفاً لَا یَدْعُو بِهِنَّ مَلْهُوفٌ وَ لَا مَکْرُوبٌ وَ لَا مَحْزُونٌ وَ لَا مَغْمُومٌ وَ لَا عِنْدَ سَرَقٍ وَ لَا حَرَقٍ وَ لَا یَقُولُهُنَّ عَبْدٌ یَخَافُ سُلْطَاناً إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ وَ هِیَ تِسْعَهَ عَشَرَ حَرْفاً أَرْبَعَهٌ مِنْهَا مَکْتُوبَهٌ عَلَى جَبْهَهِ إِسْرَافِیلَ وَ أَرْبَعَهٌ مِنْهَا مَکْتُوبَهٌ عَلَى جَبْهَهِ مِیکَائِیلَ وَ أَرْبَعَهٌ مِنْهَا مَکْتُوبَهٌ حَوْلَ الْعَرْشِ وَ أَرْبَعَهٌ مِنْهَا مَکْتُوبَهٌ عَلَى جَبْهَهِ جَبْرَئِیلَ وَ ثَلَاثَهٌ مِنْهَا حَیْثُ شَاءَ اللَّهُ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع کَیْفَ نَدْعُو بِهِنَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ قُلْ یَا عِمَادَ مَنْ لَا عِمَادَ لَهُ وَ یَا ذُخْرَ مَنْ لَا ذُخْرَ لَهُ وَ…»[۲۴۳]، « أَ لَا أُعَلِّمُکَ دُعَاءً عَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص»[۲۴۴]،« عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ‏ حَبِیبِی رَسُولُ اللَّهِ ص أَمَرَنِی أَنْ أَدْعُوَ بِهِنَّ عِنْدَ خَتْمِ الْقُرْآنِ»[۲۴۵]، « هِیَ أَنَّ النَّبِیَّ ص رَأَى فِی بَاطِنِ جَنَاحِ جَبْرَئِیلَ ع الدُّعَاءَ فَعَلَّمَهُ عَلِیّاً ع وَ الْعَبَّاسَ وَ قَالَ یَا عَلِیُّ یَا خَیْرُ بَنِی هَاشِمٍ یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ سَلُوا رَبَّکُمْ بِهَؤُلَاءِ الْکَلِمَاتِ فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ…»[۲۴۶]، «حرز یمانی: فَقَالَ مَوْلَانَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ وَ لَقَدْ عَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ مَا اسْتَعْسَرَ عَلَیَّ أَمْرٌ إِلَّا اسْتَیْسَرَ بِه‏»[۲۴۷]، دعای مشلول، دعای صباح و…
۲‚۱‚۱‚۳.جبرئیل علیه السلام
دعای شب شنبه: « عَنْ عَلِیٍّ ع تَعَلَّمَهُ مِنْ جَبْرَئِیلَ ع حَیْثُ رَآهُ یَدْعُو بِهِ لَیْلَهَ السَّبْتِ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ فَقَالَ النَّبِیُّ ص ذَاکَ جَبْرَئِیلُ ع یَا مَنْ عَفَى عَنِ السَّیِّئَاتِ فَلَمْ‏ یُجَازِ بِهَا ارْحَمْ عَبْدَکَ یَا اللَّهُ نَفْسِی نَفْسِی ارْحَمْ عَبْدَکَ»[۲۴۸]، « یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ قَدْ رَأَیْتُ مَوْقِفَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع مُنْذُ اللَّیْلَهِ وَ أَهْدَیْتُ لَهُ مِنْ‏ مَکْنُونِ عِلْمِی»[۲۴۹]
۳‚۱‚۱‚۳.حضرت خضر علیه السلام
«َانْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ: رَأَیْتُ الْخَضِرَ ع فِی الْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَیْلَهٍ فَقُلْتُ لَهُ عَلِّمْنِی‏ شَیْئاً أُنْصَرْ بِهِ عَلَى الْأَعْدَاءِ فَقَالَ قُلْ یَا هُوَ یَا مَنْ لَا هُوَ إِلَّا هُوَ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ لِی یَا عَلِیُّ عُلِّمْتَ الِاسْمَ الْأَعْظَمَ.»[۲۵۰]، « عَنْ مُحَمَّدِ ابْنِ الْحَنَفِیَّهِ عَلَیْهِ الرَّحْمَهُ قَالَ‏ بَیْنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع یَطُوفُ بِالْبَیْتِ إِذَا رَجُلٌ مُتَعَلِّقٌ بِالْأَسْتَارِ وَ هُوَ یَقُولُ یَا مَنْ لَا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ یَا مَنْ لَا یُغَلِّطُهُ السَّائِلُونَ‏ یَا مَنْ لَا یُبْرِمُهُ‏ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ- أَذِقْنِی بَرْدَ عَفْوِکَ وَ حَلَاوَهَ رَحْمَتِکَ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع هَذَا دُعَاؤُکَ- قَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ قَدْ سَمِعْتَهُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَادْعُ بِهِ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلَاهٍ- فَوَ اللَّهِ مَا یَدْعُو بِهِ أَحَدٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی أَدْبَارِ الصَّلَاهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ کَانَتْ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ وَ قَطْرِهَا وَ حَصْبَاءِ الْأَرْضِ وَ ثَرَاهَا فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّ عِلْمَ ذَلِکَ عِنْدِی وَ اللَّهُ وَاسِعٌ کَرِیمٌ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ هُوَ الْخَضِرُ ع صَدَقْتَ وَ اللَّهِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ‏ وَ فَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ‏ »[۲۵۱]، دعای کمیل: « قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ کُنْتُ جَالِساً مَعَ مَوْلَایَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی مَسْجِدِ الْبَصْرَهِ وَ مَعَهُ جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ بَعْضُهُمْ مَا مَعْنَى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ قَالَ ع لَیْلَهُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ الَّذِی نَفْسُ عَلِیٍّ بِیَدِهِ إِنَّهُ مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ جَمِیعُ مَا یَجْرِی عَلَیْهِ مِنْ خَیْرٍ وَ شَرٍّ مَقْسُومٍ لَهُ فِی لَیْلَهِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ- إِلَى آخِرِ السَّنَهِ فِی مِثْلِ تِلْکَ اللَّیْلَهِ الْمُقْبِلَهِ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ یُحْیِیهَا وَ یَدْعُو بِدُعَاءِ الْخَضِرِ ع إِلَّا أُجِیبَ [لَهُ‏]…»[۲۵۲]
۲‚۱‚۳.ادعیه انشائی
ادعیه ای که با مراجعه به منابع نقل روایت این نکته ذکر نشده است که این دعا به حضرت آموخته شده است یا اینکه ائمه پس از امیرالمومنین (صلوات الله علیه) بیان فرموده اند که این دعا به حضرت آموخته شده است؛ و از منشآت حضرت است که غالب ادعیه حضرت بدین شکل است.
۲‚۳.گونه شناسی مخاطب دعا
لطائف و اسرارى که در ادعیه استفاده مى‏شود در روایات دیده نمى‏شود به این علت که در روایات با مردم بکنه عقل خودشان با آنها سخن نگفتند بلکه بقدر عقول آنان با آنان تکلم مى‏کردند اما با خداوند متعال بکنه عقل خودشان مناجات و دعا داشتند .[۲۵۳]
راویان و اصحاب معصومین ( علیهم السلام) همه در یک حد و اندازه از لحاظ فهم و سعه صدر و گنجایش نبوده اند و روایت هر کس از معصوم علیه السلام نشان دهنده جایگاه و سطح معرفتی اوست و عده کمی از اصحاب محرم سرِّ معصومین بودند. امام صادق علیه السلام‏:
« اعرفوا منازل شیعتنا على قدر روایتهم عنّا و فهمهم منّا»[۲۵۴]، «اعرفوا منازل الناس منّا على قدر روایتهم عنّا»[۲۵۵]، « اعرفوا منازل شیعتنا على قدر روایتهم عنّا و درایتهم منّا»[۲۵۶]و …
امیرالمومنین علیه افضل الصلوات:
« یَا کُمَیْلُ إِذَاعَهُ سِرِّ آلِ مُحَمَّدٍ ص لَا یَقْبَلُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْهَا وَ لَا یَحْتَمِلُ أَحَداً عَلَیْهَا یَا کُمَیْلُ وَ مَا قَالُوهُ لَکَ مُطْلَقاً فَلَا تُعْلِمْهُ إِلَّا مُؤْمِناً مُوَفَّقاً یَا کُمَیْلُ لَا تُعْلِمُوا الْکَافِرِینَ مِنْ أَخْبَارِنَا فَیَزِیدُوا عَلَیْهَا فَیَبْدُوکُمْ بِهَا إِلَى یَوْمِ یُعَاقَبُونَ عَلَیْهَا»[۲۵۷].
با بررسی روایان ادعیه حضرت می بینیم که برخی برای مسائل عادی درخواست دعا کرده اند، برخی برای مسائل معرفتی، برخی ناظر مناجات حضرت با قاضی الحاجات بوده اند، برخی روای ادعیه نهانی و سرِّ حضرت بوده اند و …
در زمان گذشته به علت عدم دسترس بودن کتب و کاغذ، کتاب در دسترس علما و اندیشمندان بود و مردم برای رفع مسائل فقهی، معرفتی و مشکلات زندگی خود به عالمان محل زندگی مراجعه می نمودند و عالم با توجه به شناختی (ظاهری و باطنی)که از افراد داشت پاسخگوی سوالات و راهنمای مشکلاتشان بود و از روایات راهکار ارائه می نمود.[۲۵۸]
ولی در حال حاضر بخاطر گسترش صنعت چاپ و در دسترس بودن کتابها مردم عادی به منابع حدیثی (اعم از روایی و دعایی) دسترسی دارند و با مراجعه مستقیم به کتابهای مربوطه در پی حل مسائل و مشکلاتشان هستند در صورتی که برخی روایات از نظر سندی دارای مشکل هستند، برخی در شرایط تقیه صادر شده است، برخی روایات عام و خاص هستند، معانی واژگان با معنی امروزی متفاوت است، برخی روایات با هم و برخی با آیات قرآن در تعارض هستند و … و لازم است عالم به کتاب و سنت، لغت، تاریخ، فقه، عرفان و … معارف اسلامی را ارائه نماید.
با بررسی ادعیه می بینیم از معصومین علیه السلام برای یک موضوع مثلا توسعه رزق ادعیه متفاوتی نقل شده است حتی از یک معصوم در این موضوع روایات گوناگون نقل شده است؛ آیا یکی از دلایل این تنوع آن نیست که معصوم علیه السلام متناسب با سطح معرفتی و گنجایش شخص به او دعایی آموزش داده اند؟ برخی از ادعیه رزق ناظر به استغفار و غفران الهی است و معصوم به آیات قرآن مجید استشهاد کرده است، برخی ناضر به فضل و رحمت الهی است، برخی ناظر به وهابیت الهی است، برخی ناظر به سنن الهی و افعال الهی است مثل رازق بودن طفل صغیر و روزی دهنده حیوانات و گیاهان و …
آیت‌الله بهجت (ره) می‌فرمود:
« در حاشیه مفاتیح آورده است که برای زیارت اهل‌بیت (ع) در عالم رؤیا برای افراد مختلف، ادعیه‌ی متفاوتی را یاد داده‌اند. این نشان می‌دهد که برای همه، یک نسخه نتیجه نمی‌دهد». ایشان هم‌چنین می‌فرمود: «به اعتقاد من باید همه دعاها را خواند تا ببینیم کدام یک جواب می‌دهد. یک دعا را نخوانیم و بگوییم اثر نکرد». [۲۵۹]
نکته دیگر اینکه در مقدمه یا موخره برخی ادعیه این نکته از راوی یا معصوم علیه السلام ذکر شده است که این دعا را به … نیاموزید یا کتمان کنید.
در پایان دعای « یَا عِمَادَ مَنْ لَا عِمَادَ لَهُ وَ یَا ذُخْرَ مَنْ لَا ذُخْرَ لَه‏ و ..» روای می گوید: « لا تعلموا السفهاء ذلک‏»[۲۶۰]
در دعایی که :
« جَاءَ جَبْرَائِیلُ ع إِلَى النَّبِیِّ ص وَ مَعَهُ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ ع قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَکْرَمَکَ وَ أُمَّتَکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ بِهَذَا الْأَسْمَاءِ فَطُوبَى لَکَ وَ لِأُمَّتِکَ وَ لِمَنْ یُوَفِّقُهُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ أَنْ یَدْعُوَ بِهَذَا الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ عَظِیمٌ جَلِیلٌ وَ هُوَ مِنْ کُنُوزِ الْعَرْشِ و…» و در پایان حضرت جبرئیل ( علیه السلام) می گوید: «فَلَا تُعَلِّمْ‏ هَذَا الدُّعَاءَ إِلَّا الْخِیَارَ مِنْ أُمَّتِکَ لِأَنَّهُ جَرَى فِی حُکْمِ اللَّهِ تَعَالَى وَ عِلْمِهِ أَنْ یَسْتَجِیبَ لِمَنْ دَعَا مَرَّهً وَاحِدَهً»[۲۶۱]: این دعا را جز نیکان امتت به کسی نیاموز چون خداوند متعال در حُکم و علمش چنین مقدر کرده است که کسی یک بار آن را بخواند دعایش را اجابت کند.
در مقدمه دعای هشتم از صحیفه جامعه علویه است: « لَا تُطْلِعُوا هَذَا الدُّعَاءَ وَ التَّسْبِیحَ إِلَّا مَنِ اجْتَمَعَتْ فِیهِ خَمْسَهُ خِصَالٍ الْهُدَى وَ التُّقَى وَ الْوَرَعُ وَ الصِّیَانَهُ وَ الزُّهْدُ وَ لَا تُعَلِّمُوهَا سُفَهَاءَکُمْ: دیگران نسبت به این دعا آگاه نکنید و آن را به کم خردانتان نیاموزید»[۲۶۲].
در ابتدای جوشن کبیر این گونه آمده است:
«حُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ قَالَ‏ قَالَ أَبِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَا بُنَیَّ أَ لَا أُعَلِّمُکَ‏ سِرّاً مِنْ أَسْرَارِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ کَانَ مِنْ أَسْرَارِهِ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ… فَقَالَ جَبْرَئِیلُ یَا مُحَمَّدُ لَا تُعَلِّمْ هَذَا الدُّعَاءَ إِلَّا لِمُؤْمِنٍ یَسْتَحِقُّهُ لَا یَتَوَانَى فِی حِفْظِهِ وَ [لَا] یَسْتَهْزِئُ بِهِ … لَا تَسْمَحْ بِهَذَا الدُّعَاءِ إِلَّا لِمُؤْمِنٍ مُوَالٍ یَسْتَحِقُّهُ حَقِّی بِهِ وَ إِنْ بَذَلْتَهُ لِغَیْرِ مُسْتَحِقِّهِ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ حَقَّهُ وَ مَنْ یَسْتَهْزِئُ وَ قَالَ النَّبِیُّ ص لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع یَا عَلِیُّ عَلِّمْهُ لِأَهْلِکَ وَ وُلْدِکَ وَ حُثَّهُمْ عَلَى الدُّعَاءِ وَ التَّوَسُّلِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ بِالاعْتِرَافِ بِنِعْمَتِهِ وَ قَدْ حَرَّمْتُ عَلَیْهِمْ أَلَّا یُعَلِّمُوهُ مُشْرِکاً فَإِنَّهُ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ حَاجَهً إِلَّا أَعْطَاهُ وَ کَفَاهُ وَ وَقَاه»[۲۶۳].
نکاتی که از روایت برداشت می شود اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله کسی را بر دعای جوشن کبیر جزء امیرالمومنین علیه افضل الصلوات المصلین آگاه نکرده بود، دعای جوشن کبیر از اسرار الهی است، و از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواسته می شود دعا را فقط به کسی که دعا را سبک نمی شمارد و مسخره نمی کند و با نیت خالص و طهارت می خواند آموزش بدهد و برای دعا شانی همانند قرآن مجید قائل شده است که « یَکُونُ عَلَى طَهَارَهٍ لِأَنَّهُ‏ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» و حضرت از سید الشهداء می خواهند که دعا را به مومن ولایتمدار بیاموزند و رسول خدا صلی الله علیه و آله از حضرت می خواهند آن را به اهل و فرزندانش بیاموزند و آن را به مشرکان نیاموزند.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع :

نظر دهید »
دانلود پژوهش های پیشین درباره اوامر مولویه در فقه ...
ارسال شده در 18 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

هر حکم شرعی دارای موضوع و مناط است. موضوع حکم شرعی عبارت است از آن چیزی که حکم بر آن بار می‌شود. مراد از مناط حکم، مصلحت یا مفسده‌ای است که پشتوانه تشریع حکم است. بر فرض اگر حکم شرعی روزه این‌گونه تشریع شده باشد: «روزه بگیرید تا از سلامت برخوردار شوید» موضوع حکم، روزه است و مناط حکم، برخورداری از سلامت. اجرای هر حکم شرعی نیز ممکن است روش‌های مختلفی داشته باشد، برای نمونه نماز بنا بر شرایط و حالات مکلف، به صورت ایستاده، نشسته، خوابیده یا در حال راه رفتن خوانده می‌شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تشخیص جواز دگرگون پذیری شیوه‌های اجرای یک حکم شرعی، همواره از عهده مکلفان برنمی‌آید و در مواردی، تشخیص آن به عهده مجتهد واگذارشده؛ چنانکه شناخت موضوع احکام یا مناط آن، بر عهده فقیه است.
این، فقیه است که با بررسی منابع احکام، موضوع حقیقی آن و مناط تشریع را به دست می‌آورد و هنگام تغییر در هر یک، حکم متناسب را استنباط می‌کند. نیز گاه تعیین روش اجرایی شدن یک حکم، از اختیارات فقیه است.
بنابراین حکم شرعی به اعتبار تغییر موضوع، مناط یا شیوه اجرایی اجرای آن، امکان تغییر دارد. البته منظور از تغییر، دگرگونی حقیقی نیست؛ چرا که هیچ یک از احکام شرعی با حفظ موضوع و مناط و شرایط اجرا، تغییر نمی‌پذیرد. بلکه هرگونه تغییر در احکام شرعی برآمده از دگرگونی در یکی از ارکان یاد شده است:
۵-۱-۱٫ تغییر در موضوع: هر یک از احکام شرعی به موضوعی خاص تعلق گرفته است. گاه در حکمی شرعی، مصداقی مشخص گردیده است که با گذشت زمان یا تغییر شرایط، آن موضوع تغییر ماهیت می‌دهد.
«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ»؛[۸۲] «و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید» خداوند در این آیه دستور می‌دهد که مسلمانان اسبان خود را آماده‌سازند تا در دل دشمن ترس ایجاد شود. اسبان زین بسته یکی از ابزارهای مهم جنگی عصر نزول بود، اما امروزه با پیشرفت ادوات جنگی، موضوع این حکم به کلی تغییر یافته است، از این رو «آماده سازی ادوات جنگی» جایگزین حکم «آماده سازی اسبان زین بسته» می‌شود.
دیگر مصداق تغییر موضوع حکم، در آیه «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف‏»؛[۸۳] «و با آن‌ها به شایستگى رفتار کنید» نمود پیدا می‌کند- این آیه که دستور به نیک‌رفتاری با همسران می‌دهد- یکی از مستندات فقها در بحث نفقه زن است[۸۴].
۵-۱-۲٫ تغییر در مناط: احکام شرعی بر اساس مصالح و مفاسد واقعی تشریع شده است. گاه تغییر شرایط و دگرگونی‌های زمانی، مصالح مفاسد را دگرگون می‌سازد.
نسخ در آیه نجوا به سبب همین تغییر مصلحت است. در شرایطی، مصلحت اقتضا می‌کرد که مسلمانان برای دیدار خصوصی با پیامبر (ص) صدقه‌ای را بپردازند، اما پس از مدتی، این مصلحت اقتضا می‌کرد که مسلمانان برای دیدار خصوصی با پیامبر (ص) صدقه‌ای را بپردازند، اما پس از مدتی، این مصلحت از بین رفت و حکم پیشین تغییر یافت.
بنابراین شرایط و مقتضیات می‌تواند سبب دگرگونی در مصالح و مفاسد واقعی گردد و در پی آن، احکام تغییر یابند.
۵-۱-۳٫ تغییر در شیوه و زمینه‌های اجرای حکم:
مکلفان همواره در یک وضعیت نیستند. شرایط زمان و مکان نیز پیوسته در حال تغییر است، از این رو شیوه یکسان برای اجرای برخی از احکام شرعی امکان‌پذیر نیست. در قوانین اسلام، بسیاری از تغییر حالات پیش‌بینی‌شده و روش‌های گوناگونی برای شرایط مختلف قرار داده شده است. پیش‌بینی حالت بیماری و اضطرار یا بیان راه‌کارهای خاص در احکامی مانند تیمم (به جای وضو یا غسل)، پرداخت فدیه (به جای روزه برای افراد ناتوان) از جمله شیوه‌های انعطاف‌پذیری اجرای احکام اسلام است.
در مواردی، تشخیص تغییر روش اجرای حکم یا تصرف در اجرای احکام بر اساس شرایط مقتضی، بر عهده فقیه یا حاکم شرع است.
تشریع تدریجی حرمت شراب نمونه‌ای دیگر از تغییر روش اجرای حکم است. شراب در شریعت اسلام، از همان روز نخست، حرام بوده و هیچ‌گاه اسلام آن را تأیید نکرد، اما تحریم بدوی آن به تعطیلی این حکم الهی می‌انجامید. قرآن با در نظر گرفتن مصالح، آن را گام به گام تشریع کرد تا به حکم نهایی دست یافت.

۵-۲٫ بررسی رابطه تغییرپذیری احکام قرآن

تغییرپذیری احکام و هماهنگی آن با شرایط زمان و مکان، از ویژگی‌های خاص شریعت خاتم است. اسلام با تشریع احکام انعطاف‌پذیر برای شرایط متحول، کارآمدی و جاودانگی قوانینش را تضمین کرده است. در قرآن افزون بر اشاره به اصل تغییرپذیری احکام، مواردی از این تغییر یافت می‌شود. تغییرپذیری احکام قرآن در دو آیه مطرح شده است:

    1. «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیر»[۸۵]؛

«هر حکمى را نسخ کنیم، یا آن را به [دست‏] فراموشى بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را مى‏آوریم مگر ندانستى که خدا بر هر کارى تواناست؟»

    1. «وَ إِذا بَدَّلْنا آیَهً مَکانَ آیَهٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ به ما یُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ»[۸۶]؛

«و چون حکمی را به جای حکم دیگر بیاوریم- و خدا به آنچه به تدریج نازل می‌کند داناتر است- می‌گویند: «جز این نیست که تو دروغ‏بافى.» [نه] بلکه بیشتر آنان نمى‏دانند.»

۵-۳٫ نسخ و تغییرپذیری احکام

نسخ در قرآن گاه به سبب تغییر شرایط و مقتضیات زمان است و گاه به سبب نزول تدریجی و جایگزینی مرحله‌ای قوانین است که در هر دو صورت بر تغییرپذیری احکام قرآن دلالت می‌کند.
۵-۳-۱٫ نسخ و احکام متناسب با مقتضیات
شرایط و احوال زندگی انسان‌ها پیوسته در تغییر است و هر روز مقتضیات خود را دارد، از این رو دسته‌ای از احکام در شرایط گوناگون، جابه‌جا می‌شوند. گاه یک مصلحت اقتضا می‌کند حکمی تغییر یابید و حکمی دیگر جایگزینش شود. شارع حکیم با در نظر گرفتن این ویژگی در زندگی انسان‌ها، احکامی متغیر و متناسب با مقتضیات تشریع کرده است؛ به گونه‌ای که با تغییر مصالح، احکام متناسب وضع می‌شود.
در آیات احکام قرآن نیز تحول‌پذیری شرایط در نظر گرفته شده است. تعدادی از احکام قرآن متناسب با شرایط و مقتضیاتی دگرگون پذیر تشریع شده که پس از تغییر شرایط، احکام دیگری جایگزین آن شده است. هر یک از این احکام قرآنی در جای خود ثابت هستند، اما وابسته به تحقق شرایط و مصالح می‌باشند؛ بدین معنا که با تحقق شرایط هر یک، حکم متناسب با آن اجرایی می‌شود.
نمونه این احکام، وجوب پشتیبانی مالی از دولت اسلامی است که در قرآن کریم با نام «انفاق در راه خدا» از آن یاد شده است. این وجوب تا هنگامی است که دولت نیاز مالی داشته باشد. پس از تشریع خمس و زکات، نیازهای مالی دولت اسلامی برطرف گردید، از این رو این تکلیف برداشته شد، اما اگر دولت به هر دلیل، نیاز مالی پیدا کرد، این تکلیف واجب می‌گردد.[۸۷]
مجتهد می‌بایست در درجه نخست این‌گونه احکام قرآن را تشخیص داده و در مرحله دیگر، مصالح و مقتضیات روز را درک کند تا متناسب با تغییر شرایط، احکام متناسب را استنباط کند. اینک، به نمونه‌هایی از تشریع احکام متناسب با مقتضیات اشاره می‌شود.
۵-۳-۲٫ نسخ و تشریع گام به گام احکام
از ویژگی‌های منحصربه‌فرد شریعت پیامبر خاتم، تشریع تدریجی برخی از احکام و حرکت و همراهی با تغییرات و تحولات زمان و مکان است. اسلام در بین مردمی ظهور کرد که در انحطاط کامل فرهنگی به سر می‌بردند و در آغاز راه، با گروهی برخوردار از عقاید و رسوم ناپسند رو به رو بود؛ انسان‌هایی که بر آداب و رسوم خود تعصب نشان می‌دادند. اگر پیامبر آیین خود را یک باره بر مردم عرضه می‌کرد، چه بسا مردم بر نمی‌تابیدند و کسی به آن نمی‌گروید. از این رو بسیاری از احکام اسلامی در همان آغاز بعثت پیامبر تشریع نشد، بلکه پس از سپری شدن مدتی و پدید آمدن شرایط لازم، احکام ابلاغ گردید.
خداوند در قرآن برخی از احکام را به صورت تدریجی تشریع کرد؛ بدین گونه که با زمینه سازی، پایه‌های رسوم جاهلی را سست ساخت و بنیان آن را فروپاشید. در این روش، شارع حکیم احکام را مرحله به مرحله تشریع کرد تا به مقصد نهایی خود رسید. گاهی فرایند اقتضا می‌کرد که شارع در نخستین گام‌ها، با برخی از آداب و قوانین حاکم بر جامعه همراهی کند و در مراحل بعد، با مقدمه‌چینی، آن را منسوخ سازد.
۵-۳-۳٫ معنای لغوی نسخ
نسخ در لغت در دو معنای نقل و ازاله استعمال شده است[۸۸].
فراهیدی در العین می‌گوید: «نسخ عبارت است از نوشتن کتابی از روی کتاب دیگر و نیز عبارت است از زایل کردن امری که به آن عمل شده است با امری دیگر؛ مثل آیه‌ای که در امری نازل شود، سپس برای تخفیف، آن آیه با آیه‌ی دیگرنسخ شود.»[۸۹]
فیروزآبادی می‌گوید: «نسخ» به دو معنا آمده است:

    1. نقل همان‌گونه که به کتابت نسخ می‌گویند: «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»؛[۹۰]«ما از آنچه مى‏کردید، نسخه برمى‏داشتیم‏».
    1. رفع و ازاله؛ مانند: «نسخت الشمس الظل؛ خورشید سایه را از بین برد»؛ بنابراین، برداشتن حکمی با حکم دیگر نسخ است برای اینکه این باطل کردن حکم و جایگزین کردن حکمی دیگر به جای آن است؛ مانند آمدن نور خورشید به جای سایه.[۹۱]

البته، معانی دیگری نظیر ابطال، تغییر، تبدیل، تحویل و نسخه‌برداری برای نسخ ذکر شده است[۹۲] که به دو معنای یادشده بر می‌گردد.
در قرآن کریم نسخ به هر دو معنا آمده است.
معنای اول (نقل) مانند آیه شریفه:
«هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»؛[۹۳]
«این است کتابِ ما که علیه شما به حق سخن مى‏گوید. ما از آنچه مى‏کردید، نسخه برمى‏داشتیم».
و معنای دوم (ازاله) نظیر آیه شریفه:
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فی‏ أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللَّهُ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیم‏»؛[۹۴]
«و پیش از تو [نیز] هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم جز اینکه هر گاه چیزى تلاوت مى‏نمود، شیطان در تلاوتش القاى [شبهه‏] مى‏کرد. پس خدا آنچه را شیطان القا مى‏کرد محو مى‏گردانید، سپس خدا آیات خود را استوار مى‏ساخت و خدا داناى حکیم است‏».
همچنین آیه شریفه:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 265
  • 266
  • 267
  • ...
  • 268
  • ...
  • 269
  • 270
  • 271
  • ...
  • 272
  • ...
  • 273
  • 274
  • 275
  • ...
  • 351

آخرین مطالب

  • فایل پایان نامه با فرمت word : ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد تحلیل ارتباط عملکرد بازار سرمایه ...
  • دانلود منابع پژوهشی : دانلود فایل های پایان نامه درباره تاثیر بازاریابی درونی بر رفتارهای ...
  • دانلود فایل ها در رابطه با تجارت الکترونیک در صنعت ...
  • سایت دانلود پایان نامه: ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی رابطه ی میان قابلیت های ...
  • بررسی موانع استقرار دولت الکترونیک در شرکت گاز استان اردبیل- ...
  • مطالب پژوهشی درباره : اثر یک دوره ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره تعیین تناسب اراضی ...
  • دانلود پژوهش های پیشین درباره اثرات پیاده ‏سازی شهر الکترونیک ...
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع چالشهای برنامه ریزی مدیریت ...
  • دانلود منابع تحقیقاتی : پروژه های پژوهشی در مورد بررسی نقش خصوصیات شرکت (در ...
  • مطالب پژوهشی درباره بررسی اثر انتشار صکوک بر نوسان قیمت ...
  • دانلود منابع تحقیقاتی : پروژه های پژوهشی در مورد کاربرد ضایعات چای بعنوان ...
  • دانلود فایل پایان نامه : پژوهش های پیشین با موضوع امین زاده- فایل ۴۸
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد انتخاب بازار برای فعالیت صادرات اولیه،تفاوت بین ...
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی رابطه مولفه های ...
  • پایان نامه با فرمت word : دانلود پایان نامه درباره بررسی اثر اندرکنش خاک و ...
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : پژوهش های پیشین با موضوع ارزیابی کاربرد سیستم اطلاعات ...
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : پژوهش های انجام شده در مورد بررسی عقد مغارسه ...
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد بررسی میزان اثربخشی سازمانی بر ...
  • تحقیقات انجام شده در مورد : بررسی رابطه تغییر نرخ ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد جلوه های ادب تعلیمی در ...

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
 هشدار درآمدزایی دوره‌های هوش مصنوعی
 فروش عکس آنلاین درآمدزا
 اعتمادسازی در وبسایت
 مدیریت پیج اینستاگرام
 درآمد از استریمینگ بازی
 راهنمای افزایش فروش
 خطرات کسب درآمد از اپلیکیشن‌ها
 فروش دوره آموزشی موفق
 تولید محتوای گرافیکی فروشی
 چالش‌های رابطه‌های سریع
 پیشگیری از پریتونیت گربه
 کسب درآمد از تبلیغات اینترنتی
 طراحی لوگو سفارشی درآمدزا
 احساس گیر افتادن در رابطه
 آموزش استفاده از Midjourney
 جذابیت در روابط عاشقانه
 بهترین پت شاپ آنلاین ایران
 مدیریت اضطراب در رابطه
 تحلیل فلسفی عشق
 بیتلاشی در رابطه عاشقانه
 تغذیه سگ هاسکی
 ایجاد تفاهم در رابطه
 تربیت سگ پامرانین
 شناخت کم خونی گربه
 ناخن گرفتن گربه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان